من نصیحت بکن نیستم!

من نصیحت بکن نیستم!

نویسنده : Mehran

پدرم از من خواست كه با برادرم صحبت كنم و براي انتخاب رشته بهش كمك كنم. البته منظور پدرم از كلمه «كمك» اين بود كه مجبورش كنم بي خيال «علوم انساني» بشود و از بين «رياضي فيزيك» و «فني و حرفه اي» يك كدام را انتخاب كند.

با اين‌كه خودم طرفدار و يكي از عاشقان! علوم انساني‌ام ولي قبول كردم. قبل از اين‌كه بروم پيش برادرم و با او صحبت كنم به اين فكر مي‌كردم كه به او چي بگویم كه حرفم را قبول كند و برود سراغ رشته‌هايي كه پدرم دوست دارد.

داشتم فكر مي‌كردم كه مثل مشاوره‌هاي مدرسه يا معلم‌ها بهش بگویم: رشته علوم انساني رشته خوبيه اما نه توی كشور ما. توی كشورهاي جهان سومي رشته‌هاي رياضي و فني كاربرد بيشتري داره و گزينه بهتري واسه ادامه تحصيله.

يا يک آدم بازاري بشوم كه اولويت اول و آخرش پول است و بگویم: ببين عزيز من پول توی رشته‌هاي فنیه. ميري يه فني، حرفه‌اي چيزي ياد مي‌گيري، درس‌ت كه تموم شد مدركت رو هر شركت و كارخونه اي ببري رو هوا مي‌زننت.

يا اصلا بشوم يک آدم تازه به دوران رسيده: معطل چي هستي؟ اصلا فكر كردن داره؟ بري انساني كه چي بشه؟ برو رياضي بخون، دانشگاهم بزن عمران. از روزي هم كه بري دانشگاه ما صدات مي‌كنيم «آقاي مهندس».

بعدش هم با دندان‌هاي به هم چسبيده نيشم را تا آخر باز كنم كه بفهمد اگر برود و مهندس بشود ما چقدر خوشحال مي‌شويم و بهش افتخار مي‌كنيم!

به طرف اتاق برادرم كه مي‌رفتم ياد خودم افتادم وقتي كه مي‌خواستم انتخاب رشته كنم. به اين فكر كردم كه اگر كسي بخواهد مجبورم كند كاري را انجام بدهم كه دوست ندارم چه حالي مي‌شوم. به اين فكر كردم كه اصلا «رطب خورده منع رطب كِي كند؟»

پدرم آدم بدي را برای نصيحت پسرش انتخاب كرد. رفتم توی اتاق برادرم و يك ساعت باهاش صحبت كردم اما؛ درباره فوتبال!

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
آره واقعا به نظرم اینم ازاون تصمیماییه که فقط بایدخود آدم بگیره!!
meshkat
meshkat
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
اولا که متن بسیار منسجم و روون بود، لذت بردم. دوما این اتفاقی بود که برای من افتاد و پدرم تونستن منو از انتخاب علوم انسانی منصرف کنن!
Mehran
Mehran
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
شما كه تجربه شو داريد از اتفاقي كه افتاده راضي ايد يا ناراضي؟
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
راستش من رشته خوبی خوندم ولی شخصا تو این رشته پیشرفت نکردم! راضی نیستم.
هلهله
هلهله
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
حالا داداشتون فوتبالیست میشه...
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٣/٣١
١
٠
آقرین کار خوبی کردی. منم اگه عقل الانم رو داشتم مهندس نمیشدم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
سلام؛ خوب کاری کردین مهران جان، مگه آدم چقدر عمر می کنه؟ مگه مملکت به رشتۀ علوم انسانی احتیاج نداره؟ اگه همه مهندس باشند که دیگه... مثل اینه که همه رو تو یه محله صدا بزنی علی، چه فایده داره؟ ممنون :)
Mehran
Mehran
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
ممنون از نظرتون جناب ميرزا. اينكه همه مهندس بشن خوب نيست ولي متاسفانه تو كشور ما علوم انساني جايگاه خوبي نداره. چه بين مردم چه بين معلم ها و مسئولين
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
سلام واقعا قشنگ بود و پر از سخن هاي زيبا عالي با طعم پرتقالي ^__^
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٣١
١
٠
نمیدونم من اگه برمیگشتم به گذشته بازم دنبال مهندسی میرفتم یا میرفتم دنبال علاقم ... اما بالا بریم پایین بیام ... دنیا دنیای دو دو تا چهار تاست.... :)
Mehran
Mehran
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
متاسفانه همينطوره
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
جای منم رشته هنر بود...کسی مجبورم نکرد اما خودم اون حرفا رو به خودم زدم! میخوای بری هنر که چیکاره بشی؟!
Mehran
Mehran
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
و نرفتيد؟
Cold
Cold
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
و نرفتم!
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
:))) حرکت قشنگی کردین بعد اون همه اندیشه عالی بود :)
آتی
آتی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
کار خوبی کردید ...... موفق باشید
زینب سادات
زینب سادات
٩٤/٠٤/٠١
١
٠
از اونجاییکه تو کشور ما کلن کار نیست بهتره ک بره دنبال علاقه اش
Mehran
Mehran
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
:))
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
حالا ما که ریاضی خوندیم داریم تو یک رشته ی انسانی ادامه تحصیل می دیم :) چه کنیم ؟:) ممنونم از مشورتتون :)
Mehran
Mehran
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
خواهش ميكنم. فقط حق الزحمه ي مشاوره يادتون نره :)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
اول اینکه متن فوق العاده خوب و کلمات سالم و بسیار روان و سلیس بود.دوم اینکه پایان عجیب و گره افکنی داشت.سوم اینکه بیشتر نوجوون های الان دنبال علاقه میرن و خوشحالم ک مث زمان ما ساده نیستن و حرف گوش کن نیستن.کار خوبی کردید مشورت هم میدادین بی فایده بود.موفق باشید
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
خیلیم علوم انسانی خوبه بله پس چی^_*.البته منم شرایط داداش شما رو داشتم چون هیج کی دوست نداشت برم علوم انسانی ولی خودم به خاطر علاقه ای که به رشته ی انسانی داشتم رفتم:)))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
همه کامنت های بالا رو تایید میکنم ب اضافه اینکه وختی ب نوجون ی حرفی رو تحمیل کنی،بدتر میشه!ینی برعکس میخاد عمل کنه.بحث انتخاب رشته عم از این قضیه مستثنی نیس.بذاریم خودِ نوجون اون چیزی رو ک میخاد انتخاب کنه ک اگه فردا روزی،در اون رشته موفق نشد،نگه من میخاسدم برم رشته ای ک دوث داشدم،شما ها نذاشدین!...درهر صورت ارزوی موفقیات=)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات