کنکور یا سیزده بدر؟!

کنکور یا سیزده بدر؟!

نویسنده : judy_abbott

بس که من و همکلاسی‌هایم بی‌خیال و راحت بودیم روز کنکور حوزه را گذاشته بودیم روی سرمان، من با شلوار ورزشی دارای راه راه‌های سفید و پا برهنه کف لیز کلاس برای خودم سر می‌خوردم و برای بچه‌ها جک می‌گفتم و بقیه هم مشغول پخش خرما و شربت خاکشیر و مراقب طفلکی در تلاش برای ساکت کردن ما! (در حالی که از پسرهای توی سالن کوچکترین صدایی نمی‌آمد!) هر کدام‌مان نفری یک پلاستیک یا ساک دستی پر از خوراکی و شکلات و میوه و شربت و ساندویچ نون پنیر و... آورده بودیم طوری که وقتی آقای رئیس حوزه ما را با آن تیپ‌ها و آن همه خوراکی دید با تعجب داد زد: مگه شماها اومدین سیزده بدر؟!

سر کنکور هنر هم ماشالا 3 ساعت همگی بیکار بودیم و عکس‌های دفترچه را نگاه می‌کردیم! از شانس خوبم مراقب‌ها معلمان آشنا بودند و حسابی تحویلم گرفتند: یک عطسه کوچولو کردم برایم جعبه دستمال آوردند! یک ذره پاهایم را مالیدم فوری برایم یک صندلی دیگر گذاشتند روبه‌رویم که «پاهایت را بذار روی این اگه درد میکند!» بعد هم که دیدند بیکارم هی اصرار که «بخواب جودی جان! سرت را بذار بخواب تا خستگی  کنکور صبح از تنت در برود!» جایتان خالی خیلی چسبید فقط یک خرده بلندگو سر و صدا می‌کرد انگار نه انگار ما خوابیم!

و اما توانایی‌های کسب شده من در این سال:

1- همزمان با چشمانم درس بخوانم، با دستانم اس.ام.اس بازی کنم و حتی در صورت وجود امکانات با پا تنبک بزنم!

2- تماشای تلویزیون از سوراخ در اتاق! (در حالی که از ترس مامان جان مثلا رفتم درس بخوانم!)

3- بهبود توانایی «اسپایدر جودی!» به صورت بالا رفتن از کمد در سه سوت برای رو به راه کردن مهتابی هر 5 دقیقه!

4- نهایت استفاده کردن از ایام طلایی عید (از این نظر البته!)

 

5- تحمل فشار سنگین سال کنکور

 

6- شلوغ کردن اتاقم تا این حد! (اتاق خودمه)

 

 و هزاران توانایی ارزنده دیگر! خدا کنکور را خیر دهاد!

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
=)))))) واقعا خسته نباشی با این همه تلاشی که در راستای کنکور کردی :)))
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
قوربون شوما خسته نیستم:))
n_rohani
n_rohani
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنون منم اتفاقا روز کنکور داستان مشابه ای داشتم
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
منم ممنان:)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
یعنی مدیونی اگه یه رقمی نشه رتبه ت‎;)‎
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
واقعا.....خودزنی میکنم کمتر از 1 شم:دی
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
خخخخخخخخخ من حالتو درك ميكنم :دي
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
مرسی.....خوشالم ک یک درک کننده دارم:دی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
دقیقن عین خودمی!سوالا بسته بود دیگه!هنو اون بلند گوعه اعلام نکرده بود،شرو کنید،ما باز میکردیم!یهو مراقبه ی صدایی میشنید،دوباره از طرف دیگه صدای باز کردن میومد!اصن ی وضی!خخخخ
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
خخخ.....آره مام با اون بسته ها درگیری داشتیم همه با هم صدا پلاستیکشو در میاوردیم هی مراقب میگف باز نکنین باز نکنین!
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
کنکور استعدادهای نهفته را شکوفا می کند
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
آره واقعا........ تازه ی عالمشو برای جلوگیری از اطناب مخل نگفتم!
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
کاملا درک کردم چه گفتید
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
خخخخ وای چه قد عکس5خنده دار بود:))ان شالله یک جای خوب قبول بشیم:)
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
عکس 5 عکس سنگینیه دختر جان:دی.....ایشالا:)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
کنکور؟؟؟ چه مصیبتی!!! واقعا درکت میکنم. اه اه اه ...
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
خخخ.....روزش ک ب ما خیلی خوش گذشت....مرسی بخاطر درک:))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
خخخ ... تا باشه از این کنکورها و این کنکوریها باشه...:))
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
خخخ.......بله کنکوری مث ما دیه پیدا نمیکنین:دی
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
خسته نباشی عزیزم ایشالله با خبرای خوش بیای:)
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
سلامت باشی عزیزم....ایشاالله:)))
دختر آریایی
دختر آریایی
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
سال مزخرفیه انصافا...!کار خوبی کردی خوش گذروندی...انشاءا...نتیجه خوبی هم بگیری:)
judy_abbott
judy_abbott
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
انصافا......انشاالله......مرسی عزیزم:))
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
بسیار باحلا و عامیانه و خنده دار......حالا دارید کنکور زبانو میگید دیگه....؟؟؟ یا نه ریاضی ....الکی؟؟؟
جووووووووووووووودی ام
جووووووووووووووودی ام
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
ن بوخودا همش عین حقیقته.....سر کنکور ریاضی.......همون اصلیه:دیییییی.......مرسی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
احسنت...کار درستو شما انجام دادی :))
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٤/٠٤/١٠
٠
٠
عجب!!!!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٦/٠٦
٠
٠
ایشالا سالهای سال با همین روحیه شاد زندگی کنین و غم و غصه هارو فراری بدین ... تولدتون مبارک :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

نام تو

٩٦/٠٥/١٩
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
آن‌ها از تپش هماهنگ قلب‌هایمان چه خبر دارند؟

نامه هایی به همسرم / نامه سوم

٩٦/٠٥/١٩
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
تا دل به بودنش خوش باشد

کاش دل هم خانه داشت

٩٦/٠٥/١٩
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

عشق و تبسم

٩٦/٠٥/١٩
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات