دست‌هایم خالی‌ست

دست‌هایم خالی‌ست

نویسنده : sUnBoY

آنگاه که بهار زندگیم را برایم آغازکردند. آنگاه که دعوتم کردند به فصلی نو. نمی‌دانستم که زمستانی در پیش است. که ناجوانمردانه سرد است و استخوان شکن. ای کاش همیشه در بهار زندگی می‌ماندم. کاش نمی‌فهمیدم...که نمی‌فهمم! کاش همیشه در بهاری می‌ماندم که بزرگترین دردم خراشیده شدن زانوانم بود، هنگامی که به دنبال توپم می‌دویدم.

کاش پاییزم فرا نمی‌رسید. کاش هیچ‌گاه نمی‌فهمیدم، نمی‌دیدم کودکانی را که به وقت آرمیدن من در خواب ناز درد می‌کشند از سرطان لعنتی. نمی‌دیدم مادری که برای پوشانیدن حاصل جانش، دخترکش، جامه میدرد و تن می‌فروشد.

نمی‌دیدم عالم صلوات نشخوار کنی را که حاضر نیست برای خریدن شاخه گلی از دخترک گل فروش لختی سوز سرما را به جان بخرد و شیشه ماشین چند صد میلیونی‌اش را پایین بکشد. نمی‌دیم چهره خسته پدری را که غروب شرمنده از بی‌حاصلی راهی سرایش می‌شود.

ای کاش نمی‌فهیدم. چه بهاری دارم وقتی به صورت دختران سرزمینم اسید می‌پاشند، چه خوش باشم وقتی آن‌ها خوش نیستند. وقتی نمی‌توانم، وقتی ساناز کوچولوی بی‌سرپرست ازمن می‌پرسد یعنی پدر و مادرم مرا نخواستند؟! بغض می‌کنم، خراشی در گلو، بیا ساناز... عروسکی که می‌خواستی، مغز چروکیده ناتواناست از پاسخ تو.

کاش نمی‌فهمیدم. کاش هیچ‌گاه امیر کوچک سرطانی ازمن نمی‌پرسید. یعنی خدا مرا دوست ندارد که خوب نمی‌شوم؟ باز هم زبانم قاصر است امیر کوچک. چه بهاری داشته باشم در این زمستان. دست‌های خالی و ذهن بی مقدار من بهار زندگی را در لبخند زودگذر ساناز و امیر می‌بیند. خسته از شعار و ریا، در حد درک این فکر خسته. برای همین دلم می‌خواهد قدرتی داشته باشم، برای نشاندن لبخندی بر لب شما. اما ببخشید بر من اگرناتوانم، دست‌هایم خالی ست ولی لبخند شما بهار زندگی من است. اگر نخندید، خزانم آرزوست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠١
١
٠
خیلی قشنگ و پر احساس بود آقا علیرضا ... تشکر از این مطلب عالی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
متن جالبی بود ممنون.
sepide
sepide
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
واقعا تاثیر گذار بود!ممنون ازشما!
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
درود بر شما . قشنگ بود
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
چه قد تامل .مچکرم^_*
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
تامل برانگیز*
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
واقعن چی باس گف ب این بچه ها؟؟
Cold
Cold
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
چه بهاری داشته باشم در این زمستان....خیلی خوب بود...مرسی
na3er
na3er
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
زیبایی درش موج میزد افرین
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات