بیایید کمی خودمان را گم کنیم

بیایید کمی خودمان را گم کنیم

نویسنده : وبگردی

 بیایید یک کمی خودمان را گم کنیم، بعد پیدا شویم. یک جور بهتر پیدا شویم. یک جورِ کمتر بد. یک جوری که با خودمان حال کنیم، بزنیم پشت خودمان بگوییم دمت گرم. اس.ام.اس «آر یو فاین؟» را با «یه کم» جواب ندهیم و در جواب اس.ام.اس «چرا یه کم؟» ننویسیم «خوبم». به جواب دادن باقی اس.ام.س‌های جهان لازم نیست فکر کنیم. باقی اس.ام.اس‌های جهان به درک. بیایید کمی تمام عددها و معادله‌ها و مقاومت‌ها و دیود‌‌ها و ترانزیستورهای جهان را از مخمان بیرون بکشیم، تمام عددها و معادله‌ها و مقاومت‌ها و دیود‌‌ها و ترانزیستور‌های جهان توی مخمان است چون. کل جهان توی مخمان است. می‌دانید؟ کل جهان به درک.

بیایید نمک‌هایی را که قرار بوده بپاشند روی گوجه سبزها ولی پاشیده‌ شده‌اند روی تخت‌مان، از روی تخت بتکانیم. خودمان را که قرار بوده خوشحال و زیبا و یس وی کن دو ایت باشیم اما افتاده‌ایم روی تخت‌مان، از روی تختمان بتکانیم، کمی داستان بخوانیم، موزیک گوش کنیم، سریال ببینیم، کمی فرار کنیم از چیزی که هست، سمت چیزی که دوست داریم باشد.

بیایید کمی آدم باشیم، تعجب کنیم از این‌که چرا یک نفر یکهو باید بفهمد وی آرنت فاین. تعجب کنیم. کیف کنیم. یک اسمس قدرشناسانه بنویسیم با مقداری دو نقطه و پرانتز‌های آنوری به نشانه‌ی خوشحال. به نشانه مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم. به نشانه آی لاو یو لایک ا فت کید لاوز کیک. چون می‌دانید؟ پرانتزها به مراتب از شما بامعناترند. با‌معنا‌تر. عمیق‌تر. دوست داشتنی‌تر.

بیایید ذوق کنیم بخاطر یک کیلو و چهارصد گرم وزنی که در سه روز از دست داده‌ایم. بیایید امشب هم شام نخوریم تا فردا چند گرم برای خوشحال شدن داشته باشیم. بیایید به مادرمان که می‌پرسد چرا برق آن‌جا روشن است وقتی تو اینجایی، لبخند بزنیم. به مادرمان که مسئول تمام برق‌های روشن جهان و مسئول چرا اینجاییِ جهان و مسئول تا این وقت شب کدوم گوری بودیِ جهان است لبخند بزنیم. بیایید عینک‌مان را پاک کنیم تا ببینیم چه داریم می‌نویسیم. چه داریم می‌نویسیم؟ چه داریم می‌نویسیم! بیایید این نوشته را تمام کنیم تا ببینیم بعدها چه می‌شود. آدمی به بعدها چه می‌شود زنده است چون.

======

منبع:

http://tanzania.blogfa.com/post-1015.aspx

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
par!sa
par!sa
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
خیلی خوبه تانزانیا :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
چقدر انرژی گرفتم از این مطلب..... خیلی خوب بود..... مخصوصا با نمکهای روی تخت خیلی حال کردم..... :)))
پربازدیدتریـــن ها
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
دیوان خنده های تو

بفهم

٩٦/٠٥/٢١
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
کاش کسی شاملو و فروغ را صدا بزند

در نبودنت

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

یک مرد به جا مانده ای از عاشورا

٩٦/٠٥/٢٢
شعری سروده خودم

می نویسم از تو

٩٦/٠٥/٢٢
شیرینی اش را نفهمیدم

اولین حقوق کاری

٩٦/٠٥/٢٢
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
مردم این چیزها را باور نمی کنند!

موی سفید

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
از آرزوهای خوب

کمی وقت شناسی

٩٦/٠٥/٢١
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
شعری سروده خودم

موج خروشان قلم

٩٦/٠٥/٢١
تبلیغات