تپش‌های دوبل...

تپش‌های دوبل...

نویسنده : mra

تحت تاثیر یک برنامه تلویزیونی درباره اهدا عضو کسانی که دچار مرگ مغزی شده‌اند٬ با خودم فکر می‌کنم که اگر من دچار این ضایعه بشوم کدام اعضایم قابلیت اهدا دارند. همان ابتدا سیستم تنفسی، گوارشی‌‌ام را کنار می‌گذارم. به من که صاحب اصلی‌شان هستم وفا نکردند چه برسد به دیگری.

هر چند خوبیت ندارد دندان اسب پیشکشی را شمرد. اما در مورد قلبم حتی می‌توانم بابت سلامتی‌اش ضمانت بدهم. درست مثل یک ساعت اصل کار می‌کند. تنها ایرادش این است که  با دیدن او دچار تپش‌های وحشتناکی می‌شود که آن هم دست خود آدم است. می‌تواند او را نبیند تا دچار تپش‌های دوبل نشود.

نمی‌دانم دست‌ها را هم می‌شود پیوند زد یا خیر. گارانتی آن‌ها با انجام سرقت‌هایی عموما از سوپرمارکت‌ها و بدلی فروشی‌ها باطل شده است اما تا به حال هیچ کس نتوانسته مچ‌ام را بخواباند. و پاها. آن را دیگر باید همه خیابان‌های شهر گواهی بدهند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
آقامن یه انجمن درخواست نمودم باهمین موضوع:(
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
خیلی کار بزرگیه!واقعن دس مریزاد ب اونایی ک اهدا میکنن اعضاشونو=)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
من که جراتشو ندارم :|
hadi_ghanbari
hadi_ghanbari
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
تجزیه شدی...
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
با اینکه فک نکنم اعضام بکار کسی بیاد ولی میخوام برم برگشو پر کنم :)...
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
عه چه جالب من متنی در این باره نوشتم اما به شکلی دیگه و با جزییات بیشتر :-) مرسی خوب بود
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
من برگه اش رو چند سال پیش پر کردم ولی کارتش نیودمد که نیومد!!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
من که مرگ مغزی شدم چیزی نمیفهمم....... کار سخت و انتخاب رو باید پدر و مادرم انجام بدن
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
منم دوست دارم این فرم رو پر کنم هنوز فرصتش پیش نیومده . متن قشنگی بود :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
واو! مرحبا به این تجمیع خیال و حقیقت پردازی!! واقعا کیف کردم. مرسییییی :))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
من شاخکامو حاضرم بدم :دی
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
مراقسمت قسمت کنند ک چه؟!...هیچ عضونیس ک رنجور نباشد تنها مزیتش شایدچشمانم باشد ک انهم بدرد کسی نمیخورد
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
تبلیغات
تبلیغات