دنیا را رسم کردن کار دل من نیست

دنیا را رسم کردن کار دل من نیست

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

همه چیز در گوشه دنج یک خلوت، نزدیک به نظر می‌رسد. همه کارها شدنی‌اند و همه اتفاقات بد دورتر از حد تصور. همه چیز خوب پیش می‌رود، همان طور که باید اتفاق می‌افتد و دیالوگ‌ها به همان مهربانی و خوبی هستند که باید باشند. دنیای تصوراتی یک ذهن خام این گونه زیبا می‌بیند همه چیز را..

ولی وقتی که میان اتفاقات و رویه‌های نامنتظر کمین کرده دنیا رها می‌شوم. وقتی که می‌خواهم حایل خیال و واقعیت را بردارم، همه چیز این دنیا خوفناک و وهم انگیز به نظر می‌رسد. اتفاقات بی‌حوصلگی می‌کنند در پیش آمدن و قبل از این‌که که بستر رویاها آماده شود حادثه‌های مواج به ساحل خیال می‌کوبند و همه چیز را خراب می‌کنند. همه دنیا را آوار می‌کنند روی سرم و ساخته ناساخته ویرانه تحویلم می‌دهند.

بعد هم می‌گویند رسم دنیاست که با دل آدم راه نمی‌آید! ما را با رسم کاری نیست. از همان وقتی که معلم می‌گفت که خط کش بگذارید و رسم بکشید، ما را به دنیای رسم‌ها راهی نبود و میان من و قاعده‌ها بغضی بود خصم آلود.

ولی نمی‌دانم که این من نادان کی راه می‌آید و برای ماجراهایش آخر نمی‌بافد. از کی یاد می‌گیرد که خیالات را بگذارد برای رویانویس‌ها و کودکانی که در دنیای‌شان راهی به واقعیت نیست ...از کی می‌آموزد که آخر انچه خراب است رویاست و آن که خانه خراب است ساکن باورهای خوش رنگ درون ذهنی خویش است.

دلم تا کی طاقت می‌آورد که رج‌هایی را ببافد که فرو ریختن‌شان را با چشم خود می‌بیند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٤/٠٤
١
٠
سلام؛ طاعات قبول! عالی بود خانم آسمانه، پر محتوا و کار درست، اما: "و ما الحیاه الدنیا الا متاع الغرور"، اجازه بدین تا بتازه و ما همان گوشۀ دنج، با ذهن خام سر کنیم :)
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
خط آخر خیلی تکان دهنده بود!
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
عالی بود نعیمه جان. واقعا تا کی؟
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
همیشه پر مغز مینویسی!مغسی=)
r_jafarpour
r_jafarpour
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
عالی بود و دلنشین.متشکرم
jalal
jalal
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
معنی این خویش را از خویش خویش خود مپرس
tanin
tanin
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
مچکرم^_*خیلی قشنگ بود
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٥
٠
٠
آخ گفتـــــــی....البته همش تقصیر خودمونه...باید یاد بگیریم رویاهامونو هدفمند کنیم....وباورمونو به رویامون قوی تر....شیک نوشتی عزیزجان...قلمت مستدآم...اوقاتت همیشه به شادی (^_^)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٤/٠٦
٠
٠
فوق العاده بود :) واقعا لذت بردم :) ممنون
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
کجای دنیا را قرار است بگیریم؟

قدرتی به نام عرف

٩٦/٠٥/٣٠
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

پلک بزن

٩٦/٠٥/٢٨
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
همین امروز دست بکار شو

فردا تا ابد دیر است

٩٦/٠٥/٢٩
شعری سروده خودم

غیرت

٩٦/٠٥/٢٩
تبلیغات