امروز صدای گام‌های آرام و شمرده شخصی که از کوچه زیر پنجره عبور می‌کرد دلم را لرزاند...

بلند شدم تا به سمت پنجره بشتابم اما با خود گفتم آرام، حتی اگر او باشد دیگر ارزش از دور نگریسته شدن را ندارد.

نمی‌دانم چه شد فراموش کردم آن گوشه از خاطرات گرد و غبار گرفته و هجو ذهنم را با دستمال فراموشی پاک کنم.

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
کوتاه ولی جالب . ممنون
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنون =)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٣
١
٠
بهتر!
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
؛ )
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٣
١
٠
این دستمال فراموشی گاهی واجب میشه! جالب بود.
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
همینطوره =I
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٣
١
٠
فراموشی گاه درمانگر است و گاه ویرانگر
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ترجیح میدم سکوت کنم ............
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٤/٠٣
١
٠
دستمال فراموشی نعمتیست..
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
درسته =(
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
کوتاه و پرمعنا ... آرزوی آرامش دارم برات.
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنون دوست عزیز=)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٤/٠٤
١
٠
کاش فراموش کردن هر چیزی در اختیار خود انسان بود . بعضی چیزها را حتی اگر بخواهی هم نمی توانی فراموش کنی ...
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ای کاش............
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
زیبا و دلنشین بود ... :)
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنوون از حضورتون
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
متنتون کوتاه بود اما مفهوم رو رسوندید.و این قابل ستایشه:) به دلم نشست.موفق باشید
1-ghasedak
1-ghasedak
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
حضور شما زیباست دوست عزیز ممنونم=)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٤/٠٩
٠
٠
بسيااااااااااااار لاكچري:))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤