هیچ یک از این‌ها، دیدن ندارد!
برای روزهای خستگی

هیچ یک از این‌ها، دیدن ندارد!

نویسنده : kavir

 

خسته‌ام 

کمی هم بیشتر، فراتر از تصورت… 

سخت است برایم توصیفش… 

تا به حال نمی‌دانم، 

دیده‌ای درماندگی و بی‌قراری‌های من را یا نه؟ 

بغض فرو خورده در گلویم 

بهانه‌گیری‌های دل بی‌قرارم 

و یا غم نهفته در نگاهم… 

که به خدا قسم، 

هیچ یک از این‌ها، دیدن ندارد 

با هم...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
دلنوشته زیبایی بود
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
زیبا
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
مرسی زیبا بود....واقعا دیدن نداره
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
بسیار زیبا....
m_kashiyan
m_kashiyan
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
نوشته ات یه طرف..اون عکسه مطلب یه طرف!!:))
Z_Yaghoobi
Z_Yaghoobi
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
:))))))))
نسیم
نسیم
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
قشنگ بود. تشکر.
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
زیبا بود!مچکرم
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
زیبا بود
parisa
parisa
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
هععععععععی............خوکشل بود.......
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
اوهوم....بغض فرو خورده در گلویم....هعیییییی...ممنون دوست عزیز...زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
زیبا بود.خسته ام.../ممنونم.
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
خستگی و بغض و بی قراری.....میفهمم
wolf
wolf
٩٢/٠١/١٤
٠
٠
من خیلی دل نوشته دوست ندارم ولی از نظرات کاربرا معلومه که خیلی قشنگه
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٩
٠
٠
آخی!
سهره
سهره
٩٢/٠٢/٣١
٠
٠
بسیار زیبا ممنون.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠