تولد، شریف‌ترین حادثه‌ی زندگی آدمی‌ست. تولد، طلوع یک سرنوشت، یک نسل، یک جویبار تازه از سرچشمه‌ی مهر خداوندی‌ست. برای همین است که نوزادها غرق آرامش مخمورشان، محو و مبهوتت می‌کنند، چنان‌که گاه سوگند می‌خورم که از شدت اعتماد و آسودگی‌ عمیق‌شان به هیجان وحشت دچارم!

متولد می‌شویم. رشد می‌کنیم و بحران، بر آستان هر مرحله در اهتزاز، به استقبال‌مان می‌شتابد پیش از وقوع هر حادثه ... بحران نوجوانی، بحران بلوغ، بحران جوانی، بحران میانسالی، بحران کهنسالی، بحران مرگ ... بحران ترس، ترس، ترس... ترس، وفادارانه همراهی‌مان می‌کند؛ ترس، این حس دردناک موذی سایه‌پرور که از آبشخور ضعف‌هامان، عجیب سیراب است. عجیب لذت می‌برد از همزیستی‌اش با روان زخمی ما که در اوج خودآزار انزجار هم باز به رفتنش رضایت نمی‌دهیم؛ رهایش نمی‌کنیم. ترس، در حفرات خون‌آلود همین زخم‌ها، جایی دیوار به دیوار رنج، آشیان می‌تند و می‌لولد و به هزار شب‌پره تبدیل می‌شود و ناگهان به خود می‌آیی و می‌بینی چنان موریانه‌زده‌ای، چنان پاره پاره که نای نالیدن نیست و خودت مانده‌ای و یک تن رنجور و صدایی عاصی از حلقومی تنها و زمین‌گیر ...

اعتراض می‌کنی و ته‌مانده جسمت را به دوش می‌کشی مگر آوازی پدیدار شود از شاه‌نشین ملکوت ابرها که بگوید: "برخیز! دست‌هات مال من!" ... اما صدا، صدا نیست اگر گوش نباشد.

بیمناک و امیدوار، گوش می‌سپاری به نبض خدا ... مسافری از راه می‌رسد. زمان، میخکوب می‌شود. زمین خاموش ... و تمام آفرینش محو تماشای اعجاز ناب لحظه‌های انتخاب؛ آغاز رسالت تو!

انتخاب شدی و در هر انتخاب، رنجی نهفته است و رنج، آنجا به قداست می رسد که در امواج آگاهی شناور شود. حواشی هر آگاهی، سرگردانی‌ست. ترس و خشم و اضطراب غوغا می‌کند. تنهایی به اوج می‌رسد. چشم‌هات را می بندی. نوزاد می‌شوی و نوزاد شدن به این آسانی نیست!! باید به عشق و اعتماد، لبیک گفته باشی ورنه بیفایده می‌شود تمام پنبه ریسی‌هات ... پنبه‌هایی که قرار است کوه بسازند در شبیخون طوفان‌ها؛ کوهی از مهربانی و همدلی ...

و یادم باشد که در تاریک-روشنای هر مسیر، بعضی آدم‌ها را باید ارج نهاد، حتی اگر نباشند و ندانند. بعضی مسافرها شریف‌تر از آنند که می‌پنداریم؛ به شرافت کبوتر و زیتون، درخشش صلح! پیام‌آوران تغییر و تولد و آشتی با خود، با تمام کیهان ... دلیل حضور بعضی‌ها فراقدسی‌ست. همان‌ها که فرادوست‌داشتنی‌اند، فرااحترام، فراحیرت، فراسپاس!

مسافر غریب من! تو بازنده نیستی! تو پیش‌قراول غزل‌واره‌های قرار منی ... تو را سپاس!

****

پ.ن: طی پنج سال آینده شما تغییری نخواهید کرد مگر به دلیل ملاقات با افرادی خاص و مطالعه کتاب‌هایی خاص!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
وای وای هدی گاهی اوقات که کم میارم فقط همین که می دونم هر لحظه ممکنه اون شخص خاصو پیدا کنم منو بر می گردونه
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
تو خودت خاصی عزیزم! مطمئنا لیاقتت هم یه شخص خاصه. فقط به خودت ایمان داشته باش. فقط همین :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
قبلنا زباد بچه ها رو دوس نداشتم ولی یه پسر بچه سه ساله تمام این قضاوت های یک طرفه منو بهم ریخت...
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
بچه ها جهان عجیبی هستن! واقعا هم قادرن که خیلی تصورات و تفکرات رو به هم بریزن و از نو بسازن. ممنون سعیده جان :)
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
کاملا موافقم، کاش قدر این بدونیم وجود این چراغ ها رو توی مسیر زندگیمون
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
البته. اگه به پیامی که حضورشون برای ما داشته و داره، دقت کنیم حتما جای پای خدا رو میبینم و قدرشناس خواهیم بود ... فراحیرتند و فراسپاس. ممنون آقای خورسندی :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام؛ احترام میذارم به تک تکِ کلمات و تفکرِ در ورای آن ها. مرسی خانم قاسمی.
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام و درود بر شما. شما روح بلند و جوانمردی دارید و من خیلی خوشحالم که اندیشه های من رو درک می کنید و از لابلای متنهام می خونید ...دلگرم و ممنونم از حضور خوب و صمیمی شما :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خواهش می کنم، زنده باشید و سلامت!
E_KHOSRAVANI
E_KHOSRAVANI
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام هدی. تولد :)) تولد دوباره و زندگی همچنان جاریست... چقد با پی نوشتت موافقم :)) یه عالمه
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
سلام الهه جان. آره ... زندگی جاریست ... ممنون عزیزم :)
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
داشتن يكي از اين مسافرا بايد لذت بخش باشه البته نگهداري و پرورششونم مسئوليت زيادي داره
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
لذت بخش رو که تضمین نمی کنم. ضمنا ما مسوولیت نگهداری و پروش کسی رو نداریم به جز خودمون اما همینکه بتونیم به موقع تشخیص بدیم کسانی که سر راهمون قرار میگیرن برامون چه هدایایی بهمراه دارن و چه پیامی و ما رو به چه سمتی هدایت خواهند کرد، خودش خیلی غنیمته و ارزشمند. ممنون :)
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
یک فرا تغییر و شاید فرا تولد بزرگ !
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
شاید و امیدوارم ... ممنون پاییز عزیز :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
متن زیبایی بود هدی جان مث همیشه لذت بردم. راسته که میگن هر تولد نشانه ی اینه که خدا هنوز از ما آدم ها ناامید نشده امیدوارم درک کنیم لذت هر حضوری رو و درک کنیم وجود نشانه ها رو... ممنون که به تفکر وامیداری ما رو
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون نسرین عزیز. آدمها در طول زندگیشون بارها و بارها متولد میشن در دوره های مختلف زندگی ... و خداوند بخاطر همینه که ناامید نمیشه از ما. منم ممنون از حضور خواننده های بسیار خوبی که دقیق و نکته سنج هستن و اهل اندیشه ... مثل شما که شغل زیبای آموزش رو به عهده داری :)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی متن عالی ای بود...ممنون امیدوارم همچنان قلمتون پایدار باشه و موفق باشین
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
منم از تو ممنونم آهوی عزیز. حضورت مایه دلگرمی منه :)
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
:::::مسافر غریب من! تو بازنده نیستی! تو پیش‌قراول غزل‌واره‌های قرار منی ... تو را سپاس!::::: عاااالی :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون برای زمزمه این سطر نهایی و بحرانی از متن من ... ممنون که هستین و میخونین. سپاس! :)
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
شایدم انجام کارهایی خاص! مگه ما چیمون از بقیه کمتره؟!! خخخخخ / واج آرایی "ق" و "و" و "ل" و "ر" عالی بود :)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
کارای خاص؟! آره خب اینم یه راهشه. مرسی فرانک عزیز. و ممنون که کلمات من رو تحلیل میکنی. لذت می برم از دقت نظر و شعور احساسی بالای تو. :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
بله...حضور هیچکس تو زندگی ما اتفاقی نیست.... شیک نوشتی بالام جان...قلمت همیشه سبــــــــــــز (^_^)
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
کاملا درسته ... من به اتفاق اعتقاد ندارم. ممنون دنیادیده عزیز. حضورت همیشگی :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون.....وبازم نگاهی عمیق به موضوعی که ساده است توی دنیای امروزماآدمها
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
منم از شما ممنونم. :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
:)) ... موفق باشین خانوم قاسمی ....
h_ghasemi
h_ghasemi
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون. شما هم موفق باشید ... :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥