برای من هیچ کافیست!

برای من هیچ کافیست!

نویسنده : gh_ghadir

سکوتم را صدایی نیست هیچ

سراسر این سرا را سر بسوی منزلی، سقفی، پناهی نیست راهی هیچ

به دستی کیسه‌ای و دست دیگر بر لب بران داس هیچ

بر آن امید که گرد آورده خواهم کرد هزاران هیچ، که گر حتی ببرد دستم و گیرد رمق از تن نخواهد مرد روزی بیش که آن کیسه شود پرهیچ و سازم منزلی از هیچ

ز های هیچ محیا می‌کنم هیمه و می‌بخشم حرارت کلبه‌ای را که هر خشتش بود از هیچ

ز یای هیچ یاری طلب خواهم، که خواهم دیدمش هر لحظه پهلویم 

به شب‌های سیاهی که می‌میراند هر نوری که می‌آید به سوی منزلم، خواهم بسازم چراغی از «چ»ی آن هیچ آخر که جاماندست درکیسه 

به روزی بد که واماندست منزل از هیمه، ز نور آن ببینم روی زیبایش و گرما را بیارم باز در کلبه

برای من هیچ کافیست، بیاور هرچه می‌خواهی ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٨
١
٠
لب جاده به سمت دره بپیچ....چون همه چی بی معناس ،همه چی هیچ هیچ هیچ....خط دوم ترکیب جالبی داشت اولش :)...خوش اومدین به جیم :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٨
١
٠
تبریک به مناسبت حضور شما در جمع جیمی ها......... برای من هیچ کافیست........ :) ........ موفق باشید
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٣/٢٩
١
٠
چه مطلب باحالی/جای پرتغال خالی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٩
١
٠
خیلــــــــــــــی هم قشنگ (^_^) قلم شما مستدآم
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٩
١
٠
ورودتونو تبریک میگم.ایشالا از مطالب بعدیتون لذت ببریم=) ممنون
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٣٠
١
٠
شیوه ی نگارش خاصی دارید که مخاطبان خاص را می طلبد, موفق باشید..
7_meshkat
7_meshkat
٩٤/٠٣/٣٠
١
٠
دوست داشتنی بود، یاد اخوان ثالث انداخت منو.
gh_ghadir
gh_ghadir
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
ممنون از خوشامدگویی ، صرف وقت و ابراز نظرتون ، هر سه برام ارزشمندند و بیشتر از همه اظهارنظرهاتون.
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠١
١
٠
شعز قشنگی بود :) خط سومش رو دوست داشتم خیلیییی
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
هیچ هیچ هیچ ؛)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
آدم ها گاهی عوض نمی شوند

هر کسی را سازشی ست، با ساز خود تنها نزن

٩٥/١١/٢٤
راننده تاکسی بی اعصاب

خاطرات یک روان پریش

٩٥/١١/٢٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
زیر ترنم باران وحی

موسیقی خدا

٩٥/١١/٢٤
مراقبش باش

ماه بالا بلند من

٩٥/١١/٢٤
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
من اکنون هستم

جانان من

٩٥/١١/٢٤
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
تبلیغات
تبلیغات