این روزها... حال من

این روزها... حال من

نویسنده : راتا

جورعجیبی است این روزهاحال من! انگارنجیب‌ترشده‌ام و شایدکمی هم خانم‌تر. نمی‌دانم سنگینی چادری است که بر سر نهادم یا سنگینی عشقی که مرا اجبار به این پوشش کرد؟!

خلاصه خوب است گاهی به خاطرکسی کاری بکنی شبیه این وخوب‌ترآن که دیگران به خاطر این کار جور ویژه‌ای نگاهت کنند، انگار اصلا رویت حساب دیگری باز کرده‌اند.

و حال دیگر به خاطر حرمت همان حساب ویژه تو هم احترام بگذاری به سیاهی چادرت، شاید دیگر نه عشقی باشد و نه اجباری اما حرمتی دارد این سیاهی چادر که نمی‌توان از آن گذشت!

راستی بگویم هستند هنوز عزیزان دلی که چادری بر سر ندارند اما سنگینی غروری در سر دارند که همیشه عزیزاند و قابل احترام.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
کامل، درست و زیبا... من فقط یه لایک اضافه میکنم.
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
ممنونم:))))))))
فائزه
فائزه
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
سایه ات از سرم کم مباد...که سیاهی ات...راهی سپیدی صبح بهشتم می کند...ممنون زیبا نوشتید :) خوشحالم که چادری شدی..:)
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
ممنون ازنگاهتون
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
قشنگ بود راتا جان....اما حالا که از چادر نوشتی خیلی خوب میشد که کمی هم از چادر حضرت زهرا میگفتی.....ولی بازم نوشته عالی بود.:)ممنون
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
انشالله یه دونه دیگه مفصل ترفقط بخاطرشماعزیزدل مینویسم....ممنون ازنگاهت
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون عزیزم...همیشه بهم لطف داری.:)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
نوشتتون خیلی عالی بود در پناه ایزد باشید .
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
متشکروخیلی ممنون:)
f_yazdi
f_yazdi
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
مرسی عزیزم... قشنگ بود :))
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
قابل شمارونداشت خانوم.....ممنون ازنگاه قشنگت:))
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٤/٢٩
٠
٠
حست دقیقا شبیه حس منِ دوسال پیشه. وقتی که منم تصمیم گرفتم چادری بشم لذت بخشه برام خیلی زیاد مخصوصا اگه انتخابت دلی باشه
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون عزیزم:)
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
منوجه جمله آخر نشدم متاسفانه
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
جمله آخرجهت احترام به عقایددوستان مانتوییم نوشته شده
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون ازنگاهتون
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
آخــــــــی :) خیلیم قشنــــــــــگ (^_^)
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٣١
٠
٠
خیلی هم ممنون:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
قضیه کلمات انتهایی جمله اول چیه؟
راتا
راتا
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
چیزخاصی نیست....شایدم یه زمانی خاص ومهم بودکه دیگه الان نیست!حکایت هایی که گاه توی زندگی همه هست ازروی بچگی....مهم حال آدماست نه گذشته!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٥
٠
٠
امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشید :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/٠٩
٠
٠
راستی خانوم راتا ... شما یک سر به وبلاگ من بزنین لطفا
راتا
راتا
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
سلام.....وبلاگتون روواسم بذارید؟
راتا
راتا
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
رفتم وواستون پیام گذاشتم توی وبلاگتون.....وبلاگتون هم قشنگ بودواقعا.....تبریک
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٥/١١
٠
٠
ممنون از لطفتون .... خیلی خوشحالم کردین ... ایشالا با حضور مداومتون منو توی این راه کمک کنین ... :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٥/١٣
٠
٠
سلام:ایزدرحمان نگهدارتان باد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات