چمدانم همیشه آماده ست / شعر

چمدانم همیشه آماده ست / شعر

نویسنده : صدیقه حسینی

پی ِیک دلخوشی ِناچیزم!

توی این فکرهای رو به عقب

بعد یک جرّ و بحث طولانی

وسط گریه‌های آخر شب

زخم‌هایم عمیق‌تر شده‌اند

مثل یک داغ ِ تازه‌ام! حتی...

من برای گذشتن از همه چیز

رد شدم از جنازه ام! حتی

از زمین و زمان از آدم‌ها

سال‌ها می‌شود رکب خوردم

من که دنبال روشنی بودم

هر طرف رفته‌ام! به شب خوردم

چمدانم همیشه آماده ست

به سفرهای دور خواهم رفت

پا فشاری نکن بمانم!...نه!

من به هر ضرب و زور خواهم رفت

می‌روم دور می‌شوم از خود

از تو و گریه‌های مصلحتی

در خودم جمع می‌شوم آرام

مثل یک چادر مسافرتی....

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
اميدوارم اين قلم خوش خرام كمي شادتر بنويسه :) :))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٥
٠
١
ممنون معتقدم هنر در اوج اندوه متولد میشه و به خلاقیت میرسه
Cold
Cold
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
این شعر مال خودتونه؟؟...فوق العاده بود فـــــــــــــوق العاده بود...آدم فک میکنه داره یه شعر از مهدی موسوی میخونه....دست خوش واقعا :)....به اسم خودتون کپی کنمش که اشکال نداره؟
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
شعر که قاعدتا از شعرهای خودم بود شعری حذف شده از کتابم "خودکشی با تفنگ ابپاشی" ولی دلیل مقایسه ش با شعرهای مهدی موسوی رو متوجه نشدم ... اگر برای تعریف کردن از شعر من هم چنین مقایسه ای انجام شده مقایسه ی خوبی نیست فضای شعر مهدی موسوی متفاوت از کارهای منه... بهرحال ممنون از شما
Cold
Cold
٩٤/٠٣/١٦
١
٠
مسلما برای تعریف کردن گفتن ،چون من موقع خوندن کاملا فکرم طرف شعرای دکتر موسوی رفت...."زخم ما رشد میکند به درون" "زخم هایم عمیق تر شده اند"...."که می شود چمدانت شد و مسافر شد" "چمدانم همیشه آماده ست"...."قرار شد بــــــه سفرهای دورتر بروی" "به سفرهای دور خواهم رفت"...فضاش اونقدرا هم متفاوت نیست...خلاصه بگم که شعرتون حرف نداشت :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
سلام؛ عالی بود و لذت بخش خانم حسینی؛ البته با نظر آقا سید هم اعلام موافقت می کنم. مرسی :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
سلام ممنون این لطف شماست
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
دقیقا منم میخواست حرف آقای کلد رو بزنم:) اینقد خوب سرودین که آدم ذوق میکنه برای خوندنش...طبعت روان عزیزدل
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
سپاس از شما
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
شعر زیبایی بود و دل نشین البته محتواش غمگین بود
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون از شما
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
عالی بود. تک تک کلماتش رو درک کردم. حس کردم. ممنون. :)
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
مرسی از محبتت محدثه ی عزیز
m_soltani
m_soltani
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
بسیار زیبا بود و چه خلاقانه اخرش تمام شد؛ درخودم جمع میشوم ارام مثل یک چادر مسافرتی ...
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون از حضورتون
مرتضی
مرتضی
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
قشنگ بود ممنون
b_shooshtari
b_shooshtari
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خیلی خوب:)
Mostafa_h
Mostafa_h
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
کلا خیلی از شعر سر درنمیارم، ولی در حد اطلاعات من، به نظرم خیلی خوب بود. از نظر محتوایی و مضمونی هم یه مقدار من رو یاد شعر "پشت دریاها"ی سهراب انداخت، اون اولاش. احسنت :))
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
مرسی.غم انگیز بود چقدر : ((
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی فوق العاده بود...محشر بود...به دلم خیلی نشست چون یه جورایی حرف دلم و حال این روزامو بیان کرده بود...ممنون امیدوارم بازم این کارای زیباتونو ببینم و همچنان موفق باشین
admincheh
admincheh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
چه فضای غم انگیزو سیاهی رو به تصویر کشیدی :(
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی زیباودلنشین بود:-)
h_rashidi
h_rashidi
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
آفرین
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
زیبا و پر احساس بود.... خیلی قشنگ..... :)
همتا
همتا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود :) آخراش یاد شعرای فروغ افتادم :)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
خیلـــــــــــــــی هم خوب....مرسی از شما...قلمتآن مستدآم (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨