متن مکالمه تلفنی کفاشیان و مهرداد پولادی!

متن مکالمه تلفنی کفاشیان و مهرداد پولادی!

نویسنده : وبگردی

مهرداد پولادی همان بازیکن خط دفاع تیم ملی ایران در جام جهانی است که در نهایت پس از سه بازی انجام شده ایران در آن مسابقات، طبق آمار بهترین بازیکن تیم ما شد و از او تقدیر به عمل آمد. اما هیچ کدام از اینها مانع نشد او بتواند خدمت مقدس سربازی را بپیچاند. اصولا سربازی در کشور عزیزمان ایران شتری است که در خانه‌ی هر مرد ایرانی را می‌شکند و می‌آید تو. مهرداد پولادی که خصوصیات دفاعی خوبی دارد، تا به امروز که نزدیک 30 سالش است، توانسته بود از در خانه‌اش در برابر هجوم شتر خدمت دفاع کند ولی وقتی دید شتر مدنظر ول کن نیست، با یک فرار سرعتی چند ماهی است به قطر رفته و گویا قصد بازگشت هم ندارد. حالا اما علی کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال - که قدیم‌ها خیلی می‌خندید و در نهایت آنقدر در فدراسیون شاهکار کرد که عده‌ای مقابلش ایستادند و گفتند «می‌خندی؟» و خنده‌اش خشک شد- گفته می‌خواهد بدون درد و خونریزی و تنها از طریق یک تماس او را راضی کند. شرح تماس علی کفاشیان با مهرداد پولادی را در ادامه می‌خوانیم:

 

کفاشیان- الو مهرداد؟

پولادی- بفرمایید، شما؟

ک- منم علی، سلام چطوری؟

پ- سلام علی آقا، سین ت درست شده؟

ک- چی؟!

پ- عرض کردم تبریک می‌گم، سین تون درست شد.

ک- من علی کفاشیانم.

پ- اُه! با کی کار داشتید؟

ک- مهرداد جان با خودت دیگه.

پ- مهرداد کیه؟

ک- مهرداد جان شماره تو از بچه‌ها گرفتم، می‌دونم خودتی.

پ- کی شماره منو داد؟

ک- وحید امیری. حالا مهم نیست. مهرداد جان چرا بر نمی‌گردی پسرم؟

پ- بیام باید برم خدمت. دو سال بخوام برم خدمت، عمر فوتبالم تموم میشه، بازنشست میشم.

ک- به هر حال مهرداد جان باید بیای بری دیگه. خدمت رو باید رفت.

پ- پسر خود شما رفته خدمت؟

ک- الو مهرداد جان؟ صدامو داری؟ الو الو؟

پ- بله صداتونو واضح دارم. می‌گم پسر شما خدمت رفته؟

ک- نه به اون شکل، سرباز قهرمان بود دیگه.

پ- واسه کدوم قهرمانیش؟

ک- قهرمانی تیم دو و میدانی دیگه.

پ- یعنی پسر شما قهرمان شده؟

ک- نه به اون شکل ولی از نزدیک ، از روی سکو شاهد قهرمانی تیم بوده. می‌گفت خیلی محکم دست زده برا بچه‌ها.

پ- علی آقا ببخشیدا ولی حالا غیر از این، وضعیت خود شما و فدراسیونم رو هواس.

ک- نه بابا، اونجوریا که فکر می‌کنی ام نیست. یه کاریش می‌کنیم.

پ- ولی این دفعه خود سپ بلاترم کارش گیره‌ها.

ک- یعنی می‌گی خطرناکه؟

پ- والا چی بگم، فکر کنم این دفعه شر شه.

ک- می‌خوای برم بخندم براشون؟

پ- فک کنم گریه کنید بیشتر جواب میده.

ک- ای بابا، یعنی میگی چیکار کنیم؟ ببخشید مهرداد جان، تو اونجا خونه‌ات چه قدریه؟

پ- چطور مگه؟

ک- هیچی همین‌جوری گفتم شاید اومدیم با پسرم یه سری بهت بزنیم همین روزها.

پ- بیاید دور هم باشیم.

ک- هه هه هه ...

 

محمد صفاجویی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:))))))))))))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خیلی باحال بود:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
من موندم چرا پلیس نمیره ایشونو دستگیر کنه؟؟:|
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
با مزه بود...... :))
atraknews
atraknews
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
خوب مطلب ملت رو به نام خودتون میزید ، سایت هم تایید میکنه بعد من بدبخت خودم مینویسم حذف میشه
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
دوره همی... بدک نبود,طنز بیشتری هم می شد درش بکار برد,موضوع عالی بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:)) منکه نگرفتم چی شد :))
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:))))))
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خخخخخخخ..........واقعا .....ولی انصافا یک عده باید از سربازی معاف بشن به یک جوری....نمیدونم چه جوری
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خوب بود اون قسمت اولش و مسخره کردن یه نفرو خوشم نیومد...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤