یک کلمه داریم که برای خود مانند بسیاری دگر از واژگان دنیایی دارد. چندین معنی دارد. مثل آشوب، آزمایش و یا وسیله آزمایش و... حتی خداوند هم جایی در موردش گفته که فرزندان و اموال شما را برای شما فتنه‌هایی قرار دادیم. این فتنه را وسیله آزمایش معنی کرده‌اند. اما بنا به همان جامع المعانی اما مختصر بودن کلمات قرآن، می‌تواند تمام معانی فتنه را برساند. به طور مثال در یک آزمایش است که نتایجش چیزی را عوض می‌کند و شاید هم آشوبی به پا کند. واژه فتنه می‌گوید که ای بشر، بدانید شرایط زندگی‌تان که لحظه لحظه مجبورید با اختیار در مقابل‌شان تصمیم بگیرید و برگزینید به کنار، حتی فرزندان و اموال شما هم وسیله آزمایش است.به نظر شما ما به اعمال‌مان تملک نداریم؟ به افکار چطور؟ پس می‌شود برای اموال محدوده وسیعی را در نظر گرفت. فتنه و امتحان در بند بند وجود مثلاً هنگام بیماری و نحوه برخورد و طرز گفتار و حتی لحظه لحظه زندگی و حتی پوشش و غذا خوردن.

می‌دانیم که هر عملی، به اندازه تمامِ به انجام رسانندگانش، شیوه اجرا دارد و آن فاعل است که رنگ حق و یا ناحق به عمل می‌بخشد و فتنه‌ها هم هستند که معلوم کنند عمل را چطور انجام می‌دهیم. لزوماً نباید اعمال به خصوصی باشند. در همه جا می‌شود بررسی کرد. به طور مصداقی حتی در همین غذا خوردن که بنا به رفتار خورنده به هنگام خورش، گونه‌ها دارد. یکی نشخوار می‌کند، یکی با دست و با لذت و دیگری با قاشق و یکی هم با آداب و شمرده شمرده غذا را می‌جود و... که به خاطر نسبی بودن مقایسه ناپذیرند.

بنابراین تشخیص کیفیت و نه قضاوت در میان آن‌هایی که ظاهرشان در غذا خوردن متفاوت است، با یک دیدن ممکن می‌شود. از نظر هر شخص، خوب یا بد دارند اما میزان حق و هدفمند بودن است که بالاترین نوع عمل را تعیین می‌کند . (مثلاً در این‌جا سیر شدن و لذت بردن از غذا). بنا به طرز انجام عمل، که انواع فراوان دارد، دو دسته کلی، کاملاً مقابل هم در معنا و بسیار شبیه در ظاهر وجود دارد که تشخیص حقانیتِ باطن آن بسیار مشکل است. جایی که دو نفر داریم که هر کدام کاملاً حد عالی و حقانیت ظاهری را در تناول و تمام آداب درجه یک ممکن آن را به اجرا در می‌آورند. اما یکی پس از بروز و نمود عشقِ تمام عیار و یا حتی جزوی از تار و پود آن، به این فهم می‌رسد که بهترین نوع غذا خوردن، مثلاً نوع با آداب آن است و اجرایش می‌کند و اما نقطه مقابل شبیه به آن که به واقع فقط نقش آفرین خوبی است و دیالوگ‌هایش را عالی حفظ کرده، غذا خوردنش با ظاهری شیک ولی بی روح و تذویری ناخودآگاه است - شاید بر اثر تلقین و یا جهل - و یا خود آگاه که در موردش می‌توان گفت خودش و کارهایش به خدا واگذارند و بس...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٣
٢
٠
واقعا هر کلمه برای خودش دنیایی داره...
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
ممنون.اما تأکید اصلی متن به کارهای شبیه به هم در ظاهر و متفاوت در باطن بود که هر کدام آزمایش و فتنه ایست..
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
خیلی عالی بود...به قول آقای کلد هر کلمش واسه خودش دنیاییه...ممنون همچنان منتظر نوشته های خوبتون هستم...موفق باشین
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
سپاس از توجه شما
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
:)
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
:) ؟؟؟
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات