آدمی نیز اولاد همین اشتباهات بیهوده ست

آدمی نیز اولاد همین اشتباهات بیهوده ست

نویسنده : yekta_b

جعبه‌ی قرص‌های بابا از لحاظ ابعاد، کوچکترین شی دنیاست که می‌تواند اشک من را حسابی دربیاورد. از بغض خفه می‌شوم وقتی متنی را از روی گوشی به مامان نشان می‌دهم و او خونسردانه می‌گوید عینک ندارد و خودم باید آن متن را برایش بخوانم. آخر من هی یادم می‌رود دیگر دخترک ده، دوازده ساله نیستم! هی یادم می‌رود زمان چقدر گذشته! من هی فرسایش تمام این سال‌ها یادم می‌رود! هی یادم می‌رود «زمان» قَدَر‌ترین دشمن بشر است، من هی یادم می‌رود...

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
واویلا. یعنی یکی از بزرگترین دردهای زندگیم دیدن اینه که پدر و مادرم جلو چشمم پیر میشن
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
و کاری هم نمیشه کرد :(
kianaz
kianaz
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
قشنگ بود عالي با طعم پرتقالي ^__^
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
ممنون که خوندین :)
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
ناگهان چقدر زود دیر می شود
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
بله ... هعی ...
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
مسیری که همه باید برن فقط مال بقیه نیست :) ان شاالله همیشه زنده باشن ، مطالب کوتاه خیلی خوبه :)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
چه جمله ی خوبی بود :) - منم متن های کوتاه رو مثه خودت بیشتر میدوستم ؛)
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
همینقدر که خدا این زمان رو بهتون داده تا در کنار خانواده باشید و سپری شه واقعا نعمت بزرگیه. همینکه فرصت داریم شاهد پیریشون باشیم و اونا هم شاهد بزرگ شدن ما باشن
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
حق با شماست ...
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
مؤمن اسیر زمان نیست. مؤمن فرای زمان است...
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
چه امیدوارانه ...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/١٢
٠
٠
برای منم سخته :(
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
سخت که هست چاره ای نیست :(
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
یکتا جان تولدت مبارک...انشاءالله زندگی در دنیا و اخرتت همراه با خوشبختی باشه.:)
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٤/٢٠
٠
٠
ممنونم بانو :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠