صدای طبل هم می‌داد تازه!

صدای طبل هم می‌داد تازه!

نویسنده : محمدرضا امانی

عذاب وجدان نمی‌گذاشت بخوابم. نمی‌توانستم خودم را ببخشم. هر بار که در یخچال را باز می‌کردم، آن دو قاچ بزرگ هندوانه عین آیینه دق مقابلم ظاهر می‌شدند و با آن خنده‌های خبیث‌شان از این‌که هیچ کس نتوانسته بود لب بهشان بزند بس که کال و بی‌مزه بودند، عذابم می‌دادند.

بلند شدم و کردم‌شان توی مشما و از جلوی چشم‌هایم دورشان کردم. و بعد دیگر خلاص شدم؟ به هیچ وجه!

از فردایش تا همین الان هر کس که می‌رود در یخچال را باز می‌کند بوی هندوانه‌ای کال و بی‌مزه مثل یک خنده شیطانی می‌پیچد توی خانه.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
سلام؛ با احترامِ کامل: پیام این یادداشت چه بود؟
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
منظورم اینه که قصد داشتید چه پیامی رو به منِ مخاطب بدید؟ هندوانه رو نباید اینقدر گذاشت که بو بگیره؟ هندوانه کال نخریم؟ هندوانۀ خوب باید صدای طبل بده؟
m_r_amani
m_r_amani
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
پیش به سوی جهانی عری از معنا
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
خخخخخخ
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
اوهوم... کال بودن هندونه دقیقا مثل خنده ی شیطانی میمونه که آدمو حرص میده :( خیلی ضد حاله :/
آتی
آتی
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
هندونه ........ خوب بود
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
متاسفانه من منظورتونو از این نوشته نفهمیدم...شرمنده
m_r_amani
m_r_amani
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
اگر شما هم شونزده هزار تومن می دادید به یک هندوانه سفید منظورم رو خوب می فهمیدید
هومن حقدادی
هومن حقدادی
٩٤/٠٥/٢٤
٠
٠
طبلی ک گرانی است چه صدایی دارد/با ان رنگ سفیدش چ ادایی دارد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات