چَشم آدم‌ها چَشم...

چَشم آدم‌ها چَشم...

نویسنده : A_paridokht

چَشم آدم‌ها چَشم، چِشم‌هایم را دگر می‌بندمش بر روی این تل دروغی که شده از کوه بالاتر.

چشم آدم‌ها، چشم دیگر نمی‌گویم که صدها جغد بالای سر این شهر بیدارند.

چشم آدم‌ها، چشم هیچ جا یک دختری در دست تنهایی نمی‌میرد

چشم آدم‌ها چشم، هیچ کفتاری ندزدیده بلور آبی عشق و محبت را از این دنیا

چشم آدم‌ها چشم، نیست نوری هیچ، در بند و اسیر لشکر سایه

چشم آدم‌ها، چِشم هیچ کس این‌جا سر پر درد بر بالین نخوابیده

چشم آدم‌ها چشم، من دیگر از این حجمی که انگاری زده پیله به دور تک تک ما، من دگر چیزی نمی‌گویم

چشم آدم‌ها چشم، من نمی‌گویم ولی این مَهر از ننگش نمی‌کاهد...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
Oـo
f_mehdipoor
f_mehdipoor
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
خی لی خوب بود ، خی لی.ریتم ِ درد داشت از نگاهِ من.آهنگِ غم. قلمتون مستدام :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
ممنون از نگاهتون
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
احساس خوبی توی این مطلب بود..... :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون از نگاه مستدامتون
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خیلی زیبا و دلنشین بود...ممنون امیدوارم بازم کارای خوبتونو ببینم و موفق باشین...نمیدونم چرا اما حس میکنم پشت این چن خط دنیایی از حرفه
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
واج واجش دردهای آدمهای این دنیاست مرسی از حس قشنگت
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
خیلی دوسش داشتم واقعاقشنگ بود:)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
چشم آدمها ،چــــــــشم...قشنگ بود مرسی :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
از نگاه قشنگتون ممنون
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
قشنگی مهمون نگاهتونه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨