چه سودی است در نوشتن من و خواندن شما؟!

چه سودی است در نوشتن من و خواندن شما؟!

نویسنده : هادی حسن زاده

گاهی فقط می‌خواهم بنویسم. بنویسم که خوانده شوم. نمی‌دانم چرا! نمی‌دانم که چه سودی است در نوشتن من و خواندن شما!

حال من با این هیچ تغییر نمی‌کند. اگر تنها باشم که دوتا نمی‌شوم. اگر غمگین باشم هم شاد نمی‌شوم. پولم را زیاد نمی‌کند. روزم را شب نمی‌کند. بدی‌هایم را خوب نمی‌کند.

نمیدانم اسم این کار چیست اگر کار باشد! اگر حس باشد این حس چیست؟ این عمل و علم چیست که می‌گوید بنویس!؟ حس دیده شدن است؟ اعتماد به نفس کاذب خوب بودن در نوشتن و نویسندگی است!؟ رخ کشیدن است که بازی با کلمات من بهتر است!؟

هر چه که هست، هر کس به نحوی و مقداری در خود دارد و شاید هیچ وقت مشخص نشده و نشود که چیست و برای چیست! اما بودنش به اندازه بودهای دیگر مشهود است.

شاید معلول آن، همان مایی شد که خدا به جای نوشتنش آفرید!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
:)))))))))))))))
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
:)
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٢٣
٣
٠
نمیدونممممم!اما فک میکنم "نوشتن" ی چیزیه ک از دل میاد،اگه با تمام احساست،با تمام وجودت،بنویسی،اونوخ هرچی از روی نوشتت بخونی،بازم خسده نمیشی...نوشتن تو تنهایی خیلی کیف میده.درسته دوتا نمیشی اما حس میکنی یکی دیگه پیشته!اروم میشی،خالی میشی....حرف اخرتونم فوق العاده بوووووووووود!دس مریزاد
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
ممنونم نظرتون خعلی دلگرم کننده بود
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
می نویسم تا فراموش نکنم...
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
کاش همه چی فراموش میشد!
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
بعضی از لحظه ها چه خوب چه بد نباید فراموش بشن چون اگه فراموش بشن گاهی اوقات صدمات جبران ناپذیری از خودشون به جا میزارن...
H_bavar
H_bavar
٩٤/٠٣/٢٣
١
٠
به اعتقاد بنده خواندن و نوشتن نیاز فطری بشر است. از آن روز که بشر با خط میخی نوشت تا بدین روز ...
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
١
٠
شایدم نیاز به دیده شدن
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
حتما نوشتن کار خوبی بوده که خدا برای حرف زدن با بنده هاش کتاب رو انتخاب کرده ....
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
اینم میتونه باشه ممنون از حضور زیباتون
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
واقعا توقع داشتین خدا اون موقع واسه ارتباط با بنده هاش فیلم میساخت؟؟؟خب تنها وسیله ی ارتباطی همین بوده دیگه(به جز حرف زدن)...همه چیطو به هم ربط ندین دیگه
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٣/٢٦
٠
٠
اقای هنرمند این یک نوشته انتزاعیه نه واقعی. فکر نمی کنم جایی برای جبهه گیری داشته باشه !!!!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
برای من نوشتن یه جور خالی شدنه انگار کلمات دارن اون تنهایی های آدم رو دلتنگی های آدم رو ارضا میکنن نوشتن خیلی آرامش بخشه حتی اگه بقیه نخوننت
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
الحق که این کلمه ها میتونست کلمه های منم باشه!!!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
حس و حال غریبی داره نوشتن..... من تازه با این حس آشنا شدم....... :)
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
عاره واقعا
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
من وقتی دردام سر ریز میشه میارمشون رو کاغذ....
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
واسه دردای بی درمون مسکن خوبیه
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی/هرچه می خواهد دل تنگت بگوی
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
درود به شرفت واسه هر چیزی یه شعر داری تو جیبت
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
حاصل خیره در آیینه شدنها آیا/دوبرابر شدن غصه تنهایی نیست؟
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
با این که تازه با این حس آشنا شدم ولی خیلی دوسش دارم...ممنون زیبا بود امیدوارم قلمتون پایدار باشه و موفق باشین
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
ممنون همچنین شما
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
نکته ی مهم ـش برای من اینه که بازخورد های متفاوت رو در مورد موضوعاتی که در موردشون می نویسم می بینم و متوجه میشم بقیه مردم چه جوری فکر میکنن ... دومیش اینه که خالی میشم ! انگار با نوشتن یه جریانی در من بوجود میاد که آروم میشم از این همه فکر و فکر و فکر ...
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
با خالی شدن موافقم
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
شاید عجیب باشه ولی نوشتن بیانگر احساسات درونی ماست. مینویسیم تا احساس راحتی کنیم لب تاب سنگی هستش که ما به اون ضربه میزنیم تا خالی شیم. ولی هرچی هست خیلی خوبه حداقل برای من !
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
عجیب که نیست هیچ دقیقا هم همینه!!!!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
١
٠
طبیعیه ما تو عصر نوشتن به سر میبریم....میبینین که چقد ساده نوشتن خودش بهانه ای میشه برای نوشتن :)) کارتون درسته ادامه بدین... مخصوصا اینجا و تو این سایت (آیکن یه خودشیرین واقعی)..... قلمتون مستدآم...اوقاتتون خوش (^_^)
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
مستدآم رو خیلی دوست داشتم :))))) همچنین
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٧
٠
٠
سلام؛ نوشتن کار بسیار مقدسیه، علاوه بر اینکه نظر خانم آسمانه رو تایید می کنم، خدا در قرآن به "قلم" فسم خورده. اما اینکه "بودنش به اندازۀ بودهای دیگر مشهود هست" رو موافقم. در کل حس خاصیه و بعضا تاثیرگذار.
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات