هشت سال قبل، چشمانی زیبا، صورتی لطیف، موهایی لخت و به رنگ سیاهی یک شب! ایستگاه اتوبوس روبه‌روی دانشگاه فردوسی شد اولین وعده گاه دیدارمان. آرام و سر به زیر کنارم نشست! شمرده و نجیب گفت: کسی می‌خواهد از جنس یک  مرد! نه آن‌که مرد باشد، که باوری داشته باشد به بزرگی باور یک مرد، که بماند پای تمام قول‌هایش مثل یک مرد تا شاید برسد به آرزوهایش با او در فرداها.

گفت پلی نمی‌خواهد برای عبور و رسیدن به آرزوهایش، چون زیاد دیده بود که مردم این روزگار پل می‌زنند از رابطه‌های‌شان برای رسیدن به رویاهای‌شان و چه ساده می‌گذرند از هم.

شاید تکیه گاهی طلب می‌کرد برای ساختن آینده‌اش در این روزگار سخت نفس گیر! سخت بود کنارش ماندن و ادامه دادن با او... لبخندی مصنوعی نشاندم گوشه لبم و بی‌صدا بلند شدم و رفتم.

امروز دوباره باز دیدمش، همان نقطه دیدار اول، انگار اما مردتر شده بود چهره‌اش، اما نبود کسی کنارش تا برساندش به بلندای آرزوهایش.

علی فال فروش من الان13ساله شده است!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
faride
faride
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
امیدوارم علی ِ 20 ساله به آرزوهاش رسیده باشه و شغل خوبی داشته باشه!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
سلام....بابت گنگ بودن مطلب عذرمیخوام...علی اون موقع 5ساله بودوالان13ساله است....امیدوارم هرجاکه هست موفق باشه وبه آرزوهاش برسه....یه موردواقعی بودعلی داستان من وتمام حرفاش واقعی بود....ممنون ازنگاه ولطف قشنگت
faride
faride
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
میدونم که الان 13 ساله است عزیزم متوجه شدم! منظورم اینه که تا وقتی 20 ساله میشه به آرزوهاش برسه! :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
آمین
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
سلام...زیبا نوشتید...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
سلام...........زیباخوندید!:)
ردپای قلم
ردپای قلم
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
:-)
t.m
t.m
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
امیدوارم که خودش برسه به بلندای آرزوهاش...:)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
امیدوارم......خداکنه ماهم بتونیم کمکی بکنیم:)....ممنون وتشکرات
yekta_b
yekta_b
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
یه نفس عمیق بلند ...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
یه لبخندعمیق ترامابه احترام احساس شما
سیده نعیمه زینبی
سیده نعیمه زینبی
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
یکم برام گنگ بود مطلب . علی اون موقع چند سالش بود؟ الان چند سالشه؟ 13 سالشه ؟ شما هم به قولتون عمل نکردین؟ و ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٣١
١
٠
حقیقتش برای منم گنگ بود، شخصیت این نوشته، نسبتش با شما، وعده و وعید و... ولی قلم رو تحسین می کنم، بدون اشکال!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
علی قصه من یه پسرکاربودکه یه روزاتفاقی تو8سال قبل بامن رهگذرسرصحبت روبازکرد....اون موقع گفت 5سالمه......وچندوقت پیش مجدددیدمش که13ساله شده بود.....اماهنوزبه آرزوهاش نرسیده بود....یادش نمیومدکه 8سال قبل بهم چیاگفته بود ولی من خوب شناختمش وصحبتی که دوباره باهاش داشتم منومجبوربه نوشتن این مطلب کرد.....آره8سال قبل ساده ازش گذشتم چون خودم یه دانشجوبودم وهیچ کاری اازدستم برنمیومد....اینبارامانگذشتم وقول دادم مثل یه مردتکیه گاهش بشم وبرسونمش به بلندای آرزوهاش.....بابت گنگی مطلب عذرخواهم.....ممنون ازنگاه قشنگتون وسپاس.
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون استاد وعذرخواهم بابت گنگی موضوع
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
قشنگ بود راتا خانوم...... :) ......... مرد زیاده توی این دنیا ، اما چیزی که همیشه به چشم میاد ، نامردی نامردهاست........ :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
نگاهتون قشنگه جناب بزرگواری.....امیدوارم مردهابدونن که مردبودن واقعاارزش داره وفقط جنسیت یه مردرویدک نکشن وبه معنای واقعی مردباشن.....:)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
تولدتونم مبارک جناب بزرگواری......عذرخواهی بابت تاخیردرتبریک......انشالله همیشه سلامت وشادوخوشبخت باشید:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون از شما راتا خانوم ... :)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
بی تکیه گاهی خیلی سخته...چیزی که تمام این بچه ها تو آرزوشن....قشنگ بود :) مرسی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
موافقم.....ممنوم:)....ایشالله هیشکی بی تکیه گاه نباشه
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
زیبا بود راتای عزیز. امید که همه ی علی ها به ارزوهای بزرگ شون برسند.
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون.....آرزوی قشنگی بود:)))))))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
ینی در پنج سالگی این حرفارو زده ک من پل نمیخام و اینا؟؟ی کم اینجاش مصنوعی بود!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
شایدمثل نوشته من ادبی حرف نزدتو5سالگی اماواقعابهم میگفت که یه مردمیخوام که کمکم کنه به آرزوهام برسم نه اینکه فقط منوبفرسته توخیابون که واسش فال بفروشم وازم استفاده کنه........ممنون بابت نگاه واظهارنظرتون.....
ali_sh
ali_sh
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
من نفهمیدم...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
یه کوچولوبیشتردقت بفرمایید100درصدمتوجه خواهیدشد.......ممنونم:)
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٣٠
٠
٠
کودکان کار حرف های پخته و عجیبی میزنن اونم ب خاطر اینه که خیلی زود بزرگ میشن با سختیا.عجیب نیست اگه علی قصه اون حرف ها رو در واقعیت زده باشه.امیدوارم که سر و سامون بگیرن و آیندشون روشن باشه.موفق باشی راتا
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
شایدمثل نوشته من ادبی حرف نزدتو5سالگی اماواقعابهم میگفت که یه مردمیخوام که کمکم کنه به آرزوهام برسم نه اینکه فقط منوبفرسته توخیابون که واسش فال بفروشم وازم استفاده کنه........ممنون بابت نگاه واظهارنظرتون.....
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون وسپاس بابت نظرت دوستم.....آره علی این حرفاروزد....شایدنه انقدادبی اماگفت این حرفاروبهم تودنیای5سالگیش
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٤/٠١
٠
٠
بله باید یک مردونگی پشت علی باشه نه از لحاظ جنسیت بلکه یک پشت و پناه و تکیه گاه مردونه و امیدوارم هر کدوممون در حد خودمون به علی های اطرافمون نگاه دیگه ای داشته باشیم.قلمت پایدار راتا
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
دوستان یه عذرخواهی خیلی خیلی بزرگ .....این روزاحسابی درگیریه موضوع شدم ونمیتونم بیام سایت.....لطفادعاکنید موفق بشم:)
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
عزیزم ایشالله که موفق میشی .......
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
راتا جون مث همیشه عالی بود ............ راستی کم پیدایی رفیق ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
تو هم مثل همیشه عزیزدل وهمراه خوب منی.......ممنون ازنگاهت رفیق بامرام....این روزادرگیرم خیلی خیلی زیاد....دعاکن موفق بشم......دنبال تاسیس یه مجموعه فرهنگیم وخداروشکرداره به نتیجه میرسه.....فقط واسم دعاکن دوستم:-*
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
چشم دوست خوبم .....
sahar_m
sahar_m
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
مطلب جالب بود البته من وقتی توضیحاتتون توی کامنت ها رو خوندم فهمیدم. انشالله بتونید قولتون رو عملی کنید.
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون ازنگاهتون ونظرتون......ومهم ترممنون بابت دعای خوبتون درحقم....انشالله:)
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
عاخي نازي :(
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون ازهم دردی قشنگت....ممنون ازنگاهت
فاطيما
فاطيما
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
خواهچ ميشه :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
خواهش می کنم، متن و یادداشت باید طوری طراحی بشه که توضیحاتی که در کامنت ها شما به مخاطب دادید، در اون به صورت محسوس، حالا از هر طریقی، باشه؛ ولی قلم شما قابل تحسین هست. آتیه ای درخشان خواهید داشت ان شاءالله، در آرزوی آن روز*
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
ممنون ازلطف شماوبه روی چشم.....انشالله ازاین به بعددقت بیشتری میکنم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٣١
٠
٠
به امید خدا، موفق باشید!
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٤/٠٢
٠
٠
ان شالله که روزی مرد بزرگی بشه...شیک نوشتی....قلمت مستدآم...اوقاتتم همیشه به شادی (^_^)
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
ممنون عزیزم
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٤/٠٣
٠
٠
علی ها رو باور کنیم و تنها نگذاریمشون
راتا
راتا
٩٤/٠٤/٠٤
٠
٠
موافقم....ممنون ازنگاهتون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣