تنها یک قربانی بود، احساسم را می‌گویم. قربانی یک جدال؛ جدالی بر سر یادم یادت را فراموش. جدالی که من را یک قاتل کرد و احساسم را یک قربانی. اما این را بدان که مقصر اصلی، خاطرات سنگدل تو بود که بیرحمانه روحم را در نبرد میان عقل و دلم به صلیب کشید.

هنوز هم نگاهش تصویر مجسم جلوی چشمانم است، زنده بود و سخت نفس می‌کشید، وجودش تمنای هوایت را از من می‌کرد، از منی که مدت‌هاست در هوای بدون تو نفس می‌کشم .

نه نباید ... نباید اجازه می‌دادم که احساسم دوباره هوای تو را به سرش بزند.

چنگ می‌انداخت به گلویم و التماس می‌کرد و دستان من چه نفرت انگیز گلویش را می‌فشرد. قتل احساسم کار ساده‌ای نبود، قتل احساسم قتل من بود به دست من .

احساسم را کشتم. من بجای خاطرات تو ، احساسم را در سلاخ خانه ذهنم سربریدم . جرمش می‌دانی چه بود؟! بهانه گیری‌هایش برای تو ...

حالا من یک قاتلم و چه درد آور است عذاب وجدان قاتلی که هیچ گاه اعدام نمی‌شود .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
:)
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
مرسی از نگاهتون :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
زیبا بود و تشبیه جالبی داشت :)
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
ممنونم از توجهتون :)
saiideh70
saiideh70
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
کشتن احساسات ، یعنی روزی هزار بار مردن و زنده شدن
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
دقیقا ... مرگ احساس مرگ آدمیست ...
na3er
na3er
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
افرین...
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
ممنونمممم بسی :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
گاهی وقتها مجبوری، ناگزیری از کشتن احساست...درک میکنم این متن رو...
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
همیشه این مجبور بودن ها تاوان سنگینی داشته ... مثل این بار ...:(
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
کاش واسه کشتن احساسم اعدام جاری میشد....
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
کاش ... اینجا کشتن احساس پیگرد قانونی ندارد ... :(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
سلام ودرودبرشما.پاینده باشید
raha_s
raha_s
٩٤/٠٩/١٤
٠
٠
سلاممم ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات