وقتی يوفوها حمله می‌کنند!

وقتی يوفوها حمله می‌کنند!

نویسنده : Mehran

به اخبار توجه كنيد:

«ناسا، معتبرترين سازمان فضايي جهان ساعتي پيش اعلام كرد كه از دو روز گذشته سه شي ناشناخته در مدار زمين و در نزديكي ايستگاه فضايي بين المللي قرار گرفته اند. طبق تصاوير و اطلاعاتي كه توسط اين اشياءِ ناشناخته يا «يوفوها» براي ناسا ارسال شده اين پرنده‌هاي مرموز سه سفينه كاملا پيشرفته هستند كه از سياره‌اي ناشناخته در كهكشان راه شيري به سمت زمين آمده‌اند و طي درخواستي عجيب اجازه فرود روي يكي از بيابان‌هاي سطح زمين را مي‌خواهند! پس از اين درخواست شوراي امنيت سازمان ملل فورا تشكيل جلسه داده‌اند اما هنوز به نتيجه‌اي نرسيده‌اند.»

چند ساعت بعد:

«پس از بحث و جدل‌هاي فراوان شوراي امنيت با درخواست مطرح شده موافقت كرد و يكي از بيابان‌هاي مصر رو به عنوان محل فرود سفينه‌ها مشخص كرد. اما قبل از اعلام موافقت خود از تمام كشورهاي عضو سازمان ملل درخواست كرد تا كليه موشك‌ها و ابزار دفاعي خود را به سمت محل مشخص شده هدف گذاري كنند و براي جنگِ پيشِ رو آماده باشند.»

تنها چند دقيقه بعد از اعلام خبر مردم سراسر جهان دست از كار كشيدند؛ اداره‌ها تعطيل و درب تمام مغازه‌ها بسته شد. مردم با ترس و از پاي تلويزيون‌های‌‌شان به طور زنده تصاوير فرود را مي‌ديدند. دور تا دور محل فرود پُر از موشك و افراد اسلحه به دست بود كه تنها هدفشان سفينه‌هاي در حال فرود بود.

موجودات فضاييِ داخل سفينه كه از ديدن اين صحنه‌ها تعجب كرده بودند تصميم گرفتند براي رهايي از اين موقعيت هدفشان از سفر به زمين را اعلام كنند. لحظاتي بعد با تصميم شوراي امنيت هدف تمام اسلحه‌ها و موشك‌ها از روي سفينه‌ها برداشته شد: «آن‌ها براي كمك به ترميم لايه ي اوزون به زمين آمده‌اند!»

چيز عجيبي نيست. هميشه همين طور بوده. هميشه اولين واكنش ما نسبت به فضاها، اشخاص و اتفاقات جديد واكنش دفاعي بوده. هميشه با ترس و احتياط بيش از حد با آن‌ها برخورد مي‌كنيم. هميشه از تغيير يك فضاي قديمي به يك فضاي جديد مي‌ترسيم و حتي بدمان مي‌آید!                                      

خيلي از ما در بچگي وقتي قرار بود از ابتدايي به راهنمايي بريم، به اين‌كه بايد مدرسه‌مان را عوض مي‌كرديم حس بدي داشتيم. هنوز هم ادامه دارد؛ وقتي براي رفتن به دانشگاه، سرِكار، مدرسه و... هميشه يك راه را انتخاب مي‌كنيم. وقتي موقع اسباب كشي و رفتن به يك جاي جديد حالمان بد است، وقتي كه نامه انتقالي را مي‌دهند دست‌مان و مي‌گویند كه از فردا بايد يك جاي ديگر مشغول به كار شويم و ما حالمان بد مي‌شود يعني كه اين «ترس از شرايط و اتفاقات جديد» هنوز هم ادامه دارد.

اما بالاخره بايد ترس را كنار گذاشت، بايد اتفاقات جديد را هم تجربه كرد، تغيير هميشه سخت است، اما عادت و سكون و ركود مرگ است! برويم، تجربه كنيم و مطمئن باشيم: «يوفوها هميشه هم بد نيستند»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
قشنگ بود آقا مهران....... خیلی باهات موافقم........ امیدوارم بتونم این ترس رو کنار بزارم.......
na3er
na3er
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
اره واقعا همینطوره که میگی...
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
عههههههه چ جالب :) مرسي از نوشتتون :)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
جالب بود...اون اولش فک کردم یه چیز مستنده :))....آره تجربه چیزای جدید هیچوقت بد نیست....مرسی :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
زیباوخواندنی:)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
الکی بود!؟ خوشم نومد
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات