رد هوش سیاه، لای پرونده‌های مختومه!

رد هوش سیاه، لای پرونده‌های مختومه!

نویسنده : m_soltani

با شنیدن صدای بسته شدن در، نفس عمیقی کشیدم و مطمئن شدم آخرین نفر هم رفت. فقط توی تنهایی امکان چنین کاری بود. با حفظ آرامش و تمرکز رفتم توی بایگانی. در بدو ورود همه جا سیاه و سفید بود و کم نور، اما هر چه بیشتر وارد می‌شدم فضا هم روشن‌تر می‌شد. پرونده‌های مختومه را از لای زونکن‌های گردگرفته بیرون کشیدم و دوباره به جریان انداختم. پرونده‌هایی که بعضا برمی‌گشتند به چندین سال قبل! من متوجه ارتباط خفیفی بین جریانات شده بودم و البته که نمی‌شد از کنار آن همه خطای زنجیره‌ای به سادگی عبور کرد. از کنار سایه سنگین کمیتی که لنگ بود. مضنونی که اگر شناسایی نمی‌شد، مثل یک هوش سیاه باز هم رد اثرش در صحنه جرم رویت می‌شد. باید هوشمندانه‌تر از همیشه عمل می‌کردم.

بعد از کلی کنکاش و کلافه شدن‌ها و زیرو زبر کردن‌ها، بلاخره توانستم خارج از جغرافیای زمانی و مکانی، گذشته‌ام را هضم کنم. دوباره و چند باره ریز و درشت پرونده رویدادها و تصمیمات استراتژیک زندگی‌ام را جویده بودم. دیده‌ها و شنیده‌هایم را نشخوار کرده بودم. زهرماری بود طعم اشتباهات مکرر. خطاهای لعنتی که رد پوزشان توی یک ابشخور پرسه می‌زد. من باید مطمئن‌تر ازهمیشه ادامه می‌دادم.

***

با انچه در گذشته دیده یا شنیده‌ای برای آنچه  که هنوز نیامده استدلال کن، زیرا تحولات و امور زندگی همانند یکدیگرند. (نهج البلاغه _ترجمه نامه 31)

 پ ن: کلیت متن فوق صرفا برداشتی بود از این کلام گهربار  

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٦
١
٠
اين جمله اي كه از نهج البلاغه خيلي قشنگ بود :-)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
:)
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٦
١
٠
آمادگی ارستراتژیک برای رمضان..
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
آمادگی ارستراتژیک برای رمضان..از این زاویه جالب بود
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
ان شاالله :)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٦
١
٠
عالی نوشته بودی=)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
لطف دارید =)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/٢٦
١
٠
خیلی هم خوب
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
١
٠
ممنون که خوندی صدیقه جان :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٦
١
٠
بهله :) من یه کم نفهمیدم چی شد ولی در کل مرســــــــــــــی... این نامه ی 31 پر واز پندو اندرز های قشنگ و ارزش های اخلاقی...تشکرات...قلمت مستدآم...اوقاتت خوش و خرم (^_^)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
واقعا این نامه 31 خیلی خواندنی و ادم به فکر فرو میره ..اوقات شما هم خوش و خرم :)
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
(زهرماری بود طعم اشتباهات مکرر) اینو با تمام وجودم حس کردم. بسیار عالی متن قشنگی بود.قشنگتر از اون تفکری هست که این متنو نوشته
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
لطف دارید . اواتار نو مبارک خیلی هم قشنگ :)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
از فردای کسی حرف نزن تا ،خبر نداری از دیروزش...خوب بود :)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
تشکرات :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
جالب بودا...... :))
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
خوشحالم جالب بوده براتون :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٧
٢
٠
خیلی هم خوب:)
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
ممنان :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام و عرض ادب خدمت شما؛ یک نقطۀ قوتی که در متن وجود داره این است که بر گرفته از کلام مولا امیر المؤمنین علیه السلام هست. امیدوارم همیشه این مسیر رو ادامه بدین و بر اساس آیات و روایات قلم بزنید که نحوۀ قلم زدنتان هم بسیار خوبه. من همیشه خوانندۀ متون شما خواهم بود.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦