ده سال بعد از حال این روزام با کافـه هـای بــی تو درگیرم / شعر

ده سال بعد از حال این روزام با کافـه هـای بــی تو درگیرم / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

ده سال بعد از حال این روزام

با کافه‌های بی تو در گیرم

گفتم جهان بی تو یعنی مرگ

ده سال ِرفتی و نمی‌میرم

ده سال بعد از حال این روزام

تو توی آغوش یکی خوابی

من گفتم و دکتر موافق نیست

تو بهتر از قرصای اعصابی

ده سال بعد از حال این روزام

من چهل سالم می‌شه و تنهام

با حوصله، قرمز، سفید ، آبی

رنگین کمون می سازم از قرصام

می‌ترسم از هر چی که جا مونده

از ریمل ِ با گریه ها جاری

از سایه روشن‌های بعد از ظهر

از شوهری که دوستش داری

گرم ِ هم آغوشی و لبخندین

توُ بستر ِ بی تابتون تا صبح

تکلیف تنهاییم روشن بود

مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح

ده سال ِکه لب‌هام و می‌بندم

با بوسه های تلخ هر جایی

ده سال ِ وقتی شعر می خونم

لبخند ِ روی صندلی هایی

یه عمر بعد از حال این روزام

یه پیرمردم توی ِ یه کافه

بارون دلم می خواد، هوا اما

مثل موهای دخترت صافه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
تو بهتر از قرصهای اعصابی:-) نمره این شعر20است ،مرسی
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
بدترین خاطرات زندگیم با این ترانه همراه بود...اون موزیک دلهره آور...صدای خش دار سیاوش رحمانی...خیلی شعر بدیه...خیلییییییی
sh_shahalami
sh_shahalami
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
خیلی خوب بود :)
z-dadras
z-dadras
٩٤/٠٧/٢٩
٠
٠
خیلی هالی بود
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
هیییییییییییییییییییع
ملیسا
ملیسا
٩٤/٠٧/٣٠
٠
٠
بسیار زیبااااااااا بود. سپاس
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات