مهربان پروردگارم...

مهربان پروردگارم...

نویسنده : f_yazdi

چقدر خوب است كه هستی، كه اگر تو نبودی من هم نبودم. چه می‌گويم؛ هيچ نبود، هيچ ذره‌ای. چقدر بر خود می‌بالم كه تو روح زندگی را در من دميدی. پروردگارم، مهربانم، تويی كه در هر لحظه و شرايطی، در هر نقطه و مكانی و در هر ثانيه و زمانی كه بخواهم صدايت می‌زنم و تو با حوصله به من گوش می‌كنی.

پروردگارم، مهربانم در اين لحظه زيبای آرامش از تو می‌خواهم كه دستم را رها نكنی. قدم‌هايم را آهسته‌تر بر می‌دارم و به پشت سرم نگاه می‌كنم، تو هميشه با منی. در هر لحظه، در هر مكان و در هر زمان... تو را می‌بينم كه همچون شبنمی زيبا چكيده‌ای روی گلبرگ گل‌های رنگارنگ. تو جريان داری در زندگی من، مثل هوا و اكسيژن در فضای زمين.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
جمله اول خیلی قشنگه.....چقدر خوبست که هستی...ممنون عالی بود فاطمه جان.:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
مرسی دوستم ، قابلتو نداشت. خوشحالم که ارتباط برقرار کردی . مرسی از کلیک حضورت :))
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
بی نظیر شروع کردی، جان کلام همینه، شُکر بابت بودنش.
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
ممنونم مشکات عزیز ... نظر لطفته ... مرسی از کلیک حضورت :))
na3er
na3er
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
پرفکت.
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
Thank you ... مرسی از کلیک حضورتون :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
شکـــــــــــــــــــــــر :) خیلی هم شیک ولطیف...مرسی از شما (^_^)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
مرسی عزیزم لطف داری .... مرسی از کلیک حضورت :))
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٣١
١
٠
خیلی عالیه مرسی .
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
خواهش میشه ... مرسی از کلیک حضورت :))
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
تمام لحظه های نفس کشیدنت پربادازاکسیژن خدا..........قشنگ بوددوستم......تبریک
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
ممنونم دوستم ........ خوشحالم که ارتباط برقرار کردی باهاش ............ مرسی از کلیک حضورت :))
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
تویی آفریننده بی منت من
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٠١
٠
٠
بله... خدایا... ! دلم مرهمی می خواهد از جنس خودت ! نزدیک ، بی خطر ، بخشنده ، بی منت... ! مرسی از کلیک حضورتون :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
زیبا و پر احساس ، بانو یزدی :)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
ممنون جناب بزرگواری ... خوشحالم که ارتباط برقرار کردید... مرسی از کلیک حضورتون :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات