يك روايت معتبر

يك روايت معتبر

نویسنده : Mehran

اعتقادي نداشتم!

اينكه يك نفر باشد كه تمام زندگيت را درگيرش باشي. هر كاري كه مي‌كني؛ راه رفتن! نشستن!      درس خواندن! ورزش كردن! غذا خوردن! خوابيدن! خلاصه بگويم: «زندگي كردنت» به انگيزه‌ي «او» باشد برايم بيشتر از يك شوخي نبود!

خوابش را هم نمي‌ديدم كه منِ خودخواه كه هميشه خواستِ خودم از خواستِ هر كسي برايم بالاتر و برتر بود، كاري بكنم كه «او» دوست دارد و خودم نه! لباسي بپوشم كه «او» دوست دارد، جايي بروم كه «او» دوست دارد، كتابي بخوانم كه «او» دوست دارد و خودم نه!

نه! باورم نمي‌شد؛ «و همه‌ي اين‌ها پيش از قصه‌ي لبخندِ تو بود...*»

==============

* چند روايت معتبر – مصطفي مستور.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
مرسی :-)
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
:))))) عشق یه حس فوق العادست بنظرم بااینکه تا حالا تجربش نکردم اما امیدوارم روزی هممون طعم شیرین عشق پاک و واقعی رو بچشیم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
امیدوارم به آرزوتون برسین....... :)
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
ان شاالله ...راستی با یه تیر دونشون زدینا..؛)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
یک تیر و دو نشون ... لطفا منظورتونو پای کامنت خودم بنویسین... :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
داریم دیگــــــــــه :)) خیلی هم خوب...مرســـــــــی از شما (^_^)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
بهش فک میکنی،خنده دار ب نظر میاد ولی وختی دچارش شی میفمی ینی چی!ممنون=)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
جنبش و جادوی عشق..
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
عشق...
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
دوست داشتن ... عالي به طعم پرتغالي
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خوش آمدی......بگفتا گر بخواهد هر چه داری/ بگفت این از خدا خواهم به زاری
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٣/٢٧
١
٠
نوشته تون ولی احساسی نبود....حداقل یک کوچولو عاطفی تر صحبت کنید....پیشنهاد میکنم نوشته های i bannu و بخونید خیلی کمکتون میکنه
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
این نوشته مال ایشون نبود. قسمتی از یک کتاب بود دوست عزیز
Mehran
Mehran
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
نه رويا خانوم فقط جمله ي داخل گيومه از مصطفي مستور بود
گربه ی گریان
گربه ی گریان
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
آره دیگه همون گیومه رو پینوشت کرده دوست عزیزتر
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
قشنگ بود و پر معنی!..... :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
چند روایت معتبر اولین کتابی بود که از مسطفی مستور خوندم. از همشون هم فوق العاده تر چند روایت معتبر درباره عشق بود :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
بله من هم همینطور، فکر می کنم "چند روایت معتبر دربارۀ سوسن" هست. مرسی آقا مهران.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات