مردم شناسی بی مردم شناسی

مردم شناسی بی مردم شناسی

نویسنده : زهرا- خسروی

انصافا یک جاهایی از زندگی را باید بُرید، باید آن جاها را آلزایمر گرفت، باید باهاشان مثل روغن و آب شد، نباید تویشان حل شد، یک جاهایی ضربه که میخوری، یک جاهایی که نیاز است بلند شوی تا دوباره با تریلی از رویت رَد نشوند همانجاها را باید بُرید. باید برای چند ثانیه حتا قیچی شد، ولی بعضی جاها هِی میخواهی فشار دهی تا بزور هم شده تجدید لحظه کنی نگذاری سیاه سفید شوند، نگذاری بروند توی تِرَش(سطل زباله را عرض میکنم)مغزت(!)

اصلا هیچ چیزی بر پایه قانون نیست توی این دنیای کوفتی، آدم ها هم از این دنیا کم ندارند بی‌قانون ترین موجودِ زنده کلِ کهشان شیری که چه عرض کنم از اولِ بیگ بَنگ (انفجار اولیه کهکشان) آدم ها اسطوره‌های فراموش نشدنی و بَس بی قانونن مثل ساعت هر ثانیه باید باهاشان یک جوری رفتار کنی از یک طرف آنقدر به دل می‌شینند که میخواهی پیشانی‌شان را ماچ باران کنی و ثبت کنی توی دفترچه خاطرات و یه لحظه مثلِ ارتشِ هیلتر روی تردمیل مغزت بدو بدو میکنن و کَله‌ات را از حرف‌های چرت و بی درو پیکرشان پُر میکنند که دلت میخواهی آلزایمر بگیری از دستشان یا مثلا آرزو کنی کاش زمان متوقف شود و با گیوتین سرشان را از وسط دو نیم کنی و یک آخیش بکشی(!)

شاید تصوراتم خنده دار بیاید، شاید ابلهانه باشد، شاید بگویید این دخترک دیوانه شده ولی به جانِ خودتان نه به جانِ ترک‌های دیوارتان آدم ها آرام و قرار ندارند، آدم‌ها ثابت نیستند، نباید بهشان اعتماد کرد، اعتماد کردن یعنی ساختن یک پرتگاه که لبه‌اش نشستید و هِی جلو عقب میروید، شاید بگویید خوب اینطور که نمیشود بی اعتماد بودن هم چیزِ خوبی نیست، درست می‌گویید ولی اعتمادی درست است که پایه‌های عقل درون سالنِ مغزتان حکم فرما باشد، اعتمادی درست است که منطق وزیر دست راستتان باشد اعتمادی درست است که بزند توی شکم (توجیه) توی روده های‌(بهانه) نمیگویم اعتماد نکنید ولی یادتان باشد که آدم ها همیشه یک جور نیستند گاهی میشوند شبیه گودزیلا (شاخِ فیلم های اکشنِ کره ای) گاهی میشوند آب پریا (شاخِ فیلم های کودکانه خودمان) اعتمادتان به جا باشد و محتاط باشید. برای خودتان قدم‌ها را بشمارید و قبل از برداشتن قدمِ بعدی یک قدم از حریف جلو باشید که اگر زد کازه کوزیتان را شکست، پلی برای عقب گرد داشته باشید. این مقوله جای حرف زیاد دارد ولی ما با خواندن چند ترم مردم شناسی به هیج جایی نمیرسیم...!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Narjes_sf
Narjes_sf
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
چه پنددهنده!!چه قدم عالی:))خسته نباشی نویسنده یِ با استعداد:)//باید باهاشان مثل روغن و آب شد!!
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
نویسنده ؟با استعداد؟اونم من؟ نگو به صنفشون بَر میخوره ها!ما کجا نویسندگی کجا بابا !همی که خوندی دَمِت ممنون(:
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
اتفاقا امروز مامانم نشسته بود به درد دل کردن از این آدم های ناشاخته ی تو زرد درآمده! یک دل خونی هم داشت! البته گاهی هر کاری هم که بکنی این آلزایمر لعنتی گرفتنی نیست که نیست...
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
فرانک تو زرد درآمده را خوب آمدی، باید گیوتین باشد، چاره همین است و بَس وگرنه با بنزینم ریششون خشک نمیشه لامذهبا!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٢
١
٠
ما فقط وظیفه داریم خودمون عملکرد خوبی داشته باشیم با کمی چاشنی اعتماد و احتیاط ؛ متن قشنگ بود ولی دوز بدبینی ش یه کوچولو بالاست بنظرم.
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
قبولدارم زیادی نیمه خالی چِسبیدم و وِل کنش نبودم اما باید بگم گاهیم باید تَشَر زد به آدمایی که زود گول میخورن شاید فرجی شد و یکم دور و اطرافشونو شناختن!
sepide
sepide
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
باید محتاط عمل کرد!
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
کلِ متن در همین کلماتِ تو(:
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
نه خوش بینی مطلق نه بدبینی مطلق فقط واقع بینی
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
خوب آمدید این جمله را آقای جلال(:
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
خونده بودمش تو وبت!(ایکون ضد حال!)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
بدیام همیناین که خوندی تو وب(:ضد حال پشت ضد حال(!)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
یک نوشته هایی هست که یه مقطعی از زندگی حرف دل آدمه ولی بعد که اون دوره ی گذار رو طی کرد دیگه مفهوم اولیه رو براش نداره. شاید بعدها این متن هم برای تو این حکم رو پیدا کنه. ولی با بخش اول حرفهات تحت هر شرایطی موافقم اصلا یک جاهایی رو باید سانسور کرد سیاه و سفیدش کرد شطرنجی کرد...
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
نسرین؟این دروغایی که میگی راسته؟چِ میدونم والا از بَس خوردم که باید لاشمو از فرق سرشون جمع کنن ، نارو بخوردی از جنس خودت خیلی بد است خیلی، دوست دارم آن صحنه را مرض بگیرد برود از صفحه ی ذهن ، همش در حال پِلی شدن است ..
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
قشنگ و آموزنده بود ممنون از متن قشنگت :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
مچکرات سحر جان(:
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
یه کم منفی گفتی که اشکال نداره..آدم گاهی هرکارم کنه بازم این دید منفی به همه ی مثبتای دنیا میچربه...... مرسی از اینکه از اصطلاحات نجومی استفاده میکنی...من خیلی دوس میدارم...حلا یه سوال؟! مگه آدما (نسل بشر) از بیگ بنگ وجود داشتن؟؟ به هر جهت مرسی از شما...شیک نوشتی...قلمت مستدآم...اوقاتت همیشه به شادی(^_^)
آقای_شوژ
آقای_شوژ
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
مردم رو نمیشه با کتاب شناخت و نه با تجربه! اصلاً کلاً مردم آدمایی نیستن که بشه شناختشون!!! :)
Cold
Cold
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
کاش میشد یه جاهایی رو آلزایمر گرفت...خوب بود :) هرچند وقتی داری بین مردم زندگی میکنی راهی بجز اعتماد برات نمیمونه!...مرسی :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣