چرا نتایج پدیده خوب بود، اما کادر فنی‌اش نه؟!

چرا نتایج پدیده خوب بود، اما کادر فنی‌اش نه؟!

نویسنده : وبگردی

بررسی شرایط این تیم در لیگی که گذشت شاید نیاز داشت تا سر و صداهای اتفاقات عجیب و غریب تبریز بخوابد، حرف‌های کادر فنی شنیده شود و خلاصه اینکه فضا مساعد شود تا بشود اظهار‌نظری منصفانه داشت.

در بررسی روند نتیجه‌گیری پدیده در لیگ برتر دو سوال مهم وجود دارد؛ اولا «آیا پدیده نتایج خوبی گرفت؟» و دوما «آیا پدیده کادر فنی خوبی داشت یا خیر؟» بدون مقدمه اگر بخواهیم به سوال اول پاسخ دهیم، پاسخ مثبت است. اما با چه دلایل و ماده و تبصره‌هایی؟

تاریخ لیگ برتر، جز تراکتورسازی تبریز تیمی را به خود ندیده که از لیگ دسته اول صعود کرده باشد و در حاشیه امنیت باشد؛ شهید قندی یزد، گهر دورود، شهرداری تبریز، نفت آبادان، فجر سپاسی شیراز، پیکان و... همگی نمونه واضح تیم‌های صعود کرده‌ای هستند که نتوانستند خود را در لیگ برتر حفظ کنند، کمااینکه یادآوری شرایط نفت آبادان و پیکان نشان می‌دهد که این ماندن، چندان هم به مسایل مالی ربطی ندارد. پس با این حافظه تاریخی، همین «ماندن پدیده» یعنی «نتیجه خوب».

اما چرا با وجود این نتیجه‌ای که به عنوان «نتیجه خوب» از آن یاد می‌کنیم به سوال دوم که «کادر فنی پدیده خوب است؟» پاسخ منفی می‌دهیم؟ اگر از شکل و شمایل نشستن مرزبان روی نیمکت پدیده بگذریم و فراموش کنیم که او جایگزین یکی از محبوب‌ترین مربیان فوتبال خراسان شد، باید به این برسیم که هدف مرزبان برای لیگ برتر چه چیزی تعریف شده بود؟ او در گفتگویی پیش از آغاز فصل تاکید کرد «از 5بازی ابتدایی 13امتیاز می‌گیریم» مرزبان حتی وقتی فردای این مصاحبه، در نشست خبری حاضر شد قاطعانه این گفته‌اش را تایید کرد. پس وقتی او از 5بازی ابتدایی نتوانست بیش از 9 امتیاز صید کند، اولین ضربه را مقابل کارشناسان (نه هواداران) خورد. کارشناسان و صاحب‌نظران از اینجا فهمیدند با یک مربی شعارزده، متوهم، جوگیر و خودبزرگ‌بین طرف هستند و همین، باعث ایجاد شکاف و فاصله بین مرزبان و منتقدانش شد.

او حتی در برنامه‌ تلویزیونی همین هفته پیش هم ادعا کرد «من هرکجا بوده‌ام کارنامه موفقی از خودم به جا گذاشته‌ام» تا با بررسی کارنامه او و سیر نزولی آن از «پرسپولیس» به «سپاهان» به «استیل‌آذین» به «شاهین بوشهر» به «پدیده» به این برسیم که او همچنان مرد سخنوری‌های بی اساس است.

نگاه از بالا به پایین مرزبان به فوتبال خراسان، برای آن‌هایی که ریز و درشت این فوتبال را می‌دانستند اصلا قابل هضم نبود و نیست، او بارها از این صحبت کرد که اینجا امکان موفقیت برایش فراهم نیست و تلویحا از این «بودن» ابراز پشیمانی کرد، اما آیا اگر مشهدی‌ها امسال به او تیمی نمی‌دادند مرزبان تا 100سال دیگر سرمربی تیمی می‌شد؟

او اما بازی تبلیغاتی و رسانه‌ای را خوب یاد گرفته بود؛ عشق بازی تصنعی او با هواداران کار شاقی نبود، فقط نیاز به یک نفر داشت که رگ خواب این تقابل را بلد باشد؛ حالا مرزبان یا هرکس دیگر. او پس از باخت یک بر صفر مقابل سپاهان مصاحبه کرد و گفت «خوشحالم مدعی قهرمانی لیگ برتر را در مشهد به زحمت انداختیم» او حتما یادش رفت که با «فوتبال مشهد» طرف است، مشهدی که وقتی سقوط تیم ابومسلمش به لیگ دسته اول مسجل شده بود هم «پرسپولیس» را با «علی دایی» در مشهد 3 بریک شکست داد، آن‌هم با جوانان بومی این شهر. پس نباید به زحمت انداختن مدعی قهرمانی و البته باختن به آن تیم، پوئن مثبتی برای مشهدی‌ها محسوب شود.

مرزبان اما با بومی‌های مشهدی چه کرد؟ او «روح الله باقری» را (گرچه بومی نبود، اما دست پرورده فوتبال مشهد بود) از مشهد راند تا عنصر اصلی صعود «مس کرمان» را تحویل میثاقیان بدهد. همین‌طور «فرزاد زامهران» را برای صعود سیاه‌جامگان. «حسین کیانی» را و البته «محمدرضا بازاج» را. سوال اینجاست آیا این بازیکنانی که اسمشان برده شد که سابقه کاپیتانی تیم ملی در جام جهانی نوجوانان را دارند، عامل اصلی صعود دو تیم به لیگ برتر هستند و... حتی لیاقت 10دقیقه بازی درترکیب مشهدی‌ها را نداشتند؟ آن‌هم در پست‌هایی که جایگزینان‌شان شاید حسرت یک دقیقه حضور در لیگ برتر را داشتند؛ علی چوپانی، محمدعلی فرامرزی، سعید قزل و....

مرزبان حمایت همه‌جانبه مدیریت را پشت سرش داشت و این یعنی مهم‌ترین عامل موفقیت سرمربی، او پول هم داشت بازیکنان ستاره هم جذب کرد و خلاصه چیزی کم و کسر نداشت، جز یک «کاریزما»ی سرمربیگری و شیوه مقابله با اشتباهات و البته منتقدانش. او در برنامه زنده تلویزیونی نه‌ تنها اصلا از شکست‌هایش ابراز پشیمانی نکرد که نوک پیکان را برد سمت گزارشگر بازی‌هایش و البته از سوابقی که گفت که تا ابد ثابت نشدنی است؛ از ریاست کانون مربیان آلمان تا سرمربیگری در فوتبال آلمان!

این روزها شاید همه بدانند که کسی مثل «ناصر پورمهدی» که به مراتب ناشناس‌تر از مرزبان است دارد در لیگ دسته دوم امریکا مربیگری می‌کند و خبر برد، باخت یا مساوی‌اش به طرفه‌العینی در رسانه‌های ایرانی منتشر می‌شود، حالا چطور می‌شود کسی مثل «مرزبان» با قدرت روابط‌عمومی بالا، مانور تبلیغاتی قوی و شیفته این طور خودنمایی‌ها، در کشوری مثل آلمان در حضور بزرگانی چون کلینزمن و یواخیم لو، رییس کانون مربیان و البته سرمربی یک تیم است و هیچ عنصر ایرانی از این قضیه باخبر نیست تا با افتخار تیتر بزند «یک ایرانی رییس کانون مربیان آلمان است»؟

در سوابقی هم که از مرزبان روی سایت‌های انگلیسی زبان از جمله «ترانسفر مارکت» موجود است او همواره دستیار بوده و حتی در تیمی مثل «دی‌استرادا» با عوض شدن 4سرمربی، او همچنان جایگاه خودش به عنوان دستیار را حفظ کرده است. او در سال 2001 تا 2004 مدیر تیم «اشبورن» در ایالت هسن آلمان بود و در سال 2005 مدیر تیم فوتبال یک باشگاه تفریحی به نام «بایناتال» در شمال همین ایالت یعنی هسن آلمان بوده که در البته او با کسب10باخت، 6 برد و 5تساوی از مدیریت این تیم هم برکنار شد.

مرزبان از قدرت آوردن «توماس هسلر» صحبت می‌کند. کسی که روز اول مدیربرنامه‌هایش برای جوش دادن این معامله 40هزار دلار از پدیده‌ای‌ها پول گرفتند و تهدید کردند اگر این مبلغ پرداخت نشود، تیم‌های دیگری در ایران هستند که او را به خدمت بگیرند، پس این هم برگ برنده مرزبان نیست، چه اینکه هسلر زاییده یک فوتبال حرفه‌ای برخاسته از مذاکراتی است که اگر با تیمی به توافق نرسد از طریق مدیربرنامه‌هایش پای مذاکره با تیم بعدی می‌نشیند و این اصلا به روابط مرزبان و غیره مرتبط نیست.

بدون اینکه فکر کنیم هرکس دیگری به جای مرزبان روی نیمکت پدیده می‌نشست حداقل همین نتایج را می‌گرفت باید از او تشکر کرد، به خاطر «حفظ سهمیه خراسان در لیگ برتر» و نه بیشتر. به این هم فکر نکنیم که با ابزاری که داشت باید بالاتر از این می‌نشست که «نفت تهران» با ابزاری کمتر از این، داشت قهرمان می‌شد. به این هم فکر نکنیم که کاش حالا که قرار بود دهم شود، بیشتر بومی‌های خراسان را دوست می‌داشت.

اما کارشناسان و صاحب‌نظران فوتبال خراسان هرگز این نگاه بالا به پایین مرزبان به فوتبال خراسان را نه فراموش می‌کنند نه خواهند بخشید، نگاهی که مرزبان با آن اوج خودش را که از همین شهر بود به رخ کشید و پایش را گذاشت روی شانه‌های فوتبال این شهر و بالا رفت و چقدر بد که مدیران پدیده با رفتارشان تایید کردند این نگاه سنگین مرد موتراشیده را!

 

(مسعود حکم آبادی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خب اگه این آقای مرزبان اینقد کارنامه ی ضعیفی داره و کلا آدم بدی هم هست با توجه به این نوشته چرا کنار گذاشته نشده؟؟؟
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
فوتبال...تنها چیزی که ازش سر در نمیارم
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
این که مرز بان مربی با کار نامه ای نیست قبول این که گاهی به یک شومن شباهت دارد تا یک مربی قبول اینکه بازیکنان موثر و جوون و اینده داری رو از تیم کنار گذاشت(با وجود این که مربیگری و اتخاب بازیکن کاملا صلیغه ای و از اختیارات مسلم یک مربیه ) قبول اما خیلی بی انصافیه عملکرد یک تیم رو موفق بدونیم و مربیش رو نا موفق اونم با اتفاقات خاصی که از میانه راه در اردوی پدیده به وجود اومد مرزبان با همون شومنی و قدرتی که تو در اختیار قرار گرفتن احساسات بازیکناش داره تونست تیم بحران زده پدیده رو از فروپاشی کامل حفظ کنه و به دفعات بازیکنان در مصاحبه هاشون اشاره کردن که تنها دلیل موندن شون تو اردو و ادامه تمرین سر مربی شون بوده
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦