درد بی‌درمانم باش!

درد بی‌درمانم باش!

نویسنده : sepide

تب برها عاصی شدند از دست ِ سرم! 

سرم مگر دست برمی دارد ازخیال ِ تو؟! 

آخر می‌دانی تب برها که ندیده اند آن چشمان عمیقت را 

وقتی تمام صورتت میخندد... 

ندیده اند آن نگاه ِ مهربانت را...  

اگر فقط یک لحظه دیده بودند آن نگاه ِ زیبای ِ لعنتی َت را 

میدانی چه پیش می آمد؟ 

تب برها خودشان تب بر لازم می شدند... 

و نمی‌دانی چقدر وحشتناک است که یک تب بر حتی نتواند خودش را آرام کند.

این اوج ِ فاجعه است... 

تو که خبر نداری از این ها عزیز... 

مرا بیمار ِ خودت کردی بس است... 

کس ِ دیگری را بیمار ِ خودت نکن که می‌میرم... 

حتی اگر بیمار ِ چشم‌هایت یک تب بر ِ ساده باشد 

بگذار آن چشم‌های ِ زیبای ِ لعنتی‌ات تنها ویروس ِ قلب من باشد... 

بگذار درد ِ بی درمانم باشی... 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
اگر درمانم تویی دردم فزون باد/وگر معشوقه ای سهمم جنون باد
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
:)ممنون ازنظر!
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/١٤
٠
٠
بقول فاضل نظری عزیز: هر گاه یک نگاه به بیگانه می کنی/ خون مرا دوباره به پیمانه می کنی/ ای آنکه دست بر سر من می کشی ! بگو/ فردا دوباره موی که را شانه می کنی ؟/ گفتی به من نصیحت دیوانه گان مکن/ باشد ، ولی نصیحت دیوانه می کنی
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
زیبابود!ممنونم
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
چه زیبا..
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
یکی درد و یکی درمان پسندد...
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
یکی وصل ویکی هجران پسندد
na3er
na3er
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
عالی بود مخصوصا( آخر می‌دانی تب برها که ندیده اند آن چشمان عمیقت را وقتی تمام صورتت میخندد... ) اورین
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
ممنونم:)))لطف دارین
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن/ روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد...
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
آخی من این بیتو تو کتاب قرابت هامون سبطی خوندم توروزای کنکور!در دم عاشقش شدم!مرسی ازنظر
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
من نیز چنین..
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
چه جالب!
Samira
Samira
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
قشنگ بود :)
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
ممنونم:))
فائزه
فائزه
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
عالی بود.عاااااااااااااااااالی!
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
مررررسی
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
قشنگ.ساده و دلنشین بود. انشاءلله به ارزوهاتون برسید:)
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
ممنونم:)))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
مثه خودت قشنگ بوووووووود:)
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
قررربونت عزیزم!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/١٥
٠
٠
سلام؛ عالی بود و از خوانش آن لذت بردم. ممنون :)
sepide
sepide
٩٤/٠٤/١٦
٠
٠
سلام!ممنون!لطف دارین جناب میرزا
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠