سان دیدن از پوشک بچه!
یادداشت انتقادی نسبت به تفاخرهای راه پیدا کرده در زندگی

سان دیدن از پوشک بچه!

نویسنده : khaleghdad

وقتی صحبت از ازدواج و سختی‌ها و آسانی‌های آن می‌شود، تقریبا یک مسئله در اظهارات اقشار مختلف مردم مشترک است. همگی از افزایش چشم‌گیر و روز افزونِ تجملات و سنگینی مخارج عروسی و پیامدهای این سبک زندگی جدید اظهار نارضایتی و نگرانی می‌کنند. اما شگفت‌آور این است که این اظهارات هیچ تاثیری در تصحیح این بخش نوظهور در سبک زندگی امروزه ایرانیان ندارد و این فرهنگ اسراف و تجمل گرایی روز به روز، رو به گسترش است و دامنه تاثیرش از پایتخت تا دورترین دهِ کوچک، همه را در برگرفته است.

 

اغلب مردم تن دادن به این رسم‌های جاهلانه را برای خودشان مجبور می‌بینند، تا جایی که حتی برای انجام این نوع خرج غیر ضروری، پس انداز ۳۰-۲۰ ساله خود را برای عروسی یک فرزند خرج می‌کنند و حتی از دیگران قرض می‌گیرند و یا حتی صدقه! و این یک فاجعه اخلاقی است و یک خطای واضح، آن هم برای ازدواج‌هایی که متاسفانه طبق آمار، احتمال شکست آن و منجر شدنش به طلاق، حدود ۲۰درصد است! و در صورت تداوم، احتمال دلخوشی و صلح و صفا در آن ناچیز!

 

به جای فهرست کردن رسوم نادرست و رفتارهای خطای دوخانواده دختر و پسر در یک عروسی -از خواستگاری تا پاتختی- و نقد تک تک موارد، یک پیشنهاد ساده عرض می‌کنم؛ پیشنهادی که نه خرجی لازم دارد و نه بودجه‌ای، پیشنهادی که منافع مادی هیچ‌کسی را هم به خطر نمی‌اندازد، اما در صورت پذیرش شما و ترویج آن، ریشه آداب رسوم جاهلانه‌ای را می‌خشکاند که دل بسیاری از دخترکان نازنین کشورم را شکسته و مادران و پدران بسیاری را خجالت زده کرده. ان شاءالله این پیشنهاد بازار تفاخرهای احمقانه را کساد می‌کند؛ خیلی ساده و عملیاتی است:

 

از شرکت در مراسم بازدید و رویت جهیزیه خودداری کنید و از اساس این نوع دعوت‌ها را توهین به شخصیت خودتان تلقی کنید. 

اصلا برایتان فرق نکند جهیزیه مربوط به چه عروس خانمی است؛ هر عروس خانمی! حتی از نزدیک‌ترین اقوام و عزیزترین دوستان‌تان.

دقت بفرمایید دوست و فامیل و آشنای شما و همان در و همسایه معروف، فقط برای چهار نفر مثل من و شما خودش و خانواده‌اش به سختی اقتصادی انداخته است تا پس از رویت تمام جزییات جهیزیه مورد تشویق شما و سایرین قرار بگیرد. همین! و اگر خواستگارهای متعددی بی‌دلیل رد می‌شوند به دلیل خجالت از همین بازدید کنندگان دو فامیل از جهیزیه محقر -بخوانید شرافتمندانه- است.

بگذارید این نوع مجالس را همان انسان‌هایی شرکت کنند که شبیه برخی زنان حقیر مکه قبل از بعثت هستند و مهم‌ترین صفت جاهلیت عربی یعنی تفاخر را در خود به وفور دارند، همان‌هایی که وقیحانه ضعف‌های اقتصادی دیگران را به روی آنها می‌آورند و مدت‌ها در مورد نقائص مالی و معیشتی فقرای فامیل و آشنایان‌شان صحبت می‌کنند و در مقابل متمکنین و ثروتمندانِ مسرف و مترَف، غرق در حسرتی جانسوز و حسدی بی‌انتها لب به تملق باز می‌کنند. این نوع مجالس احمقانه را به آن‌ها بسپارید. و شما که خردمند و فرهیخته هستید در چنین برنامه‌هایی که اساسش چیزی جز تفاخر و چشم و هم چشمی نیست، شرکت نکنید. تا مبادا این بازار عکاض و این بورسِ تجمل و اسراف، مکارم اخلاق شما را خراب کند.

وای تصورش هم تحقیرآمیز است. مانند مراسم دیدن سیسمونی! یعنی سان دیدن از پوشک بچه! چقدر سخیف است چنین رسم‌هایی.

=====================

به نقل از سایت حاج آقا شهاب مرادی

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
t.m
t.m
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
واقعا؛ همش شده چشم و هم چشمی
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
آی گفتی ها.. ممنون
s.a
s.a
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
هه...... من یه بار فقط تو عمرم رفتم سان دیدن از جهیزیه....... اصلا خوشم نمیاد! اون دفه هم مادر داماد همش اصرار میکرد! به زوووووووووووور می گفت بیاین.... مراسم سان دیدن از پوشک بچه؟ =))
m_kashiyan
m_kashiyan
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
آخ واقعا درسته.انقدر بدم میاد از این مهمونیا...کاش واقعا این رسم مسخره به کل از بین میرفت.
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٧
١
٠
اگه بشه که خوبه.... ولی وقتی فک و فامیلای طرف مقابل بگن حتما هیچی نداشته عروس که این مراسمو نداشته.... به پدر و مادر عروس چی میگذره به نظرتون؟؟؟؟؟ وقتی با همه عشقشون و تلاششون اون چیزی و که در حد توانشون بوده تهیه کردن..... من خودم به شخصه از این رسم متنفرم واقعا میگم متنفرم.... اما فک نکنم بتونم جلو اجرا نشدنشو بگیرم.... و تا امروز هم تو چنین مراسمی شرکت نکردم خدا رو شکر..... چون واقعا بدم میاد.... مثلا که چی میرن از سیر تا پیاز خونه طرفو نگاه می کنن.... اصن به شما ها چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٧
١
٠
کاملا مبافقم.. احسنت..
nikta_21
nikta_21
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
حماقته واقعا!من می گم شما هم می گین.این خیلی خوبه.بیاین عمل هم بکنیم.همه با هم ریشه ی این جهل رو تو ایرانمون بخشکونیم.همه با هم...
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
واقعا موافقم.. همه با هم.. از نسل قدیم که دیگه گذشت.. نسل جدید خیلی کارها میتونن بکنن..فقط بای ایمان داشت..اون ایمان رو نمیگم ها وو اون ایمان رو میگم.. آها..
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
منم موافقم... اما برای اینکار بعشی وقتا باید جلو پدر و مادر واستاد.... که خب میشه؟؟؟؟؟؟؟؟ نمیشه دیگه.....
نسیم
نسیم
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
به قول حضرت امام اگر از همون اول زندگی رو آسان بگیرید زندگی آسان می شه اگر سخت بگیرید سخت می شه. آدم با یک تلوزیون 24 اینچ هم می تونه زندگیش رو شروع کنه لازم نیست یک LCD بگیره....
Milad
Milad
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
امان از چشم و هم چشمی
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٢٧
١
٠
بسیار رسم مزحرفیه..به قول یه دوستی قدیما مردم میرفتن جهیزیه دیدنی تا ببینن عروس چی کم داره پا تختی براش بیارن..حالا برای چی میرن..چشم و هم چشمی...
f.haghighat
f.haghighat
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
من کلاً تا به حال جهاز کسی رو ندیدم، خیلی کار خاله زنک بازی ایه/ با تشکر
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
دقیقا همین طوریه
m-nik110
m-nik110
٩١/١٢/٢٧
١
٠
دنیا بدون چشم و هم چشمی قشنگتر بود!مسخره است!!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
بسیار زیبا!مچکر.منم تا حالا نرفتم جهاز کسی رو ببینم ولی وقتی داشتن 4تا نیسان و با دایره و تمبک میبردن دیدم:))) خیلیاشون تا گردن توی قرض رفتن خودشونو جشن میگیرن!
باران
باران
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
جالب بود.......
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
واقعا همینطوره...ولی متاسفانه خیلی ها همین ها رو مایه افتخار و کلاس گذاشتن میدونن...
farvardin
farvardin
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
واقعا جالب بود
S_maryami
S_maryami
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
دقیقا ما داریم هی با این کارها الکی خودمون رو عذاب میدیم
mahdi-h
mahdi-h
٩١/١٢/٢٧
٠
٠
زیبا ممنون
Em Ad
Em Ad
٩١/١٢/٢٩
٠
٠
دقیقأ ...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤