غمناطیس از نگاهی دیگر ...

غمناطیس از نگاهی دیگر ...

نویسنده : naser_j

این که در پستوهای ذهنت یا در گوشه‌های غیر قابل دسترس قلبت ته مانده‌ای از «عشق اول» یا بهتر است بگویم «عشق ناکام اولت» را نگه داری و هر چند وقت یک بار از قاب خاطره بیرون بیاوری‌شان و دستی به سر و روی‌شان بکشی را دوست داری. خاطراتی که گاه لبخندی را در کنج لبت می‌نشانند و گاه باعث سُر خوردن قطره‌ای اشک بر روی گونه‌ات می‌شوند و این کار را در خلوتت و گاهی نیز در مقابل چشمان همسرت انجام می‌دهی، درست وقتی که او با عشق از اتفاقات معمولی که در چند ساعت گذشته برایش افتاده حرف می‌زند و تو که فیلت یاد هندوستان کرده و از خود بی‌خود‌ای و هیچ کدام از حرف‌هایش را نمی‌فهمی و فقط به نشانه تایید سرت را بالا و پایین می‌کنی  و احساس عذاب وجدان که نمی‌کنی هیچ، این کار را حق خودت می‌دانی و شاید با مرور این خاطرات می‌خواهی مرحمی بگذاری بر روی زخم‌های کهنه‌ات و شاید هم می‌خواهی نمک بر روی‌شان بپاشی و دوباره ملتهب‌شان کنی. حتی از مرور این خاطرات لذت می‌بری شاید، وقتی یادشان می‌افتی موهای تنت سیخ می‌شوند و قلبت مور مور می‌کند شاید ...

ولی یک فرض را در نظر بگیر، اگر همسرت هم مثل تو نوستالژی‌های از این جنس داشته باشد چه؟ اگر نامی را که برای فرزندت انتخاب کرده‌اید و اتفاقا پیشنهاد همسرت بوده است همان نامی باشد که او و عشق سابقش در با هم بودن‌های دو نفره‌شان در کافی شاپ‌ها و یا در پایان یک پیاده روی طولانی در عصر یک روز پاییزی از میان صد تا اسم برگزیده‌اند برای کودک آینده‌شان چه؟ اگر  این نام منتخب برای فرزندت نام همان عشق سابق باشد و تو هر بار که دلبندت را صدا می‌زنی همسرت هری دلش بریزد چه؟

هنوز قلبت مور موری دوست داشتنی دارد یا جای خود را به گِز گِز داد؟ 

پ.ن: تا وقتی که عشق اولت را فراموش نکرده‌ای خودت را درگیر عشق دیگری نکن.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
سلام؛ عجب داستانی شده این "غمناطیس"! واجب شد شروع کنم به نگارش.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢١
٠
١
منم می خواستم همینو بگم !!
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
بنویسید آقا میرزا بنویسید...
nima_haghighi
nima_haghighi
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
من که فقط یک عشق اول و آخر دارم اونم شله است :)))
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
بلاخره تونستیم استاد رو هم وادار کنیم که قلم از نیام بیرون بکشه:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
@نیما : اون که عشق مشترکه همه مشهدیاست !!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢١
٢
٠
عشق اول و اولین ارتباط های طولانی دختر و پسر هیچ وقت فراموش نخواهد شد. چرا که از آرزوها و امیالشون حرف زدند با هم که هیچ وقت قابل تغییر نیست
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٣/٢١
٤
٠
آیا من عشق اولت بودم یا نبودم؟ بودم یا نبودم؟ بودم یا نبودم؟! :)))))
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
فرانک :))
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
من میگم اگه واقعا عشقی در میونه و فراموش کردنش واقعا سخته(که واقعا از سخت هم یه چی اون ور تره:) ) پس چرا می تونیم خود مون رو وارد یه رابطه دیگه بکنیم ؟
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
فــــــــــــــرانك جونم خخخخخخخخخخ :)))
tanin
tanin
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
فرانک =)))خخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢١
٢
٤
عشق اول نه فراموش میشه و نه درد نبودنش التیام پیدا میکنه. دست از سر عشق اول همدیگه بردارين. انسان پیچیده تر از این حرفهاست. آدم ها میتونن با داشتن دنیای خاطره هم از عشق سابقشون همسر خوبی باشند.چرا که نه؟!
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
٤
١
موضوع، گیر دادن به عشق های اول افراد نیست....... موضوع، دلیل وجود چیزی به عنوان عشق اول و دوم و سوم و ....و تاثیرش بر روح و روان آدمهاست
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
رویا راس میگه هیچچ وقت نمیشه ادم ها رو فراموش کرد ،هیچ وقت
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
همسر خوب ؟ تعریفت از همسر خوب چیه؟ به نظر من هیچ کس نمی تونه همسر خوبی باشه اگه فقط یک صدم ثانیه از ذهنش گذشته باشه که کاش "اون" الان جای" این "بود
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
با حمید موافقم اگه اون حسی که آدمای عصر ما دارن ازش حرف میزنن همون عشق واقعی باشه اصلا نیاید به یک و دو سه بکشه اگه عشق باشه؟!!!
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
حمید...داداش اتفاقا تو اون مثالی که تو زدی هیــــــچ اتفاقی نمیفته! کسی که عشق اول و دوم و سوم و چارم داشته باشه ،مطمئن باش همسرش رو به عنوان عشق پنجم خیلی ساده میتونه قبول کنه...سختیش فقط مال کسیه که یه عشق داره و قراره وارد زندگی نفر دومی بشه! سخته ،ولی به قول رویا خانوم میتونن یه همسر خوب هم باشن...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
نمیدونم چی بگم محمدحسین...... به نظر من یه آدم نباید اینقدر خودشو دلبسته این دنیا و آدماش کنه ....... مابرای عشق و عشق بازی با جنس مخالف به این دنیا نیومدیم....... چیزای با ارزشتری هم توی این دنیا هست....... قضیه عشق و عاشقی رو خیلی بیش از حد داریم بزرگ میکنیم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
قشنگ و بجا بود ناصر جان......... متاسفانه این قضیه به جای اینکه ننگ باشه باعث افتخار برای برخی هاست که جلوی دوستانشان گدایی توجه کنند تا اونها بگن آفرین چه عاشق باوفایی بودی و چه عشق پاکی........ چجوری این ننگ تبدیل به افتخار شده ، نمیدونم!
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
( دقت کرده بودین که عکس شما و آقای خطیب عینه همه؟ من الان دیدم :)) :دی )
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
چه جالب منم الان دیدم...... :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
خخخخخ!
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
واقعا جالبه هاااااااااااااااا هر دو یه ژست گرفتین .......
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
مرسی حمید جان لطف داری داداش ...حرفتم کاملا درسته این قضیه خیلی معمولی شده انگار و البته رسانه ها هم در اون بی تاثیر نیستن
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
هاچ به نكته ضخيمي اشاره كردي خخخخخ
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
من که عمرااجازه بدم اسم دخترموهمسرم انتخاب کنه فقط اجازه داره روپسرمون اسم بذاره......تامن فکربدنکنم وناراحت نشم:)
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
وای وای چقد خطرناک .............خخخخخخخخخخخخخ ولی خوب کاری میکنی
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
لایک داری خاهر هوار تا!موافقم منم اصلا نمیخام دختر بیارم
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
غمناطیس?جالبه پس کل نوشته های من غمناطیس بوده نمیدونستم اما تا به حال به اشتراک نذاشتم چون برعکس اون جایی که شما گفتین حس عذاب وجدان به آدم دست نمیده من فکر میکنم عذاب وجدان تنها حسیه که میاد سراغ آدم و اگر اعتقادات مذهبی آدم قوی باشه به خودش اجازه نمیده حتی تو فکرش هیچ کس رو بجز همسرش راه بده.یه روان شناس یروز بهم گفت شده قبر بکنین و عشق اولتون رو خاک کنین این کارو بکنین اما اونو با خودتون نبرین تو زندگیتون.متن متفاوتی بود موفق باشید
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
راهکار خوبیه البته هدف از نوشته من بد بین کردن مخاطب نبود بلکه فقط این نیت رو داشتم که بگم اون چیزی رو که برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند:)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
دلم نمی‌خواد درباره غمناطیس مطلب بخونم و به این جنبه‌های قضیه فکر کنم. به هرحال همه‌ی ما آدمیم و این یعنی هرلحظه می‌تونیم کسی رو دوست داشته باشیم، چه در آینده و چه در گذشته. تمام آدم‌ها حق دارن کسی رو که دوست داشتن در گذشته یک روزی به خاطر بیارن و ثانیه‌ای از دنیا جدا شن. چون احساس دارند. گذشته‌رو نمی‌شه ریخت دور. این خیلی خودخواهیه که ما بخواهیم حتی تا طرز فکر طرف مقابل اونم وقتی انتخابش کردیم و داریم باهاش زندگی کنیم رو بخواهیم بفهمیم. خودخواهیه زیادیه که بخواهیم یک جریان فکر رو هم کنترل کنیم. مگه یه خاطره‌ی یهویی اجازه می‌گیره و به ذهن میاد؟ این نوشته‌ها چیزی به جز حس بدبینی رو تقویت نمی‌کنه. بهتره به جای این فکرای غمگین‌کننده و فرسوده کننده، بخواهیم که بهترین خودمون باشیم. بخواهیم که آخرین عشق باشیم. اهمیتی نداره چه کسی قبلا بوده یا نه. البته منظورم نویسنده‌ی این متن به تنهایی نبود. بلکه دارم به این نتیجه می رسم که هرچه بیشتر از این موضوع می خونم حالم بد می‌شه.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢١
٤
٠
فراغمناطیسه من خیانت رو رقم نزد. طی یک اتفاق ناگهانی بود. فراغمناطیس هم همش طی دو روز بود. دو روز که شبِ دوم توی خونه ی من و اون این جریان مهر ختام می خوره بهش. و مخاطب وقتی خط آخر رو خوند یک جورهایی انگار پایان رو خونده. و پایانش چیزی جز درد و استیصال و دفنِ خیلی چیزها نبود. اما تمام شد و به قول رویا کاش به عشق اول همدیگه کاری نداشتیم...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
البته کار راحت دیگه ای هم هست....... اینکه درب قلبمونو جز به وقتش باز نکنیم.......... و خودمونو با بهانه هایی مث( اون با بقیه فرق داره) گول نزنیم
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
البته هدف من هم ایجاد حس بد بینی نبود به هیچ وجه و من نگفتم کسی که یه بار درگیر یه رابطه شده حق نداره دوباره رابطه ای رو شروع کنه بلکه منظورم این بود که باید اون رابطه فراموش شه و اگه دقت کرده باشید در پی نوشت هم مستقیما این نکته رو آوردم ... درسته خاطره یهو به ذهن میاد و ما در یاد آوری اون نقش زیادی نداریم ولی در بال و پر دادن به خاطره ها نقش داریم
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
انگار این قصه سر دراز دارد!:دی ولی جدا از این حرفا واقعا در حق اون ادمی که همسرش قبلا عاشق یکیدیگه بوده ظلم میشه اون بیچاره چه گناهی کرده که باید پاسوز شه؟؟:((
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
٠
١
گناه اون فرد اینه که توی زمونه ای زندگی میکنه که آدمها برای کلمه عشق احترامی قائل نیستند و برای فرار از سنت ها به هر راهی پا میزارن
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
موافقم .............
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
:( بیچاره سرنوشت ما!خخ خدایا مارو قسمت یکی این مدلی نکن!
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
اون ادم باید قبل ازدواجش تحقیق کنه که ایا پرونده ی عشق قبلی توو دل همسر ایندش بسته شده یا نه.ظلم واقعی رو کسی میکنه که مثلا میره با یه نفر به خاطر شباهتش به عشق سابقش ازدواج میکنه.تووی این داستان زن و مرد کسایی بودن که عاشق هم بودن به هم نرسیدن تقدیرشون رو قبول کردن و زندگی جدیدی رو شروع کردن.وقتیم اینجوری غیر منتظره باهم مواجه میشن این حسارو پیدا میکنن که بنظر من خیلی خوب توصیف شده. در مورد اسم دختراشونم...کسایی که دوست داشتن رو تجربه کردن خوب میفهمن...اسم میترا رو مثلا مرده روی دخترش نذاشته که براش یادآور عشق سابقش باشه واسه این گذاشته که این اسمو خیلی دوست داشته. مثلا وقتی کسیو دوست داری که مرغ خیلی دوست داره توام مرغ میشه غذای مورد علاقت.دیگه اون ادم توو زندگیت بابا دنبال من بیا خونه مامانی کارت تموم شد. یا نباشه تو هروقت میری رستوران مرغ سفارش میدی چون مرغ دوست داری نمیتونی چیز دیگه ای بخوری.این به معنی این نیست که تو به یاد اون نشستی داری غذا میخوری...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
واقعا ظلم میشه در حق کسی که همسرش هنوز دلبسته یکی دیگست ...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
خانوم شقایق دارین کی رو گول میزنین؟
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
کسیو گول نمی زنن. یه حقایقی هست که باید پذیرفته بشه
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
اگه بخوایم این چیزارودرنظربگیریم محاله کسی وجودداشته باشه که توزندگیش عشقی روتجربه نکرده باشه....پس توی همه زندگیهای مشترک یه سری خاطرات وعلایق پنهان توی حافظه زن ومردهست.امااین دلیل نمیشه که بگیم دارن به هم ظلم میکنن....!ظلم اینه که بارجوع به این خاطره هاازعشق وعلاقه بین زن ومردکم بشه وکمرنگ کنه حس زناشویی رو......ومهمترازهمه اینکه گذشته مربوط به گذشته است وتوی همون زمان مونده وتموم شده وبایدفراموش بشه.
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
راتا عزیزم با کمال احترام اصلا نظرتو قبول ندارم خیلی قاطع میگی محاله کسی تو زندگیش عشق یه نفذو تجربه نکرده باشه در حالی که خیلیا هستن عشق بعد از ازدواج رو تجربه کردن فقط و تو مجردی هیچ گونه عشقی نداشتن ... نظرت جامع نیست عزیزم واسه یه عده معدود صدق میکنه...
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
خانوم راتا خانوم و هاچ خانوم ...... گذشته ها میگذره و به خاطره و درس عبرت تبدیل میشه ، اما نه برای کسی که توی گذشته زندگی میکنه!
paariss
paariss
٩٤/٠٣/٢١
١
١
همه جوانها بالاخره یک روز عاشق میشوند.ولی همه ی زندگی به همان عشق اول ختم نمیشود! معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمیکند، حتی گاهی با او حرف هم نمیزند.اما احساس قشنگی ست که همیشه خاطرات آدم را شیرین میکند. " چهل سالگی "
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
چهل سالگی یکی از فیلم هایی هستش که به این موضوع پرداخته و البته به نوعی می خواد توجیه کنه و با زاویه نگاهی کاملا مخالف با یاداشت من به این قضیه نگاه کرده من که به عنوان یه مرد هیچوقت نمی تونم مثل محمد رضا فروتن تو این فیلم با این قضیه کنار بیام و همسرم رو چند روزی به حال خودش بذارم تا دوباره بین اون و عشق اولش یکی رو انتخاب کنه
Kh_Z
Kh_Z
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
عشق به نظر من عشق هیچ وقت به ته خط نمیرسه. عشق هیچ وقت یه طرفه نیست. ما ادما احساسای زیادی رو تجربه میکنیم که اسم روش نذاشتن شاید. این احساسی که این جا ازش حرف میزنن هیچ وقت فراموش نمیشه اما یه احساس تموم شدس
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
اگه منظور تون اینه که اسم خیلی از احساس های رو که ما داریم نباید عشق گذاشت سخت باهاتون موافقم
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
فک نکنم عشق اول فراموش بشه...ولی ممنون.
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
والا ما که هنوز نتونستیم فراموشش کنیم:) ولی خب تا فراموش نشه دنبال جایگزین هم نیستیم کلا این جور آدم وفاداری هستم من حتی به بلاگفا هم هنوز خیانت نکردم :)
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
ادم ها هیچوقت عشق اولشون رو فراموش نمیکنن ........ ولی با این وجود این به این معنی نیست که دیگه هیچ حس دوستداشتنی به وجد نیاد اونا بزارنش جز خاطره زندگیشو.ن
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
خدا کنه بشه فراموشش کرد اگه واقعا عشق باشه خیلی سخته که دوباره یکی دیگه رو دوست داشته باشی خیلی خیلی سخت
Miss_shqyq
Miss_shqyq
٩٤/٠٣/٢١
١
٠
همه ی آدم ها توو زندگیشون ماجراهای عاطفی دارن.حتی مثلا یک طرفه کسی رو دوست داشتن و در کنار این حس به زندگیشونم ادامه دادن و واقعیت هارو هم پذیرفتن.بنظر من اینکه کسی گاهی یاد خاطراتش بیفته اصلا یه خیانت نیست.بهرحال اون ادم اون خاطرات رو زندگی کرده،نمیتونه پاکشون کنه،اصلا لزومی نداره پاکشون کنه.خاطرات و گذشته اش جزوی از عمرش هستن تجربیاتش هستن فکر کردن بهشون اصلا خیانت نیست.درنهایت اون آدم با پذیرش سرنوشت و تقدیر یه زندگی جدید تشکیل داده و بچه دار شده و داره زندگی میکنه.و قبول کرده که یه دوست داشتن عمیق توام با احترام باید ازین به بعد به اون ادم داشته باشه.دوست داشتنه سرجاشه ولی نوع موندنش دیگه فرق کرده.
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
حرف شما درست خاطرات خوب و یا بدی رو که با عشق اول داریم شاید نتونیم از ذهن مون پاک کنیم ولی من تو این نوشته حالتی رو فرض کردم که خود فرد نمی خواد این خاطرات پاک بشه بلکه ترجیح میده گه گداری با اون خاطرات بازی کنه در حالی که خودش رو درگیر یه رابطه دیگه کرده یا بهتره بگیم یه نفر دیگه رو درگیر خودش کرده شاید بعضی ها بتونن با این که شریک زندگی شون یه لحظه های برای خودش پرانتزی باز کنه و به مرور عاشقانه های که با عشق اول داشته بپردازه ولی من یکی که نمی تونم خودم رو تو هیچ کدوم از این موقعیت ها تصور کنم حتی
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
با پوزش بسیار از سر کار خانوم هاچ به خاطر الگو گیری از نوشته بسیار بسیار زیبا شون بدون کسب اجازه و رضایت شون
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
خواهش می کنم لطف دارین :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٢
٢
٠
گاهی وقتها چیزهایی رو میبینم که نمیتونم دربرابرش سکوت کنم. اینکه با کسی ازدواج کنی و در خصوصی ترین لحظه های زندگی ات به کس دیگه ای فکر کنی اسمش خیانت هست این رو قبول دارم ولی واقعا نمیشه کسی رو به دلیل دوست داشتن متهم کرد دوست داشتنی که تو دلش بمونه و ابراز نشه.خیلی ها رو میشناسم که قبل از ازدواج کس دیگه ای رو دوست داشتن ولی به هزار و یک دلیل با کس دیگه ای ازدواج کردن الان هم در کنار همسزشون خوشبختن هیچ وقت هم حسرت نمیخورن که چرا نرسیدن به عشق اولشون. اگه قرار باشه انگ خیانت به هر چیزی بزنیم باید ازدواج دوم رو هم کلا کتمان کنیم! چطور میشه زن و مردی جدا بشن از هم و با کسان دیگه ای ازدواج کنن ولی لحظه ای هم به عشق اولشون فکر نکنن مگه میشه اصلا؟؟
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
چیزی که من به نقد کشیدم اون یاد های لحظه ای نیست بلکه همون چیزی هست که شما در اول کامنت تون ازش به عنوان خیانت نام بردید
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
چقد سختته اينجوري :(
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
بلی واقعا سخته
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
3تا مطلب غمانطیس مثل آجر خوردن تو سر من....اینکه میبینم هرروز و هر ثانیه فکرم پیش کسیه و نمیدونم همینجوری میمونم یا نه!...خوب بود ناصر جان :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٢
١
٠
...
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
مرسی داداش لطف داری اما در مورد اون آجر های که گفتی خورده تو سرت حالت رو خووووووووووووووووووووب میفهمم خووووب
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
جناب کلداین غمناطیس هاشایدببرنتون به خاطراتی که حتی یادآوریشون هم واستون قشنگه اماقرارنیست تداعی این باشن که زندگی آینده همه آدماخلاصه میشه به خاطرات گذشتشون! گاهی اوقات فراموشی یه سری چیزازمان میخواد...نه مدت کوتاهی که شایدطولانی....امامهم اینه که خودمون بخوایم فراموش کنیم وبگذریم ازاون چیزایی که قسمت نبوده مال ماباشن:)
tanin
tanin
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
واقعا این یکی خیلی قشنگ بود:((احساس میکنم همه این دردو کشیدن:((
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
کاش به یه روش منطقی درمانش کنن
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٣
٠
٠
آقاناصرگاهی اوقات آدماخودشون میخوان که خودشن روتوی لحظاتی قراربدن که باعث زنده شدن خاطرات گذشتشون میشه واین واقعاخیانته نسبت به همسری که کنارته....امااگه گاهی لحظه ای وبخاطرموقعیت مشابهی یه خاطره ازذهنت بگذره خیانت محسوب نمیشه وبهترین کاراینه که بگذری ازاون لحظه وخاطره وسعی کنی خاطره قشنگتری توهمون لحظه باهمسری که کنارته بسازی تابشه شبیه یه لاک غلط گیروباسفیدیش پاک کنه سیاهی اون خاطره گذشته روتوی ذهنت......مهم اینه که خودت بخوای چه جوری زندگی کنی وهدفت این باشه که تموم عشق وزندگیت بشه همسری که کنارته نه خاطرات گذشته ات:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
دقیقا با نظر شما موافقم و در جواب کامنت های قبلی هم به این موضوع اشاره کردم
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
بهله...بسیار هم صحیح.... منم همچین چیزی تو ذهنم بود....شیک نوشتین...قلمتون مستدآم (^_^)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
سپاس از تشریف فرمایی تون به قول خودتون کلیک رنجه نمودید:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
سرد و بی تفاوت

وقتی به زمین رسیدم

٩٥/٠٩/٠٩