سر بطری‌هایی که ویلچر می‌شوند!
گزارشی از یک کمپین متفاوت به مناسبت روز جهانی محیط زیست

سر بطری‌هایی که ویلچر می‌شوند!

نویسنده : مریم شیعه زاده

فرودین ماه سال 93 بود که کمپین جمع‌آوری سر بطری پلاستیکی کار خود را در تبریز آغاز کرد. کمپینی که با هدف کمک به محیط زیست روی کارآمد و خیلی زود به دیگر شهرهای بزرگ کشور راه پیدا کرد. در این کمپین مردم با ‌جمع‌آوری سر بطری‌های پلاستیکی نظیر بطری آب، آبمیوه، شامپو و تحویل آن به مراکز جمع‌آوری تعیین شده، علاوه بر کمک به محیط‌ زیست؛ باعث می‌شوند تا معلولین بی‌بضاعت صاحب ویلچر شوند. روز جهانی «محیط زیست» بهانه‌ای شد تا هرچند کوتاه از حال‌و‌هوای این کمپین و افرادی بنویسیم که از کنار محیط زیست‌شان ساده عبور نمی‌کنند. 

 

گفت‌و‌گو با موسس کمپین جمع آوری سر بطری پلاستیکی

دختری که رفتار یک شهر را تغییر داد 

سپیده جلالی نخستین کسی بود که کمپین جمع آوری سر بطریهای پلاستیکی را در ایران تاسیس کرد. دختر 25 ساله تبریزی که لیسانس علوم سیاسی دارد اما میگوید علاقه زیادی که به محیط زیست دارد باعث شد تا قدم در این راه بگذارد. اردیبهشت ماه 93 فعالیت این کمپین در تبریز اعلام عمومی شد و نتیجه آن جمع آوری 650 هزار سر بطری پلاستیکی توسط مردم تبریز در مدت 10 ماه بود. 

+ هدف از تاسیس این کمپین چه بود؟ 

- در مرحله اول کمک به محیط زیست و در مرحله دوم کمک به معلولین. هدف اصلی ما حساس کردن مردم به تفکیک زباله از مبدا بود و این‌که این مسئله به یک دغدغه برای عموم مردم تبدیل شود.  

+ چطور کمپین متولد شد؟

- چند سال پیش در سفری که به ترکیه داشتم، این طرح را دیده بودم. البته آن‌جا صندوقهای جمعآوری در اماکن عمومی وجود داشت و طرح سیستماتیکتر انجام میشد. وقتی به ایران برگشتم در طول سه ماه به کمک اطرافیانم حدود 3 هزار سر بطری جمعآوری کردیم. بعد از آن از دوستانم در شبکههای اجتماعی کمک گرفتم و صفحهای تحت عنوان «جمعآوری سر بطری‌های پلاستیکی» ایجاد کردیم که در آن‌جا افراد زیادی جذب کمپین شدند. به کمک اعضا پوسترهای کمپین را چاپ و در مراکز مختلف نصب کردیم. 6 مرکز، داوطلبانه جمع‌آوری را به عهده گرفتند و آدرس این مراکز به همراه یک شماره تلفن برای پاسخگویی بر روی پوسترها چاپ شدند و کار کمپین به صورت جدی آغاز شد. 

+ در مرحله اول چه تعداد سر بطری جمع آوری شد؟ 

- بیش از 1 تن یعنی چیزی حدود 650 هزار سر بطری که به وسیله این تعداد سر بطری، 6 ویلچر خریداری شد و تعدادی ویلچر هم در کنار این کار، توسط خیران به نیازمندان اهدا شد.

+ به نظر خودت استقبال چطور بود؟ 

کم نظیر! بعضی‌ها میگویند مردم ایران در انجام کارهای جمعی ضعیف عمل میکنند اما واقعیت این نیست. مردم مرا نمیشناختند اما به من اعتماد کردند و از هر قشری به کمپین مراجعه کردند. سرهای بطری از تمام نقاط شهر برای ما ارسال میشد. در کنار اینها فعالان محیط زیست نیز از پارک‌ها، سواحل، جنگلها و... سرهای بطری را جمع‌آوری میکردند و به دست ما میرساندند. افرادی هم بودند که در هر هفته فقط 5، 6 سر بطری به ما تحویل میدادند و سعی میکردند با همین تعداد قدمی برای کمپین بردارند که برای ما بسیار ارزشمند بود. 

+ هزینه تبلیغات چطور مهیا میشد؟ 

- اعضای کمپین این کار را انجام دادند و در این مدت هیچ حمایتی از سمت مسئولین شهر صورت نگرفت.

+ برنامهات برای آینده چیست؟ 

به قدمهای آهسته و پیوسته اعتقاد دارم و میخواهم تا 2 دوره دیگر با سر بطریها ادامه دهم. این بار سرعت را بالاتر میبرم و افراد بیشتری را جذب میکنم. برنامه بلند مدت کمپین هم جمع آوری پلاستیک‌های دیگر از سطح شهر خواهد بود. 

 

گفت‌وگو با زوج جوان حامی محیط‌ زیست

از کمپین جمع‌آوری سربطری تا «نه» به کیسه‌های پلاستیکی

سارا حاتمی 20 ساله و محسن میزانی 24 ساله، زوج جوان و دوستداشتنی مشهدی هستند که این روزها همه دغدغه‌شان خلاصه می‌شود در حفاظت از محیط زیست. محسن مسئول رفتگران طبیعت مشهد است و به خاطر اقداماتی که برای حفاظت از محیط زیست انجام داده بارها مورد تجلیل قرار گرفته‌است. سال 92 با حضور در برنامه ویتامین ث و معرفی به عنوان چهره برتر هفته در همشهری سرنخ به چهره‌ای شناخته شده برای دوستداران محیط زیست تبدیل شد. حالا قرار است کمپین جمع‌آوری سر بطری‌های پلاستیکی در مشهد به زودی آغاز به کار کند که مدیریت آن را سارا برعهده خواهد داشت. 

 

عشق به طبیعت؛ از کودکی تا به امروز

«روزی که قرار بود به عقد هم در بیاییم از صبح درگیر مراسم بودیم و حسابی سرمان شلوغ بود. خدا را شکر آن روز همه چیز خوب پیش رفت و توانستیم بعد از مدت‌ها یک نفس راحت بکشیم. شاید جالب باشد که فردای آن روز با وجود خستگی زیاد، برای برنامه رفتگران طبیعت ساعت 6 صبح از خانه خارج شدیم و تا بعد ‌از‌ ظهر مشغول جمع‌آوری زباله بودیم!» از آن‌ها می‌پرسم این علاقه از کجا شکل گرفته است که محسن پاسخ می‌دهد: «مدتی پیش دکتر عبدالحسین وهاب‌زاده بحثی را تحت عنوان کودک و طبیعت مطرح کردند و بعدها کتابی با همین عنوان نیز به چاپ رساندند. در این کتاب توضیح داده‌است که چطور کودکی که با طبیعت رشد کرده‌است و از آن خاطره خوبی دارد، در بزرگسالی با کوچکترین تلنگری نسبت به محیط‌ زیست حساس می‌شود. من از کودکی با لمس خاک، گیاه و درختان بزرگ شدم. در کنار خانه ما باغ بزرگی بود که عبور از آن حس خوبی به من می‌داد. هر چند عبور از آن برای باقی اعضای خانواده‌‌ام ناخوشایند بود و ترجیح می‌دادند از حاشیه خیابان عبور کنند تا باغی که ممکن است در آن جانوران زیادی یافت شود.» محسن از نخستین کتابی می‌گوید که پیش از حضور در مدرسه و دانستن خواندن و نوشتن، به او هدیه شده‌بود. کتابی که هدیه پدر بزرگ‌اش به او بود. کتاب «آب مایه حیات است». محسن درباره این هدیه می‌گوید: «این کتاب عکس و رنگ‌آمیزی جذابی نداشت و همیشه از خودم می‌پرسیدم چرا پدر بزرگم چنین کتابی به هدیه داد، اما امروز قدرش را می‌دانم و همیشه آن را در دسترس قرار می‌دهم.» سارا هم علت اصلی دغدغه‌ی این روزهایش را محسن معرفی می‌کند و می‌گوید البته پیش از ازدواج‌شان هم در برنامه‌های متفاوت رفتگران شرکت می‌کرده و امروز تمام فعالیت‌ها را در کنار همسرش و با پشتیبانی و حمایت او انجام می‌دهد. 

 

استارت کار از اواخر خرداد ماه زده می‌شود

«طرح اولیه کمپین آماده‌‌است و تا قبل از پایان خردادماه سال جاری این کمپین رسما کار خود را آغاز می‌کند.» سارا همچنین این نکته را یادآوری می‌کند که ارتباط با کمپین تبریز به آن‌ها کمک کرده تا از تجربه‌های خوب دوستان‌شان در تبریز کمک بگیرند تا چند قدم جلوتر باشند. از کم‌و‌کیف طرح اولیه می‌پرسم که پاسخ می‌دهد: «در حال حاضر تبلیغات را از شبکه‌های اجتماعی آغاز کردیم و به دنبال آن هستیم تا با کمک شهرداری تبلیغات گسترده‌تری داشته باشیم. صحبت‌هایی با شهرداری صورت گرفته است اما هنوز نتیجه مشخص نیست.» به سارا می‌گویم «پس باید به علاقمندان بگوییم از همین امروز سرهای بطری را جمع‌آوری کنند» که به جیب‌های همسرش اشاره می‌کند. محسن دست‌هایش را داخل جیب‌اش می‌برد و چیزی حدود 10، 12 سر بطری را روی میز می‌گذارد. بعد هر دو می‌خندند و سارا می‌گوید: «از مسیر خانه تا دفتر روزنامه که می‌آمدیم این سرها را از روی زمین جمع‌آوری کردیم!» 

 

چرا سر بطری پلاستیکی؟ 

شاید این سوال برای شما هم پیش بیاید که چرا سر بطری؟ محسن علت انتخاب سر بطری را اینطور بیان می‌کند: «سرهای بطری باید چیزی حدود 1 تن باشد تا بتوان آن‌ها را بازیافت کرد. به علاوه باید رنگ‌های متفاوت از هم تفکیک شوند چرا که هرکدام دمای ذوب متفاوتی دارند. البته در کشورهای پیشرفته این سرها به همراه بطری‌ها ذوب می‌شوند اما در این‌جا امکان این کار نیست. لذا به خاطر زحمت زیادی که دارد معمولا از تفکیک‌شان صرف نظر می‌شود. دوم این‌که این سرها کوچک هستند و مردم به راحتی می‌توانند آن‌ها را جمع‌آوری و حمل کنند و این می‌تواند انگیزه مشارکت را بالا برد.» از او می‌پرسم برنامه آینده کمپین چیست که پاسخ می‌دهند: «ما می‌خواهیم مردم را به کوچک‌ترین پلاستیک در خانه حساس کنیم!» 

 

«نه» به کیسه‌های پلاستیکی

وقتی از این زوج سوال می‌کنم چطور می‌خواهند حساسیت به پلاستیک را ایجاد کنند، پاسخ می‌دهند: «میانگین تفکیک زباله در شهرهای بزرگ کشور 2 درصد است. درحالی‌که در مشهد 14 درصد اعلام شده و این نشان می‌دهد مردم شهر مشهد به بازیافت اهمیت ویژه‌ای می‌دهند و شاید همین مقدمه‌ای باشد برای گام‌های بعدی. ما در مرحله بعد می‌خواهیم تولید یک میلیون کیسه پارچه‌ای را داشته باشیم. همچنین با فروشگاه‌های زیادی صحبت کرده‌ایم و آن‌ها اعلام کرده‌اند حاضراند به جای کیسه بزرنتی و یا پلاستیکی؛ از کیسه پارچه‌ای استفاده کنند، حتی اگر قیمت بیشتری داشته‌باشند.» 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Vania
Vania
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
چه جالب!چه خوب...پس ماهم بریم دنبال سربطری های پلاستیکی از امروز:) ممنون از گزارش خوبت مریم جان:)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خاهش میشه :) ممنون
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
این مطلب رو قبلا توی سایت گزاشته بودن فکر کنم
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
نه دیه! اشتبا فِک می کنین :D
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
گزارش جالبی بود. ممنون :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
:)
Mahboubeh-A
Mahboubeh-A
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
دمشون گرم. خسته هم نباشن. چقدم هدفمند کار کردن! در بطری به این دلایل...
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
اوایل فکر می کردم به خاطر حجم کمشه، نمی دونستم این همه دلیل قانع کننده داره :)
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
ممنون حرکت جالب و قابل توجه ایه :))
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
خاهش میشه :)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٣/١٤
٢
٠
چیزی که ایران این روزا از همه بیشتر بهش احتیاج داره، اینجور کارهای خودجوش از طرف جوون هاست تو همه زمینه ها، تا فکر و ایده جوون باشه ما دشواری نداریم و هی نیاز نیست چشممون به دست مسئول ها باشه که یک کاری بکنن برای مملکت! | در مورد بازیافت بطری اتفاقا تو ایران پیشرفت زیادی تو این زمینه شده، یکی از آشنا های ما تو این زمینه خیلی فعالیت میکرد و همین چند وقت پیش که ابهاش صحبت میکردم میگفت الان خیلی خوب کل بطری رو بازیافت میکنن و اتفاقا برای خریدش هم خیلی مشتری دارند، یکی از قطبهای این کار اصفهانه و یکیش هم خراسانه. چون حیفه این همه زحمت میکشند بعد خود بطری رو بازیافت نکنند!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
تشکل های مردمی توی بحث محیط زیست بسیار بسیار قدرتمند تر از سازمان محیط زیست می تونن ظاهر بشن و به قول شما ما به این تشکل ها نیاز داریم. در مورد بازیافت بطری هم از بچه ها شنیدم این اتفاق میفته اما امکان بازیافت بطری و سر بطری به صورت همزمان وجود نداره :)
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/١٤
٢
٠
بعد که توی مشهد هم تاسیس شد بیای بگی کجاست که سر بطری ببریممممممممممممممم هوراااااااااااااا
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
تیم بازاریابی کمپین تشکیل شده و از همین هفته رایزنی با مراکز فرهنگی، مدارس، دانشگاه ها، رستوران ها و ... رو شروع می کنن تا سر بطری ها رو جمع اوری کنن و تحویل کمپین بدن. به محض اعلام چند تا از مراکز ؛ خبر تون می کنم :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام؛ و باز خسته نباشید میگم به شما برای تهیۀ این گزارش جالب.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خواهش می کنم، موفق باشید در مسیر!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
:) من به افتخار این گزارش دیگه نوشابه نمی خورم تا سرش رو جمع نکنم
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
فقط نوشابه!؟ :دی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/١٤
١
٠
من شخصا از نزدیک دغدغه مندی این زوج جوون رو و حرف هاشون رو شنیدم . این که این قدر جوون باشی و این همه دغدغه مند عالی ِ . حرکت خوبی ِ . ضمن این که گفتن این سر بطری ها حتی به درد کسانی که بطری ها رو جمع می کنن نمی خوره . امیدوارم فراگیر بشه و ادامه دار:)مرسی مریم :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
[آیکن تایید صوبتا! خخخ] خاهش میشه :D
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
چقدر خوبه این کارها من خیلی خیلی دوست دارم.کاش یه آدرسی چیزی از اون کمپین سپیده جلالی دختر خانوم تبریزی میذاشتین تا بتونیم بهش ملحق بشیم:)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی زود کمپین مشهد آغاز بکار می کنه و می تونین کمک شون کنین :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خب من چون تبریزی هستم برای همین سراغ خانوم جلالی رو گرفتم!
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
عجب :) پس حتما یه سر به فیسبوک بزن و پیج "کمپین جمع آوری در بطری پلاستیکی در تبریز" رو ببین :) گمونم خود سپیده جان ادمین اونجاست :)
خاصـ استم
خاصـ استم
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون مریم جون خیلی وقته ذهنمو مشغول کرده بود که چرا یه عده دنبالشن! :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
امیدوارم دلایلش قانع کننده بوده باشه :)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
جالب و خلاقانه بود...ممنون بابت زحمتتون و گزارش خوبتون
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون آهو جان
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
یعنی این بطری هایی رو که میدیم به بازیافت، سرشونو ندیم؟ نگه داریم؟ ممنون بخاطر گزارش خوبت :)
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
سر ها رو جداگانه جمع کنین :) خاهش میشه :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
یه گزارش باارزش بود.......ممنون
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
جالب بود ....
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی هم عالی...دمشون گرم...خدا خیرشون بده :)) دست شما هم مرسی...خیلــــــــــــی هم شیک و مجلسی.... گزارشهاتون مستدام خانووم (^_^)
ghodsi
ghodsi
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
خیلی گزارش خوبی بود. چند ساعت پیش گزارش غیر صحیحی مبنی بر این خبر خواندم که غیر منطقی به نظر می‌رسید. اما این گزارش دقیق و منطقی و آموزنده است. از گزارشگر و گزارش شونده و همراهان طبعت سپاسگزارم.
هورام
هورام
٩٤/٠٤/٠٧
٠
٠
جالب بود..جوجه خبرنگار..:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠