ﺁﺧﺮ ﻗﺼﻪ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺗﻮ

ﺁﺧﺮ ﻗﺼﻪ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺗﻮ

نویسنده : Zahra_Yaqoobi

ﺍﺯ ﺗﻮ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻢ، ﺍﺯ ﺗﻮ ﻭ ﺭﺩِ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ

ﻣﯽ‌ﺷﮑﻨﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻌﺮ... ﻣﯽ‌ﺷﮑﻔﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...

ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺁﺑﯽ ﻏﺰﻝ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺧﻠﺴﻪ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ؟ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ! ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺤﻈﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺗﻮ

...

ﭼﺸﻢ؛ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ، ﭘﺸﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﭘﻨﺠﺮﻩ

ﺟﺎﺩﻩ؛ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺑﺎﺯ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﺗﻮ

ﺭﻭﺯ؛ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﻗﺼﻪ؛ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ

ﺛﺎﻧﯿﻪ؛ ﺁﻩ ﻣﯽ‌ﮐﺸﺪ، ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ

ﺍﻭﻝ ﻗﺼﻪ‌ﻫﺎﯼ ﻣﺎ، ﻏﯿﺮ ﺧﺪﺍ ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ

ﺁﺧﺮ ﻗﺼﻪ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺷﻌﺮ ﺑﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺗﻮ ...

(زهرا یعقوبی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فائزه
فائزه
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
قشنگ بود:)
Zahra_Yaqoobi
Zahra_Yaqoobi
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
ممنونم....
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلی عالی بود...بیشتر بزارین از این شعراتون لذت ببریم :)...استعداد زیادی دارین...مرسی
Zahra_Yaqoobi
Zahra_Yaqoobi
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
متشکرم، انشاالله بازم می ذارم.
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
وزنش منو یاد شعر ابتدایی انداخ:(نمدونم چی)سلام میکند/سرو قیام میکند و....خخخخ
Zahra_Yaqoobi
Zahra_Yaqoobi
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
چون وزن هر دو شعر ( مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن )هست سرکار خانم.
Zahra_Yaqoobi
Zahra_Yaqoobi
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
بیتی که فرمودین مال یکی از غزل های مولاناست، باغ سلام می کند سرو قیام می کند، وزن هر دو شعر هم ( مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن) سرکار خانم.
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
اره همین بود!خخخ
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
ﺭﻭﺯ؛ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﻗﺼﻪ؛ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ؛ ﺁﻩ ﻣﯽ‌ﮐﺸﺪ، ﺑﺎﺯ ﺗﻮ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﺗﻮ این بیت رو خیلی دوست داشتم آفرین زهرا خیلی خیلی دلنشین بود دختر خووووب:)
sepide
sepide
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلی خوب بود زهرا خانم!
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
:-) عالي با طعم پرتغالي
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
زیبا بود..
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خيلي خوب بود... تشكر :))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
نمی دونم شما همون زهرا یعقوبی شاعری هستید که من میشناسم یا نه ولی بهرحال خوندم و لذت بردم زهرای عزیز فرصت رفتن به سراغ مضامین تازه تر و خلاقانه تر رو از خودت نگیر :-) مرسی
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلـــــــــی هم قشنگ... مرسی از شما لذت بردیم...قلمتون مستدآم...اوقاتتون خوش (^_^)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
سلام...زیبابود...احسنت...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
چقدر قشنگ بود؟...... :))
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
چقدر ؟؟ :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
خخخخخ...... خیلی خندیدم نیما....... دمت گرم!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
تشکر
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
واقعا زیبا بود لذت بردم
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام؛ چقدر به دل می نشست، ممنون. حتما بازم از این اشعار بذارید.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣