تحولِ منه؛ به تو چه!
پریشان ‌نوشت‌های داغِ میزِ تدوین

تحولِ منه؛ به تو چه!

نویسنده : k_shamshiri

دگرگونیِ رفتاری و تحولِ فردی به آیتم‌‌هایی وابسته است و پدیده‌ای نسبی‌ست. دغدغه‌های تلنبار شده‌ای دارم که با ‌تولید فیلم جدیدم، دیگر بار مانند یک زخمِ‌کهنه، سر باز کردند. پیشاپیش به‌خاطر داشته باشید نگارنده این یادداشت کسی را متهم نمی‌کند، پیش‌داوری ندارد، عقلِ‌کل نیست و فقط یک مشاهده‌گرِ صِرف است بر صندلی کارگردانیِ یک ایده.

دختر معصوم و محجبه‌ای را که باتفاق مادر مهربان تشریف می‌برد کافی‌نت برای انتخاب رشته تصور کنید. این سکانس اول فیلم من است. سرش را بالا نمی‌آورد برای چشم در چشم شدن با اپراتور سیستم. صدایش آرام و متین است و مقنعه‌ی مشکی؛ چفت ابروهای دخترانه‌ش. معمولا دست و پایش می‌لرزد بخاطر فاصله کمِ بینِ صندلی خودش با مردِ پشتِ کامپیوتر.در کلاس حتی از مکالمه با استاد هم اجتناب می‌کند و البته که ترم اول را بی‌تردید در بالای جدول معدل کلاس حضور دارد.

یکی از همین بزرگواران را نشان کنید به عنوان یک نمونه تحقیقی. لازم به ذکر است عینا همین تئوری در مورد پسران هم صدق می‌کند اما چون حوزه دخترانه آپشن‌های محسوس‌تری دارد ترجیح‌م کنکاشی دقیق‌تر برای فیلم‌سازی پیرامونِ این جنسیت است. ترم دوم چادرش می‌افتد سرِ شانه. ترم سوم رژ ملایمی قابل ردیابی‌‌ست و گه‌گداری بالای پلک‌ش تونالیته‌های رنگیِ نامحسوسی پیداست. ترم چهارم خطوط ابرویش کمی آب می‌رود و ردیف‌های وسط کلاس می نشیند. این‌جا میانه‌ی فیلم من است. ترم پنجم چسب معناداری روی بینی‌اش دیده می‌شود و در آنتراک‌ها مشتری پروپاقرصِ آینه‌هاست! ترم ششم ترمِ مغایرت‌هاست! با این بینی ظریف و این‌همه تحصیلات و وجنات که دیگر چادر بکارش نمی‌آید! استاد برادری دلسوز می‌شود، و با احترام به نامِ انتخابیِ پدر و مادرش، مُصِر است میان جمع پارمیدا صدایش‌کنند. ترم هفتم با دگرگیسیِ تحسین‌برانگیزی! در جهان‌بینی؛ با انواع طرح‌های مانیکورینگ، فِرچهارزاویه‌ی بورکینافاسویی، شلواراستانبولیِ شصت‌ و ‌شش جیب و گوشی‌ فایو و سیکس، شو می‌دهند. درسکانسِ فاینال؛ ترم آخر با یک انسان متحول‌ شده‌‌ای مواجهیم که با آن پلان اولِ کافی‌نت به اندازه فاصله زمین تا آسمان توفیر دارد. زندگی یک‌نفره هم که معنا ندارد در این دنیای مدرن! این‌جا دیگر انتهای فیلم است و تماشاگر را تنها می‌گذارم تا حسابی فکر کند.

این موارد کم نیستند. در پسرها هم همینطور. مساله؛ پیشرفت، زیبایی و عبورِ چهار نعل از مرزهای سنت به‌ مدرنیته نیست (که کاش بود، آگاهانه بود و بر اساس علومِ اثبات شده‌ی مدلینگ و میک‌آپ)؛ عرضم چگونگی و سِیرِ تحول است‌، دلایل‌ و اهداف‌ش. فقط به خود یا دوستانِ دور و برتان نگاه نکنید. شما استثنا هستید و می‌فهمم که ممکن‌ست شدیدا مخالف‌ باشید و دلایل‌تان هم کاملا قابل‌قبول‌اند، اما بپذیرید که هستند؛ انکار نکنید. تمام دردِ جامعه‌ی ما، همین انکارِ خُرده‌زخم‌هاست... .

دوستانی که نگارنده را می‌شناسند می‌دانند محدوده فکری‌عقیدتی‌اش کجاست. هرگز زیباپوشی، پاشنه ‌بلند، میک‌آپ؛ و از طرفی ظاهری محجوب، کم‌حرفی و حتی حجاب را «معیارِ مطلقه‌ی ارزش‌گذاری» نمی‌دانم. شما هم می‌دانید که هر یک به‌تنهایی نیستند. انسانیت چیزی فراتر از این‌هاست؛ ورای این ظواهر و بزک‌دوزک‌ها، محدودیت و مصونیت و این واژه‌ها، آژیر و بگیر و ببند و هوار، یا ارشاد و فشار و چماق و هویج. اما انصافا نباید کمی هم به توازن و تعادلِ زمانی و مکانیِ رفتارها، رنگ‌ها و محصولاتِ موردِ استفاده فکر کرد؟ این‌که ‌کجای کار می‌لنگد کارِ محققان و پژوهشگرانِ علوم رفتاری، و رسالتِ منِ فیلم‌ساز فقط تلنگر زدن است.

انکار نمی‌کنم که در این یادداشت خودسانسوریِ زیادی داشتم، امیدوارم ادای منظور شده باشد و البته فیلم هم بعد از تدوین، هزینه‌های انجام شده را با جوایزش جبران کند!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/١٩
٠
١
با این موضوع کاملا مخالفم و مصداق هاش بسیار بسیار کم هست چه در دختر و چه در پسر . لا اقل در جامعه آماری دانشکده خودم و اطرافیانم به وضوح دیدم. اکثرا از همون ترم اول تکلیفشون رو با خودشون مشخص کردند. به نظرم خیلی اغراق و بزرگنمایی در این زمینه رخ داده با چاشنی عینک بدبینی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
در دانشگاه ما ولی اینطوری نیس اقای خطیب :) مصداق این نوشته است!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنونم از حضور گرمتون جناب خطیب... عرض کردم که ممکنه مخالف هم وجود داشته باشه؛ اما این نمونه ها رو بنده از سه دانشگاه اصلی مشهد با پیش زمینه ای از تحصیلات قبلیم در استان دیگه ای بعلاوه دانشکده ی فعلیم برگزیدم و فیلمنامه و فیلم کردم. خوشحال میشم دعوتم رو بپذیرید و از نزدیک مصداق تقدیم کنم.. :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
بله خانم.. متاسفانه مصداق زیاده... ممنونم از حضور :-)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
کی برسیم خدمتتون برادر شمشیری ؟؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
هر زمانی که شما فرصت داشته باشید قربان. از دوستان سایت تلفن یا ایمیل بنده رو بگیرید قرار بذاریم در اسرع وقت. :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
به نظر من اين اتفاقات خيلي هم بدبينانه نيست و متاسفانه غيرقابله انكاره! اما با ريتمش مشكل دارم!‌ منظورم اينه كه خيلي وقت ها اين پديده اينقدر ملايم پيش نميره مثلا در مواردي كه من سراغ دارم اين تحولات هشت ترمه اي كه ذكر كرديد ناگهان در طول يك ترم يا حتي يك هفته اتفاق ميفته!!!!!! (البته ناگهان براي خانواده نه دوستان) البته اين روند ملايمي كه گفتيد ناگزير در مورد انديشه هاي فرد صادقه! مرسي :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
١
٠
قطعا همینطوره. بهر حال از محیطِ تک جنسیِ دبیرستان واردِ دوجنسیِ دانشگاه شدن؛ ناگزیر تحولاتی در پی داره... عرض من هم دقیقا همین "ریتم" مورد اشاره شماست... توی فیلم منطقی نیست طی یک ترم نشون بدم، بناچار طی هشت ترم توزیعِ محتوا کردم. :=)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
:) ممنون جناب شمشیری نقد جالبی داشتین واقعیت هارو گفتین .. صحیح میفرمایین قبح بعضی چیزا ریخته امیدوارم خدا وقتی یه چیزی میخاد به ما بده قبلش جنبشو بده :) خودم رو عرض می کنم! متشکرم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
من از شما ممنونم برای حضورهای همیشگی :-) بله متاسفانه بیشتر گرفتاری از همین "بی ساختاری" رفتارها و تصمیمات هستش. عین یک سوراخ ریز در بدنه یک سد غول پیکر شروع به نشتی و سپس منجر به تخریب و انفجار میشه...
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
خواهش میکنم اقای شمشیری :) فقط یه موضوع این فیلمتون رو ماهم میتونیم ببینیم؟
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
خواهش میکنم. بستگی به نظر تهیه کننده داره. معمولا یکی دو جشنواره اصلی که بره، تبش میخوابه و اختیارش میفته دست من!
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٩
٢
٠
سلام؛ تئوری مطرح شده در متن شما کاملا صحیح است و در قالب مصداق و فرد، وجود عینی داشته و دارد و موضوع خوبی برای سناریوی شما، منتها به عقیدۀ من بسته به ریشه و اس و اساس و ذات همان فرد و مصداق است. قرائن موجود در متن را درک کردم و متوجه منظور شدم، و نظری که عرض می کنم صرفا نظر شخصی ست در مسیر و امتداد متن، اما نظرم اینه که مایه اگر فاسد نباشه، سرمایه بر می گرده.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
دقیقا همینطوره. من تضادی نمی بینم بین فرمایش شما و ایده من. اما خب در فیلم کمی اغراق برای انتقال بهتر معنا و نفوذپذیری لازم بود... سرمایه برمیگرده که هیچ حتی بعضا این تحولات به نفعِ سوژه هم هست و از فشارِ درون خانواده ای کمی خلاص میشن اما خب... اما خب زیاده روی و ریتمِ ناموزون کمی چالش برانگیزه و یک شیب منفیِ معنایی میده... ممنونم از حضور گرمتون :-)
faride
faride
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
نمونه ی عینی این نوشته دقیقا یکی از همکلاسیام بود !ترم اول بی نهایت محجبه !با اساتید مرد به سختی صحبت میکرد! اما هر ترم ....! /// ولی باز هم در کنار این افراد هستند کسانی که تغییر و تحولی دقیقا برعکس این دارن! در اطراف من حداقل نمونه ی گروه دوم خیلی بیشتر بودن! شاید نسبت 1 به 10 ! و من از این خوشحالم!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
حق باشماست... نمونه عکسی که فرمودید روالِ صحیحِ تحول هستش.(نه صرفا سیرِ بدحجابی به حجاب؛ بلکه رسیدن به معانیِ درستِ زیبایی و زیباپوشی) و چون این روالِ پیش فرضِ فیلمِ من باید بعنوان یک نمونه بدِ عینی درشت میشد، این مسیرِ تحولی رو انتخاب کردم. ممنونم از حضورتون :-)
نیما خان حقیقی
نیما خان حقیقی
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
سلام. متن قشنگی بود و آیینه تمام نمای اکثر قشر جوانهاست. وقتی دین و عقایدمون رو از پدر و مادر ارث ببریم همین میشه دیگه .مگر اینکه خودمون دست به کار شیم و خودمونو بشناسیم و درباره دینمون تحقیق کنیم .به اصطلاح ایمان بیاریم نه اسلام. با حرف آقا میرزا که میگه مایه اگر فاسد نباشه سرمایه برمیگرده موافقم چون خودم هم از این سرمایه های برگشته ام. آدما نه کاملا سیاه،نه کاملا سفید هستند.خاکستری اند. اما چقدر خوبه به سمت سفیدی برن تا تو خاکستری بودن دست وپا بزنند
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
کاملا موافقم جناب حقیقی... تعلل در خاکستری باعث رخوت میشه و بعضا میشه خودِ سقوط. من هم اصلا و ابدا قصدم رای دادن به یک سمت نبود؛ ریتمِ تحول مدنظر و مورد اعتراضم بوده و هست. ممنونم از حضور :-)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
متاسفانه متاسفانه و بازهم متاسفانه ما چون تو نرکده سر میکنیم ،این سیر تحول خانومارو به چشم دیدیم!...چون تو دانشگاه ما و واسه پسرا برعکسش رخ میده :))...ولی موضوع خیلی جالبیه....مطمئنا فضای دانشگاه روی رفتار افراد خیلی تاثیر میذاره....مرسی آقا کامران :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
لطف دارید نازنین برادر... بله در پسرها هم هست و اشاره هم داشتم.... همینطوره .. مرسی :-)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
نوشته خیلی خوبی بود جناب شمشیری..... متاسفانه لذت این بی فرهنگی اینقدر زیاده که عقل و منطق جلوش کم میاره.......
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
همینطوره... من تمام عرضم اینه که هر راهی انتخاب میکنیم توسط عقل و منطقمون باشه نه صرفا تاثیرپذیریِ صِرف از محیط. مرسی از حضور گرمتون... :-)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
سلام جناب شمشیری ، انشاا... فیلم خوبی بسازید :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
سلام برادر... مرحله صداگذاری هستیم... ممنونم از دعای خیر :-)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
بعد کجا باس بیایم ببینیمش ؟ :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
عرض میکنم قربان. ممنونم از بزرگواری و لطف شما.
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ايووول خيلي خوب و پرمحتوا بود,فيلمش درست شد ب ما هم خبربدين,موفق باشيد جناب شمشيري :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
لطف دارید :-) انشالله بعد از کسب اجازه تهیه کننده و در صورت صلاحدیدِ مسئولین سایت همینجا برای نمایش تقدیم میکنم در قسمت گالری و کلیپ. :-)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
خیلی نوشته ی خوبی بود...منم باهاتون موافقم درسته همه این طوری که شما نوشتین نیستن ولی تعداد کسانی که شما توصیف کردین کم نیستن...متاسفانه این بر میگرده به اعتماد به نفس پایین این افراد و به قول آقای کلد تاثیر پذیری این افراد از دانشگاه بیشتره و چون تو دانشگاه همه نوع قشری وجود داره نمیتونیم این موضوعو نادید بگیریم...ممنون مطلب بحث برانگیز و فوق العاده ای بود امیدوارم بازم کارای زیباتونو ببینم و موفق باشین
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنونم خانم خادمیِ همیشه همراه :-) خوشحالم که با متن ارتباط برقرار کردید. من هم بهترین ها رو براتون آرزو میکنم خواهر خوبم :-)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
مرسی:-)راستش این لفظ خواهر آخر جملتون خیلی به دلم نشست و منو ترغیب کرد از طریق یه کامنت دیگه ازتون تشکر کنم:-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
به حضور شما خواهر برادرای مهربونم در کنارم افتخار میکنم و زنده ام به همین اظهار لطف های شما. :-)
چراغعلی
چراغعلی
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
این مسائل همه جا هست علی الخصوص توی دانشگاه های علوم پزشکی، البته ما که از اوناش نیستیم!!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
بلی بلی! و دانشکده های مرتبط با هنر.. ما هم از اوناش نیستیم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
داریم دیگه :(
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
بله داریم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
شاعر میگه :
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
شاعر هر چی میگه من پیشاپیش باهاش موافقم!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
شاعر میگه : هم، عمرِ طویل، رفته از مد! / هم، چیز ِ فسیل، رفته از مد / اسمش شده "پاپ‌کرن" و "ذرت"/دیگر "چسفیل"، رفته از مد!/مردان، همه طالب تجرد/دامادِ زگیل، رفته از مد/ موسیقی ما شده هشلهفت!/آواز اصیل رفته از مد!!/حرمت به بزرگ و کوچک و پیر/بی هیچ دلیل، رفته از مد!/ریش است نماد باج خواهی!!/چندی است سیبیل، رفته از مد!/خوبست که شعر ساده باشد/چون حرف ثقیل رفته از مد......من فکر میکنم همش به خاطر اینه که ما اندیشه مد پذیری داریم...این که تو بازار این مده... توی دانشگاه مده...توی باشگاه مده....باید افکارمونو درست کنیم....مرسی از شما نگاه دغدغه مندتون :) قلمتون شیک...اوقاتتون خوش (^_^)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنونم از حضورهای مستمر پای مطالبم... و ممنونم از شعر زیبایی که گذاشتید.. و ممنونم از نگاه قشنگتون به موضوع :-)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٣/٢٠
١
٢
به نظرتون بزرگنمایی نشده بود؟ چون این حوادث همه در ترم اول رخ می دهد و بخشی از این حوادث هم بر می گرده به تحول و انتخاب شخصیت انسان که معمولا تا 21 سالگی رخ میده
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
موافقم با شما. بزرگنمایی لازمه ی یک قصه پردازیِ کلاسیکه! این واقعا یک پریشان نوشتِ سرِ میز تدوین بود، و نه یک یادداشتِ ویژه ارسال به یک سایت. اغراق رو آگاهانه بکار بردم تا کاملا دیده بشه هر آنچه میخواستم گفته بشه. البته در واقعیت هم نمونه های تحقیقی من طی چهار یا پنج ترم طی کردند(یعنی نهایتا دو ترم اغراق داشتم). و اونهایی که طی یک ترم به چنین تحولی رسیدند، معمولا به فارغ التحصیلی نرسیدند... :-)
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
راستی کم پهنا آقا کامران؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
من نیز با برادر نادری موافقم !
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ایشالا چیزی نمونده تا پایان غیبت صغری! تابستون امسال دوباره در صدر فعال ترین ها هستم کمافی السابق! لطف عالی مستدام :-)
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون به موضوع درستی اشاره کردید ولی فک کنم فاصله زمانی ها یک مقدار زیاد بود معمولا اون چیزی که من دیدم اینه که طی ترم اول ودوم تغییرات صورت میگیره و طرف مقابلشون هم انتخاب میشه تا تنها نباشن!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
میتونه اونطور هم باشه... ممنونم از اشاره صحیح تون. بهرحال برای اینکه بتونم داستانک های فرعی اضافه کنم ناچار بودم موضوع رو طی هشت ترم بسط و گسترش بدم. :-)
شاهدخت
شاهدخت
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
به نظر من عموما ( نه همیشه البته ) کسی که وارد دانشگاه میشه یعنی سنین 18 19 سالگی تقریبا به یه ثباتی از شخصیتش رسیده و کمتر پیش میاد که تغییر کنه اونم این مدلیش! مگه اینکه دیگه طرف خیلی سست عنصر باشه ...
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
خانم شاهدخت..؟ از شما بعیده! شما که دانشجوی پزشکی هستید و در بطن و متن و کنه همین تحولات باید باشید طبعا! اتفاقا 70% نمونه های تحقیقی من از دانشکده علوم پزشکی انتخاب شده بودند به توصیه اساتید. با توجه به اینکه رشته شما از ابتدا کاملا دوجنسی هستش(به نسبت رشته های فنی مهندسی، عمران... یا حتی حقوق و الهیات) و محتوای دروس ایجاب میکنند که همکاری ها تنگاتنگ و دوستانه باشه برای من ایده دهنده خیلی از خطوط اصلی و پیرنگهای داستانم بودند. و این اصلا بد نیست. منظورم سرزنش یا تخطئه موضوع نیست. ابدا نیست. سیرِ تحول و ریتمش مدنظر بنده بوده. :-)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
می دانید من اشکال را کجا دیدم؟!همانجا که دختر حتانمیتواند مستقیم در چشم اپراتور کافی نت نگاه کند!وقتی دختران ما (البته نه الان زمان ما شاید ) تا قبل از دانشگاه حتا نزدیک یک جنس مذکر هم ننشسته اند وقتی هیچ دیدگاهی از نوع رفتار با جنس مخالف ندارند غیر از پرهیز از آنها وقتییکهو وارد دانشگاه با آنهمه تفاوت با دنیای دبیرستان میشوند1وقتی در اوج توجه قرار دارند(یا میخاهند داشته باشند) وقتی دور و اطراف این را به ذهن ساده شان منتقل میکند که باید خودت را بزک دوزک کنی تا مورد توجه باشی و خیلی وقتی های دیگر همین میشود آقاجان !! من همیشه گفته ام که ماها نحوه ی تعامل با جنس مخالف را نمیدانیم! این را میشود از دانشگاهها تا روابط عجیب و غریب در محل کارها و همه جا دید! بنظر من مشکل دانشگاه یا مهاجرت از سنت به مدرنیتع نیست(که جلویش را نمیشود گرفت) مشکل فرهنگ غلط ماست در مورد روابط دو جنس در محیط های مختلف!!!
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٣/٢٠
١
٠
موافقم شدید!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
١
٠
دقیقا همینطوره... شیفت کردنِ فضا از محیط پاستوریزه دبیرستان به دانشگاه ناخواسته طبعاتی داره... و این یک مساله ریشه ای هستش. من اصلا قصدم قضاوت یا پیش داوری نبوده؛ فقط تلنگر زدم. :-)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ولی خب عنوان گفتن تحول منه به تو چه1یه جورایی تقصیرارو انداخته گردن یه بچه 18-19 ساله!اما از اونجایی که شمارو میشناسم (در حد خودم) میدونم که اینطور نبوده!: )
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ممنونم... این یکی از ساب تکست(زیرمتن) های محتوایی فیلم بود که گذاشتمش برای عنوان این یادداشت. در فیلم جوری فضا و داستان رو جلو بردم که کاراکترهای متحول شده بشدت از شنیدن انتقاداتِ اینچنینی واکنش های تند دارند... که داشتند. :-)
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
فیلم ساختین؟!! جدی؟!
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
به موضوع خوبی پرداختین ، به نظر این تغییر شاید به خاطر هم نشینی با دوستان مختلفی باشه که دوران دانشگاه داری ، البته از اون طرف هم بزرگ تر شدن و مستقل شدن بی تاثیر نیست و باز هم البته من احساس می کنم این بیشتر برای ورود از یک جامعه کوچیک( مثل روستا یا شهرستان ) به جامعه ی بزرگ ( مثلا پایتخت) اتفاق میفته اکثرا ..
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
مممنونم... بله میتونه اون مهاجرته هم باشه خانم انتصاری. ممنونم از حضورتون :-)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
خدا عاقبت همه و از جمله مارو بخیر کنه!
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
آمین!
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
کسی که بخواد تو دانشگاه اینکارا رو بکنه خب از قبل اینکه داشگاه بره حتمااا پیش زمینه ای داشته و کنار میز کافینت پاهاش نمیلرزیده قطعا مخالف حرفتون نیستم ولی راجب همه صدق نمیکنه در اطرافیانم اشنایان نزدیکی دارم ک چندیسن ساله دانشگاه راه دورو نزدیک درس خوندن ولی هنوز چادرشون نمه ای اونورتر نرفته و بالعکس هم هستند کسانی. نوشته خوبی بود موفق باشید :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
حتما همینطوره... در سینما قرار نیست همه چیز طبقِ الگوهای همه آدمها ساخته بشه. معمولا یک نمونه ی سمپل میگیریم و میکنیم سوژه. البته نمونه ای که از حد نرمالِ رفتارشناسی عبور کرده باشه. ممنونم علی جان.
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ی چیز دیگم هست... کمی جوانان هم سن من ی جورایی عقده شده براشون فکر میکنم خب طبیعیه ک از ی محیط کاملا بسته مخصوصا برا دخترها بخوان یهو وارد ی محیطی بشن ک... خب این طبیعتا همچین طبعاتی داره که کل جامعه رو به چالش سختی میکشه. باید,اصولی و اساسی درست بشه با تفکیک کردن بیشتر ضربه های بیشتری هم میزنن
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
دقیقا. من هم در سکانس پایانی یه جورایی مخالفت قاطعم رو با تفکیک اعلام کردم. مساله ریشه ای هستش علی جان. کار جامعه شناسها و روانشناس هاست.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
این کامنت صرفا جهت مطالعه یادداشت و نظرها بود، والسلام :) ممنون :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ممنونم از لطف شما. متوجه شدم. با شما موافقم خانم شیعه زاده. و عرض هم کردم در یادداشت که اینها فقط نمونه هستند و البته که قصدم قضاوت نبوده و نیست. :-)
pari_n
pari_n
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
همه این دغدغه ها به دورشدن انسان عصرحاضر ازوحدت وجود و همبستگی نیروهای درونی وعدم اعتمادبه خود ناشی میشه.در سطحی بودن یک نوع رفاه و آرامش گول زننده ای هست و درعمیقترشدن سختی ورنج وجود داره وطبیعیه که آدمهابه راحتی بیشتر روی خوش نشون بدن امادرحقیقت دچار شکاف وجودی میشن. چقدرخوب که دغدغه های اجتماع کنونی روبا فیلمسازی بیان میکنید. وجودشما برای روشنگریهای اینچنینی ضروریه.:)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
به موارد خیلی خیلی درستی اشاره کردید. ممنونم از کامنت شما. و ممنونم از اظهار لطف تون :-)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
آقای شمشیری با توجه به کاریکاتور ها و متنهایی که راجع به این مسئله خونده و دیده بودم قبل دانشگاه تصور خودم هم همین بود اما حقیقتش اینه که توی دانشگاه "همه" جورش رو داریم. با همه جور سیر تغییر و تحول. نمی دونم بستگی به چی داره! اما بعضی ها همین سیری که گفتین رو طی می کنن و خیلی ها هم اصلا چنین تغییر و تحولاتی ندارن. البته از نظر برداشتن ابرو و آرایش کردن به نظرم کاملا طبیعیه که توی ترم های بالا بیش تر باشه که خب دلیلش هم سن افراده که بالاتر میره. (اما تغییر های منفی هم در این زمینه داشتیم. تغییر هایی مثل مسائلی که توی متن مطرح شد. ) ولی نباید همه رو با یه چوب روند. خصوصا این دختری که توی متن گفتین. دختری که سن نوجوانی رو بدون حاشیه طی کرده باشه (بخاطر لرزش دستش میگم.) به نظرم نصف بیش تر راه رو رفته و چنین آدمی خیلی کم چنین تغییر و تحولاتی رو میبینه مگه این که توی یک فضای "کاملا" بسته زندگی کرده باشه. امیدوارم جزء اولین نفر هایی باشم که بشینم پای پرده ی سینما و فیلمتون رو ببینم. :) موفق باشید. خیلی هم زیاد.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
خیلی ممنونم از حضورهای دلگرم کننده و مستمر شما خواهرم. یقینا همینطوره و من هم در اولین پاراگراف اشاره داشتم که قصدم قضاوت و پیشداوری نیست. ببینید خواهرم.. معمولا وقتی یک رفتاری از نُرم جامعه بالا میزنه و از نمودارهای رفتاریِ استاندارد خارج میشه؛ دیگه نمیتونیم نسبت بهشون بی تفاوت باشیم. تعدادشون بیش از حدی بود که بتونم سکوت کنم. به اندازه یک پرونده قتل(!) مصاحبه و حضور در دانشکده ها دارم با مجوز ارشاد. به همون اندازه حضور در کلانتری ها و مراکز مددکاری. ازدواجهایی بر اساس همین تحولات بی اساس و زودرس... و مشکلاتی عمیق... بگذریم. من به صراحت در یادداشت عرض کردم: به خودتون و اطرافیانتون نگاه نکنید شما استثنا هستید. چون دقیقا حدس میزدم بعد از انتشارش در جیم مخالفینی خواهم داشت چون محیط کاربرهای اینجا خیلی پاک و خوب و پاستوریزه هستش. اما فقط کافیه همه ما کمی سرمون رو و کلاهمون رو بالاتر بگیریم.... متاسفانه نمودارهای منفی در خیلی زمینه ها رو به فزونی هستش. امارهای مراجع رسمی رو بگذرید ازش... اونها مالِ روزنامه ها و آرامشِ اجتماعی هستش. واقعیت در کفِ خیابونها،زیر پل ها، داخل پارکا و .. و ... داخل دانشکده هاست. نه اینکه همه جا رو سیااااااه ببینم.. هرگز! هرگز فضا تیره و سیاه نیست اما باور کنید منِ فیلمساز، شمای نویسنده و مای هنردوست نمیتونیم و نباید چشمهامون رو ببندیم. کمترین کار دیدنه. بد میگم؟ حالا هر کس بسته به وسع و توانش تلنگری هم بزنه که خدا خیرش بده. آرایش و تغییر پوشش اصلا اشکالی نداره اما بشرطیکه خودِ فرد از روی مطالعه و شناخت و آگاهی این کار رو بکنه. و نه صرفا اینکه: من دیگه بزرگ شدم.. دانشجو شدم... فارغ التحصیل شدم و ... و .. . خیلی پرحرفی کردم.. ممنونم از صبوری همیشگی شما :-)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ضمنا این یک فیلم کوتاه هستش که اکران عمومی نداره. احتمال داره اواخر شهریور در جدول پخش گروه "هنر و تجربه" پردیس هویزه قرار بگیره برای اکران مهر و آبان. بستگی به نظر تهیه کننده داره.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
:)
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
بله اين نقد شما درسته ولي بد نيست درباره ي پسر ها هم فيلم كوتاهي بسازيد كه الان پسر امروزي ابرو بر ميداره ، رژ ميزنه ، بوتاكس ميكنه و ... من نمي خوام به كسي توهين كنم ولي الان پسر هايي هستند كه اينطوري رفتار ميكنن و با يه سرچ ساده توي گوگل هزارتا سايت و عكس باز ميشه ! واقعا بعضي اوقات ادم از مرد بودن خجالت ميكشه !!! من مرد نيستم ولي اگر خودتون هم عكس هايي از اين پسر ها ببينيد ، شايد ذره اي خجالت بكشيد البته من نمي دونم كه شما اينطوري هستيد يا نه ! خوش حال ميشم نظرتون رو بدونم.
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
دقیقا با شما موافقم . در متن هم تاکید کردم که در هر دو جنسیت هست. اما برای یک فیلم با توجه به محدودیت زمانیش؛ ترجیح دادم "تابو"ها رو سیخ بزنم و کمی تلنگر بزنم.. ممنونم از توضیحتون :-)
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
بله شما به اين موضوع كه پسر ها هم... در متني كه نوشتيد اشاره كرديد ولي اون چيزي كه براي دختر ها نوشتيد با چيزهايي كه در مورد پسرها نوشتيد قابل مقايسه نيست من ميدونم كه قصد شما قضاوت نيست و نبوده ولي من يه دخترم و وقتي اين جور چيز هارو ببينم يكم خونم به جوش مياد باز هم اگر بي ادبي كردم من رو ببخشيد .
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
اصلا و ابدا بی ادبی نبود. نخیر... با شما موافقم.. منم خونم به جوش میاد. اینها همه توضیحات روانکاوانه داره که متاسفانه بخاطر سالها و دهه ها بی توجهی و "به زیر فرش هل دادن زباله های فکری" اینطوری الان داره فوران میکنه..
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
يا سرتون شلوغه يا نمي خواد جواب حرف هاي منو بديد ولي من هنوز منتظر ميمونم تا جواب شما رو بشنوم
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
عذرخواهم بابت تاخیر. من منزل نت ندارم و از کافی نت ها آنلاین میشم؛ درگیر ضبط جدید هم هستم و البته فصل امتحانات و .. . قصدم اساعه ادب و تاخیری عمدی نبوده. قلبا عذرخواهی میکنم :-)
kianaz_k
kianaz_k
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
بله ممنون از توضيحتون البته ببخشيد يكم جوش آوردم ^__^
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٨
٠
٠
به حکم وظیفه بوده :-) خواهش میکنم :-)
miss_shqyq
miss_shqyq
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
موضوعی که مطرح کردید قطعا قابل انکار نیست و هستند کسایی که اینجوری تغییر ماهیت شدید می دهند و یک سوال اساسی که پیش میاد اینه که پس اون چادر اول داستان و اون حجب و حیا چه ریشه ای داشته؟و نظر شخصی من اینه که اون رفتارها همه اش نتیجه ی تقلید بوده،مثلا دختربچه از پنج سالگیش به تقلید از مادرش چادر سر می کرده و یا تصوری که از جامعه براش ترسیم شده بوده یک جامعه ی خیلی هولناک بوده و وقتی وارد دانشگاه میشه و میبینه که جو خیلی جوان پسند و صمیمیه و کسایی که حالا اصطلاحا بدحجاب ترن مشکلی براشون پیش نمیاد لزومی برای ادامه ی رویه چادری بودن نمی بینه... ولی یه نکته ی دیگه ای که حتما باید توجه بشه بهش اینه که دختر تووی کافی نت یک دختر هجده ساله و دختر پایان ترم هشت یک دختر 22 سالست،مسلما ظاهرش از حالت سادگی محصل بودن فاصله گرفته و شکل خانومانه تری خواهد گرفت.نباید مرز بین تغییری که نتیجه ی بزرگ شدنه با تغییری که نتیجه ی عوض شدن ارزش های فرده از بین بره و امیدوارم این مرز رو تووی فیلم تون خوب به تصویر کشیده باشید. :)
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
ممنونم از توضیحتون. بله متوجه تفاوتها هستم و شما هم بدرستی اشاره کردید. اما منظور من صرفا تغییراتِ ناشی از تحولاتِ بی پایه بوده. وگرنه که تغییرات ظاهری بعید میدونم منجر به کوچکتر شدن سایز بینی بشه! که حتی بزرگتر هم میشه چون هنوز در سن مفید رشد هستند. اوکی؟ بله حواسم بوده. ممنونم از اشاره به جای شما :-)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨