غرق در بی‌اعتمادی

غرق در بی‌اعتمادی

نویسنده : mra

لبه استخر را محکم چسبیده بودم و ترس داشت انگشت‌هایم را بی‌حس می‌کرد. چند متری هم از طناب اخطار که مرز بلدها و نابلدها بود گذشته بودم. خب معلوم است که شنا بلد نبودم و این را دایی هم می‌دانست. می‌دانی دایی جان در آن ظهر تابستان به تو اعتماد کردم و دستم را دادم که من را از آب بکشی بیرون. و اگر می‌دانستی که بعد از آن تابستان تا همین امروز به هیچ آدمی دیگر اعتماد ندارم هرگز دستم را از میانه راه رها نمی‌کردی.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
امان از بی اعتماد شدن!
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
تقریبا کل وبتون اونی که توبلاگفا بود والانم که توبلاگ هستین رو خوندم!تاحالا روشن نشده بودم!واقعاعالی مینویسین!!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
آخ آخ آخ .آیا ول کردن آدم در قسمت پر عمق کار درستی است؟؟
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
واقعا اين در زندگي هم هست ، بي اعتمادي!!!!!!!! عالي با طعم پرتقالي ^__^
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
واقعا کوتاه و پرمعنی بود .... موفق باشین.... :)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
بی اعتماد شدن به همه کس خوب نیست! همونطور که اعتماد کردن به هر کس خوب نیست!
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
جالب بود^_*امیدوارم اعتمادتون دوباره برگرده:)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
بهترین راه شنا یاد گرفتن همینه . ما رو تو دریا ول میکردن :| من میرم دنبال پدر واقعیم بگردم :))) البته مطلب جالب و عالی ای بود.
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
منم همین معضل رو داشدم...ولی خو زود ب همه اعتماد میکنم.نمدونم چرا؟؟ممنون=)
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
گاهی برای رفع ان ترس درونی ب میان دل شیر باید رفت... تودستم را رها کردی اما کاش میدانستی ک بامن چها کردی
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
تبلیغات
تبلیغات