وضعیت قرمز!
تقدیم به محمدحسین عباسی، رفیق عرب‌ زبانم

وضعیت قرمز!

نویسنده : میرزا

نمی‌دانم کربلا و نجف رفته‌اید یا نه؛ اگر رفته‌اید که خوشا بر احوال‌تان، بهشت روی زمین را دیده‌اید، اگر هم نرفته‌اید، خدا قسمت‌تان کند بروید نجف و از مسیر «باب‌القبله» به طرف حرم مولا قدم بردارید تا بفهمید من این‌جا چه می‌نویسم؛ البته این مسیر را بومیان «باب‌السلام» هم می‌گویند، چرا که می‌رسد به حرم امیرالمؤمنین و از کنارِ «باب‌الطوسی»، آخِرش ختم می‌شود به وادی السلام. الغرض:

ایستاده بودم کنار کتاب‌فروشیِ روبروی درِ ورودی حرمِ مولا و منتظر یکی از دوستان، که از زیارت بازگردد و با هم به طرف منزل حرکت کنیم. از قبل کنار همین کتاب‌فروشی وعده کرده بودیم که هر کدام‌مان زودتر زیارتش تمام شد، این‌جا بایستد و منتظر بماند تا آن یکی بیاید و از جایش هم جُم نخورد و الا تمام؛ باید در تمام عرب و عجم بگردی تا رفیقت را بیابی! از قضا بنده چون خیلی بیش از حدِ نیاز کم‌حوصله‌ام، زودتر از او زیارت کرده و کتاب‌های کتاب‌فروشی را از پشت ویترین دید می‌زدم. از آن‌جایی که کتاب‌ها عربی بودند و من فقط در حد نیاز کلمات عربیِ مرسوم را از بر بودم، عنوان بعضی را می‌فهمیدم و الباقی را از کنارش می‌گذشتم.

همان‌طور که مشغول بالا و پایین کردن کلمات عربی بودم و دنبال ریشه و اصل و اساسِ کلمات می‌گشتم، از دور خانمی درشت هیکل، بچه‌اش را روی زمین می‌کشید و تند‌تند به سمت من می‌آمد. این‌که می‌نویسم می‌کشید، واقعا می‌کشید! مثل کسی که در فیلم‌های وسترن به اسب ببندند و روی زمین بکشانند. همان‌طور که می‌آمد به سمتم، کلمات عربی و اصل و ریشه‌اش از ذهنم پرید و از ترس و از سرِ عادت بر زبانم جاری شد: «یا اباالفضل!...»، بعد یادم آمد که در نجفم و مولا، پدر حضرت ابوالفضل هستند و هر چه باشد پدر در اولویت است؛ بماند «کلهم نور واحد»، اما کو تا پیغام برسد به کربلا و بین‌الحرمین! (العیاذ‌بالله) چون در جوارِ حرم حضرت علی علیه‌السلام هستم، شاید زودتر جواب بدهد و از ذهنم گذشت: «یا‌ امیرالمؤمنین! برس به داد این میرزای‌ِ ناتوان، که به همسرم قول دادم سالم برگردم.»

خانم بلند قد و درشت اندام که من در مقابلش بسانِ ذره‌ای بیش نبودم، به من که رسید، از سرعتش کم کرد و بی‌هیچ مقدمه‌ای با عجز و ناله و لهجه غلیظِ عربی عرضه داشت: «مراحو حیویه». بچه‌اش فرصت کرد از روی زمین بلند شود و خودش را بتکاند. خدایا! چه می‌گوید؟ از قبل هر چه کلمات ضروری بود برای سفر آماده کرده بودم و در منزل حتی آن‌قدر عربی بَلغور کرده بودم که همسرم شاکیِ رفتنم شده بود؛ آثار این عربی کار کردن حتی در مطلب آخِرم هم (عبور موقت)، کاملا هویداست. اما «مراحو حیویه» را کجای دلم بگذارم!

دست و پا شکسته حالی‌اش کردم که «انا ایرانی» و رفیقی دارم که عرب است و اهل عراق؛ کمی صبر کند تا او بیاید و خواسته‌اش را برآورده کند. زن اما خیلی مضطرب بود و بچه‌اش را همین‌طور کشان‌کشان به اطراف و اکناف پرت می‌کرد. از این سر کتاب‌فروشی تا آن سرش رژه می‌رفت و من خدا‌خدا می‌کردم که این رفیق عرب‌مان بیاید و مرا از این وضعیت قرمز نجات دهد و گره از مشکل این زن که لهجه‌اش به کویتی‌ها می‌خورد، باز کند؛ شاید شوهری، پسری، قوم و خویشی از او جایی گرفتار باشد.

با آمدن رفیقم، با اشاره به زن فهماندم که «شوفی» و به سمتش برود. زن که از خوشحالی بال درآورده بود، دوید به سمت دوستم و باز بچه‌اش تلو‌تلو می‌خورد. از دور دیدم که دوستم اشاره به کنار کتاب‌فروشی می‌کند. انگشت سبابۀ رفیقم را که دنبال کردم، ختم شد به همان جایی که چند دقیقه قبل‌ترش آنجا بودم و مدت‌ها «مستراح»، «مرحاض»، «مرافق» و یا «دوره المیاه»، حفظش کردم و زن هم دوان‌دوان به سمت آن طرف رفت.

این است که اگر گذرتان ان‌شاءالله به عراق افتاد، حواس‌تان به لهجه‌ها و کلمات متشابهِ «دست‌شویی» مرسومِ خودمان باشد که در سفر از اوجب واجبات است. نوشتم که نوشته باشم و بعد نگویید که کسی نه نوشت و نه گفت!

(میرزای اصفهانی/ 27 خردادماه 1394 خورشیدی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خب چرا بچه ی طفل معصومو رو زمین می کشیده
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ ممنون از وجود و حضور شما بانو؛ این خودش یه نشونه س که در مواقع اضطرار بچه کیلویی چند! اینطور نیست خانم؟
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
درود بر شما. آهاااااااا گرفتم :))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
درود بر خود شما، چه دیر! :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
:))
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
چه جالب بود...:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام خانم عقیقی؛ ایشالا قسمت بشه بازم برید و از این موارد جالب در کنار زیارتتون داشته باشید. ممنون از شما :)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
زیارتتون قبول باشه.ممنون بابت اینکه گفتین قسمت بشه برین.انشالله ماهم روزی اونجا باشیم.:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
ان شاءالله، ان شاءالله به حق مولا علی!
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
زيارت قبول جناب ميرزا :) البته ما خودمونم تو زبون فارسي صدجور اسم گذاشتيم براي اين "مراحو حیویه" :))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ جای شما سبز سیدجان؛ ممنون از حضور همیشگی و لطفی که دارید. بله همینطوره و این جور اسم ها در عرب به صورت قوم و قبیله ای هست. بازم ممنون.
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
راستي سلام يادم رفته بود :)) سلام :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام نکرده عزیز هستید برادرم :)
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خيلي قشنگ و زيبا بود
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ خوش آمد میگم ورودِ 4 روزۀ شما را به دنیای باصفای جیمی ها و خوش آمد میگم به شما و تشکر میکنم که از امضاء کنندگان ذیل مطلب بودید به واسطۀ کامنت، باز هم متشکر :)
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
ممنون از استقبال گرمتون ^__*
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
١
٠
خواهش می کنم، روزهای خوبی را در جیم بگذرونید :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
مث همیشه خیلی شیرین و جذاب نوشتین زیارت تون مقبول سوغاتی های دیگر را چشم در راهیم:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ ممنونم خانم بزرگوار، این لطف شماست که شامل حال من شده. جای شما سبز و امیدوارم به زودی قسمتتون بشه. بازم متشکر.
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
1.زیارتا قبول،دعا کردین واس ما؟؟2.ایشالا قسمت همه شه.من ک لیاقتشو نداشدم تاحالا3.کس دیگه ای اونجا نبود ک اون خانوم ازش بپرسه؟؟خخخخخ
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ 1) جای شما سبز، دعا برای همۀ جیمیون و بعضی ها که از ذهن می گذشتند، مختص، شما از متن "اسمم رفیعه است و لا غیر" مختص در ذهن ما بودید. 2) مطمئنا لیاقتشو دارید و ایشالا قسمتتون میشه! 3)همۀ اینایی که نوشتم کلهم اجمعین 7، 8 دقیقه طول کشید و در ثانی در این مواقع عقل فقط در پی پیدا کردن مسیره.
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
زیارت قبول آمیرزا دعا کنید برام حتما نوشته خوب و مفیدی بود البته اگه به توصیه های تبلیغاتی رسانه ملی گوش میکردید و یه نرمفزار مترجم آنلاین سفارش می دادید به این مشکل بر نمی خوردید :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ جای شما خالی جناب سروان، تولدت مبارک! (الان دیدم) ایشالا سال دیگه در یک روز با هم تولد بگیریم. کلا ناصر جان با تبلیغات بیزارم.
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
تولدت مبارک...زنده باشی هذار سال :)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
مرسی از جفت تون یه جا :) آمیرزا (با تبلیغات بیزارین!!:) ...)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون ناصرجان، بله، زیاد نگاه نمی کنم. اعتقادات دیگه، چه میشه کرد؟
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
زیارتتون قبول باشه...من که قسمتم نشده ولی یه دور تمرینی توحرم امام رضا هم میشه با عربا برخورد کرد!حالا نه که من بجزقواعد ومعنی چهارتا کلمه که به لطف کنکوربلدم چیز بیشتری ازعربی سر درمیارم!!!!!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ از شما هم که یک عمرِ 4 روزه می گذره! هزار ساله بشید! خوش آمدید به جمع جیمیون با صفا! بابت کامنتتون هم ممنون. ایشالا خدا رزق و روزی شما قرار بده زیارت کربلا و نجف رو. این دورِ تمرینی 1000 کیلومتر اونورتره که ایشالا به زودیای زود میام. بازم ممنون.
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
بابت خوش آمد گویی ودعاتون ممنون!!والا خودمم دلم لک زده واسه حرم امام رضا!خوش بحال اونجایی که شب وروزشون تو هوای امام رضا نفس می‌کشن!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خواهش می کنم، ایشالا زود به زود نصیبتون بشه!
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
برگی از سفرنامه ی میرزای اصفهانی..
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ خوش آمدید آقای قنبری، به سفرنامه نکشید و یا الااقل همین یک برگ رو داشت.
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سفرنامه ی شما هر ورقش دفتریست... زیارت قبول..
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سفرنامه ی شما هر ورقش دفتریست... زیارت قبول..
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
ممنون از شما آقای قنبری، امیدوارم که توفیق مسافرت به عتبات نصیب شما هم بشه که غوغاست به مولا. راستی به سایتی که براتون نوشتم سر زدید؟
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٩
٠
٠
در حال سر زدنم..
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
جالب بود :))...ایشالا زیارتتون قبول باشه میرزای عزیز :)...خوشحالیم که به سلامتی برگشتید...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ فدای معرفتت محمد حسین جان. جای شما سبز، خیلی در ذهنم بودی عزیز، دعات کردم اگه قابل باشم.
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
ما همیشه کوچیک شما بودیم استاد...ایشالا که لیاقت دعای شمارو داشته باشیم...خیلی شرمنده کردین
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
نفرمایید تو رو خدا محمد حسین جان، دشمنت شرمنده برادر، من مخلص هر چه آدم با مرامم.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سفرا بی خبر آقا میرزا. خوش گذشت؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ خوش اومدید خانم. چرا بی خبر رویا خانم؟ مگه مطلب آخر رو نخوندید؟
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خیلی خوب بود....زیارتتون قبول ایشالا دوباره برین واسه ما هم دعا کنین...منم یه بار رفتم ولی به همچنین چیزی بر نخوردم!!...ممنون جناب میرزا
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ خواهش می کنم خانم خادمی، ایشالا خودتون هم بازم برید که ما رو دعا کنید. ایشالا که هیچ وقت به همچین چیزی بر نخورید :)... ممنون از وجودتون و حضورتون.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
جالب بود.... حتی در یک حرف و موضوعِ جدی هم نغزگویی شما اصفهانی های نکته سنج قابل تحسین و شایسته ستایشه. زیارت قبول مرد :-)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ خوش اومدید دوست عزیز و بزرگوارم که همیشه لطفتون شامل حال من شده. جای شما سبز و ممنون از حضور سبزتون :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام. زیارت‌تون قبول باشه. ** «جنب نخورد» صحیحه.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ جای شما سبز مهرادجانِ علوی، کاملا درست می گید و نمی دونم چرا محاوره نوشتم، ببخشید.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
زیارت قبول میرزای خوبم. منو یاد سفرم به کربلا انداختید. یاد لحظه هایی که میرفتیم خونه ی عربها و اونها هم با تمام قوا از ما پذیرایی می کردن. حرفهای همدیگه رو نمی فهمیدیم چون زبانمون یکی نبود، اما دلامون یکی بود. حضرت سیدالشهدا همه رو به هم وصل کرده بود. انگار عمو و دایی رو دیده بودیم. اینقدر احساس نزدیکی می کردیم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
١
٠
سلام؛ فدای تو عزیزِ دلم... فکر کنم منظورتون در حال و هوای اربعین باشه که این عرب ها سنگ تموم میذارن برای زوار، درسته؟ آره واقعا دلامون یکیه و چه با عشق هم حتی اصرار که لباس های زوار رو بشورن. معرفت اون ها بالاس محمدجان! ایشالا که بازم قسمت بشه! ممنونم بابت وجودت.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
فدای تو! ستاره بچینی! راستی این تصویر اول مطلبتون مربوط به کیه؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
بالای تیتر نوشته محمد جان، همون رفیق عراقیه.
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام جناب میرزازیارتتون قبول واقعا همسرتون حق داشتن نگران باشند زناشون که اینجوری قوی باشند وای به حال مرداشون متنتون خییلی قشنگ بود مخصوصا طنزی که به کار برده بودید و همین طورذکر دقیق جزئیات آنچه که دیده بودید
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
و علیکم السلام؛ اسمتون عوض شد؟ جای شما بسیار خالی همشهری، ایشالا قسمت شما هم بشه! کلا زن و مرد عرب اکثرا قوی هیکل و درشت اندامن! خب، الان من مننی آماده کردم و نام شما هم در اون هست، کدوم رو لحاظ کنم؟ خانم هستی یا خانم الهام؟
Elham_n
Elham_n
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
مررسی جناب میرزا باعث بسی افتخار اسم ما هم تو متنتون باشه اسم من الهام (: هستی نام کاربریم بود گفتم بهتره اسم خودما بذارم نام کاربری
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خدارو شکر که بسلامتی رفتین و برگشتین....... در نبود شما من مراقب جیم بودم!........ :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
الکی میگن من مراقب بودم! شبا که شما می خوابین، هاچ پلیسه بیداره! :دی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
حمید بزرگواریِ بزرگوار سلام؛ خدا را شکر که به سلامت برگشتم که دیدار دوستان دوباره حاصل بشه، که وجود شما و جیم و بقیۀ دوستان و این جمع دوست داشتنی برام عزیز هست و خواهد بود. عرض ارادت.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
ما بیشتر میرزا....... :)
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
دلمون کربلا می خواد.. خوش به حالتون. زیارت قبول. ان شالله دفعه بعد با همسر گ رام تشریف ببرید که خودشون مراقب شما باشند :)) التماس دعا
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام علیکم؛ ایشالا که هر چه زودتر قسمت خوبانی چون شما بشه! همسر، خیلی به قول ما اصفهانی ها "ترسالو" تشریف دارن و فعلا از داعش می هراسند (خدا نابودشون کنه ان شاءالله! :)... محتاج دعای خوبانی چون شما.
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
چقد باحال بوووووووووووووووووود!بهترین نوشته تون تا الان بود!!! البته از نظر من:دی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام؛ حضور همیشگی شما باعث افتخار برای من هست. ممنون از شما و لطفتون زیاد بانو!
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
حالا مگه جز شما کسی نبود که بنده خدا این همه منتظر مونده :))
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام؛ خوش اومدید خانم یکتا، برای رفیعه خانم هم نوشتم. از لحظۀ اومدن و استرس داشتن و اومدن دوستم، رو هم رفته 8،7 دقیقه بیشتر طول نکشید. اونجا هم که دیگه همه در رفت و آمد و این نوع از اضطراب هم که زائل کنندۀ عقل :) ممنون از حضور ارزشمندتون.
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٣/٢٩
٠
٠
زیارت قبول جناب میرزا. عجب ماجرای جالبی بود .با درون مایه طنز در پایان :) حالا واقعا چرا بچه بیچاره رو روی زمین می کشید ؟!!! برام سواله نکنه جزیی از آداب و رسومشونه الکی مثلا !!!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٩
٠
٠
و باز سلام بر شما خانم بزرگوار؛ جای شما سبز بانو، بازم براتون دعا می کنم که خدا بهشت روی زمین رو نشونتون بده :)... روان شناسان معتقدند در موارد اضطرار عقل زائل میشه، مثل موقع عصبانیت و یا درگیری فکر، این مقوله هم از موارد اضطرار به حساب میاد دیگه، و در این موقعیت بچه و قس علی هذا مساوی‌ست با هیچ و پوچ :) ممنون از وجود و حضورتون خانم یزدی.
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٩
٠
٠
زیارتتون قبول :) خوب گفتین...واقعنم همینطوریه...معادل این یه جا رو حداقل به 10 زبان آدم باید بلد باشه....لازم میشه :)))))))))) مرسی از شما شیک نوشتین...قلمتون مستدآم...اوقاتتون همیشه به شادی (^_^)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٩
٠
٠
سلام بر خانم دنیادیدۀ همیشه مهربان؛ خیلی بزرگواری فرمودین بانو که تشریف فرما شدین. جای شما سبز، توفیق زیارت نصیب شما ان شاءالله! آروز می کنم زندگیتون همواره در مسیر شادی و نشاط باشه.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨