شعری برای سی دومین سال مردنم!

شعری برای سی دومین سال مردنم!

نویسنده : اشکمهر آتشروان

به گمانم

مرده‌ها را نيازی

به آسپرين

و اندوه نيست.

شايد آن‌ها را

ولی باران به کار آيد.

کفش نه

ولی جايي برای رفتن.

آن‌ها به ما مي‌گويند

سيگار نه

ولی جايي برای دود کردن.

يا به ما مي‌گويند

فضا و جايی برای پريدن

شايد که يکی باشد.

مرده‌ها را به من

نيازی نيست.

و

زنده‌ها را نيز.

ولی شايد مرده‌ها را

به همديگر

نياز باشد.

در واقع

شايد نياز مرده‌ها

به همه آن چيزهايی است

که نياز ما است!

و ما را نياز بسياري است

اما کاش می‌دانستيم

به چه چيز.

شايد

به همه چيز.

شايد که ما

براي رسيدن به آن‌ها

جان بدهيم.

و يا جان خواهيم داد.

زيرا به آن‌ها

دست نخواهيم يافت.

اميدوارم

آن گاه که من مردم

بفهميد

که من به هر آن چه

ممکن بود

دست يافته بودم.

زیرا که من آن سال‌ها مرده بودم.

شعری برای سی و دومین سال به دنیا آمدنم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمیرام
سمیرام
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
آخی :) تولدتون مبارک =)) من پارسال موقع تولدتون بودم تبریک گفتم خخ آقای آتشروان یه سال گذشت و شما واسه زن گرفتن هیچ اقدامی نکردیناااا :())( غصه نخورین سن بالاهای سایت کم نیستن که ازدواج نکردن ولی عین خیالشونم نیست خخخ پس خوشحال باشین :))
zakhar
zakhar
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
شايد آن‌ها را ولی باران به کار آيد... خیلی خوب بود مشتی... تولدتوتم مبارک باشه :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
قشنگ بود...... تولدتون هم مبارک باشه
Cold
Cold
٩٤/٠٣/١٩
٠
٠
یه تلخی طولانی رو آدم تو متنت حس میکنه...یه تلخی همیشگی...معرکه بود....از تولدتم که خیلی گذشته اشکهر جان...ولی بازم ما تبریکمونو میگیم :) ایشالا همیشه سلامت باشی :)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
خیلی عالی بود...به قول آقای کلد تلخی طولانی رو میشد حس کرد...تلخی که پشتش کلی حرفه ولی دوست داشتنیه...ممنون امیدوارم قلمتون همچنان پایدار باشه و موفق باشین...در ضمن تولدتون هم مبارک امیدوارم کنار خانوادتون سالم و شاد باشین
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
زیبا...................!
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
زادروزت مبارک دوست من
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
تبریک... مثل همیشه جسور و متفاوت! مرسی :-)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
کسی از نویسنده مطلب خبری داره؟ چرا غیب شده؟؟؟
ayshem_sh
ayshem_sh
٩٤/٠٤/٢٢
٠
٠
به این سوگواری نیاز داشتم ... :(
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات