یک جایی وسط یک اتفاق و یک گره!

یک جایی وسط یک اتفاق و یک گره!

نویسنده : راتا

اواسط اسفند بود. که نگاه‌مان یک جایی، وسط یک اتفاق گره خورد به هم. از آن روز به بعد تمام دنیایم خلاصه می‌شد به آن گره.

شروع قشنگی بود، من بهار را با تو آغاز کردم. هرگز از یاد نخواهم برد زیباترین فصل را کنار تو.  از یاد نخواهم برد عصرهای عاشقانه اردیبهشت را، نه؛ هرگز از یاد نخواهم برد ماه تولدت را.

خلاصه شده بود انگار تمام روزهای خوب خدا در آن بهار! هیچوقت نفهمیدم چرا؟ اما دیگر هیچ تابستانی را دوست نخواهم داشت. حتی اگر فصل تولد خودم باشد!

انگار جا مانده‌ام هنوز یک جایی وسط یک اتفاق و میان یک گره!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
:))
fatemeh_sh73
fatemeh_sh73
٩٤/٠٣/٢٠
١
٠
خنده ش کجاست آخه ؟ :/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
ولی قشنگ بود .... ایشالا همیشه شاد و سربلند باشید ...... :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
یعنی ازاون لبخندهای مرموزانه بودش آقاحمید:))))))).................ممنون
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ایشون همیشه میخندن .اواتارشون رو نگا کنید خخخخخ
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
سلام بر شما بانوی بزرگوار؛ خیلی خوب قلم زدید، مرحبا به شما. یک نکتۀ نگارشی؛ به این جمله توجه کنین: "از آن روز به بعد تمام دنیایم خلاصه می‌شد به آن گره."، یک قرینه در این جمله هست: "از آن روز به بعد"، یعنی از آن لحظه تا حال و استمرار در آینده ان شاء الله، پس نتیجه اینکه: ""از آن روز به بعد تمام دنیایم خلاصه می‌شود به آن گره.". سلامت باشید و قلم بزنید.
هاچ
هاچ
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
صحیح می فرمایند استاد میرزا :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
سلام....ممنون ازنگاهتون وسپاس بابت اظهارلطف وراهنماییتون.....جمله من این بود:وازآن به بعدتمام دنیایم خلاصه شدبه آن گره......اشتباه تایپی بود......حالابه نظرتون این جمله هم اشکال داره ودرست تراینه که اصلاح بشه؟
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
خواستم جوری بنویسم که انگاراین نوشته هم جامونده توهمون گذشته:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
سلام؛ بله این جمله درست تره: " و از آن به بعد تمام دنیایم خلاصه شد به آن گره"
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون وبازم سپاس بسیاربابت توجهتون:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
خواهش می کنم، آتیه ای درخشان داشته باشید! :)
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
به به ............ متنه قشنگب بود راتاجونم ...:)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
به به بازعزیزدلم کامنت گذاشته واسم......ممنون ازنگاه قشنگت دوستم
آتی
آتی
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
شرمنده میکنی مارو ......... شما تاج سر مایی راتا جون
r_zeyghami
r_zeyghami
٩٤/٠٣/٢٠
٠
٠
مثل همیشه خوب و ساده و پر از حرف.موفق باشی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
خیلی ساده وازته دل ممنون ازنگاه قشنگت
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
مثل همیشه عالی و دلنشین...ممنون آبجی راتا امیدوارم همچنان این کارای خوبتو ببینم و موفق باشی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون آبجی گلم بابت نگاه قشنگت....خوشحالم که به دلت نشست:-*
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
امیدوارم گره کور نباشه... :(
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
گره بازشده الانه به جان خودم....کورم بودلامصب....خیلی بدبازشد......فقط خاطره هاش جامونده واسم یاشادم هنوزمن جاموندم یه جایی توهمون گره کور؟؟؟؟؟؟؟؟:ممنون ازنگاهتون:)))
na3er
na3er
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
عالی بود....
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
وشایدم نگاه شماعالی بود.....سپاس
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
حقیقا نفهمیدم قضیه چی بود!! قضیه چی بود؟
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
نمیشدبیشترازاین بازکنم موضوع رو....به هرحال همینجوری هم خیلی تابلونوشتم....والا:)........تلاش کنیدبیشترمتوجه میشیدانشالله:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
عاخی راتا :) چه خوب بود. امیدوارم همیشه حالتون خوب باشه عزیزم :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
میبینی رویاجان....منه بیچاره:(...........ممنون ازنگاهت عزیزدل:)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
باز کردن این گره ها کار هرکسی نیست :(...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
آخ گفتی:(.....
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
ممنون....امامن بازش میکنم....میتونم یعنی بایدبتونم:)
MONA-R
MONA-R
٩٤/٠٣/٢١
٠
٠
دت واز پرفکت :) موفق باشی بسی زیییییییییییییییاد :)))
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٢
٠
٠
ممنون عزیزدل:)
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٤
٠
٠
واي خيلي قشنگ بود انگار جا مانده هنوز يك جايي وسط اتاق . :))))))))))((((((((((:
راتا
راتا
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
واییییییی خیلی خیلی ممنون:)))))))))))))
k_kanani
k_kanani
٩٤/٠٣/٢٥
٠
٠
خواهش
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات