کنکور خر است!
طنزیاتی در باب هردمبیلی شدن کنکور و قبولی دانشگاه

کنکور خر است!

نویسنده : مریم غلامزاده

تازگي‌ها جنس فحش‌هاي مادرها كلي عوض شده مثلا اگر مي‌خواهند بگويند«اللهي بروي كه برنگردي» ميگويند «اللهي كنكور قبول شوي بروي جايي كه سالي يك بار هم چشم‌مان به ريخت نكبتت نيفتد!» يا اگر مي‌خواهند بگويند«ايشالله خير نبيني مادر» مي‌گويند «ايشالله دانشگاه قبول شوي» و...

انگار نه انگار آن قدیم‌ترها کنکور دادن و دانشگاه قبول شدن براي خود  ارج و قربی داشته است. خوب يادمان است اگر یکی از فاميل خیلی بختش سفید بود و اقبالش بالا بلند، دست بر قضا همان بود که دانشگاه قبول شده بود و اسمش رفته بود توی روزنامه‌ها. حالا دختر بود یا پسر فرقی نداشت چون اگر پسر بود فک و فامیل برایش دندان تیز می‌کردند و هر روز دخترشان را با کاسه شیر برنج و شعله زرد روانه در خانه‌اش می‌کردند تا کمالات دخترشان را یادآوری کنند، اگر هم دختر بود که خواستگار (از آن‌ها كه كودك درونش به كَنِه درون تبديل شده) از در و دیوار آویزان می‌شد که دخترتان را محض خانمی و تاج سری بدهید ما ببریم و اين‌گونه بود كه دختر و پسر تازه كنكور داده هم درس‌شان را مي‌خواندند و هم شغل‌شان را داشتند و هم با سلام و صلوات سرو سامان مي‌گرفتند و مي‌رفتند پي زندگي‌شان.

القصه چون دوره ، دوره «آن ممه را لولو برده» است، باید بگوییم واقعا خدا آن روزها را بیامرزد چون آن طور كه عيان است این روزها هر که را خدا محكم‌تر پَسِ گردنش زده، يا دانشجو است یا تازه دانشگاه قبول شده و ديگر كسي براي اين قشر، تره هم خورد نمي‌كند. من باب مثال به آقا پسرهاي دانشجو زن که چه عرض کنم، قند هم نمي‌دهند! هر چقدر هم كه زرنگ باشند و بخواهند با يك حركت سه امتيازي خودشان را به دختران با كمالات فك و فاميل بيندازند، باباهاي زرنگ‌تري پيدا مي‌شوند كه حركت سه امتيازي‌شان را جاخالي مي‌دهند و به جاي سلام و صلوات و دختر، در بوقي نسيب‌شان مي‌شود.

همچنين مواردي از دختر خانم‌هاي دانشجو هم داريم كه تا مرحله فناء‌في جزوه درس خوانده‌اند اما چون دوخت درز زير بغل و فاق شلوار را ياد نداشته‌اند، يا پخت آبدوغ خيار را فقط تا مرحله قاطي كردن آب و ماست مي‌دانسته‌اند، مقبول درگاه مادر داماد نيفتاده‌اند و مجبورند همچنان درس خواندن را ادامه دهند تا پرفسوري و فوق پورفسورا...

 خلاصه كلام اين‌كه با اين اوضاع درس و دانشگاه‌ها و صندلي‌هاي اضافي كه روز به روز به تعدادشان افزوده مي‌شود، دانشگاه رفتن هم ديگر فايده درست و حسابي ندارد، حتي بيم آن مي‌رود در آينده نزديك کنکور شرکت کردن، هم رده فحش ناموسي و چيز دار زشت و قبيح شود.

به قول شاعر شكر شكن نيكو گفتار: من آنچه شرط بلاغ ست با تو می‌گویم. تو خواه از سخنم پند گیر و نخواستي به درك، پند نگير تا جونت كنده بشه (البته شاعر كمي عصبيه شما به دل نگيرين)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٣/١١
٢
٠
با سپاس از دوست و هم رزم گرامی در سنگر سخت دانشگاه {طعنه و ... با هم بود } آقا پ چرا من توی این دانشگاهی که من هستم سایه ام رو با تیر میزنن همه ی فک فامیل .... اگه مردم بدونن که هیچی دیگه ...فک فامیل با شیر و عسل و ... عیادتومون میان که ...
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
با سپاس از شما حالا به کسی نگین ولی من خودم سه تا رشته درس خوندم یه ترمی زمین شناسی بعد رادیولوژی بعدشم حسابداری ولی خوب فک و فامیل ما رو هم ببینن با هر چی دستشون بیاد میزنن تیر و پلخمون که خیلی کلاس داره
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
ن من از اون نظر گفتم ... اون قسمتی که میگین زن که چه عرض کنم قند هم نمی دهند ... تا فهمیده اند این رسشته ی خاص رو دارم دیگه کارشون شده برامون ترشی مورد علاقه اوردن ... خخخخ آره دیگه ووو.. اگه شد شخصی میگم رشته ام چیه ...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٢
٠
سلام؛ حرف حساب زدید خانم غلامزادۀ بزرگوار. البته اصطلاحات خیلی قشنگی هم داشت مثل: "فناء‌في جزوه" که اگر یک "ال" هم به جزوه اضافه می شد، اکمل بود. البته چون از اصطلاح عربی استفاده کردید عرض می کنم. دو نکته را هم جسارتا عرض می کنم: نصیب شان نمی شود/ تره هم خرد نمی کند. متن فوق العاده ای بود، سلامت باشید و قلم فرسایی کنید.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
** نصیب شان می شود
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخخخخخ حالا من بی سوادم مدیر محتوایی جیم که مطلب ما از فیلترشون رد شده چی والا من همیشه ادبیاتم زیر 15 بود
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
اختیار دارید، قصد جسارت نداشتم، امیدوارم به برکت این عید همیشه در کارتون موفق باشید.
y-naeemi
y-naeemi
٩٤/٠٣/١١
٣
٠
راستش هم زمانی این متن با متنی که از من توی سایت با عنوان "من یک کنکوری ام" منتشر شده خیلی برام جالب بود ! یعنی جیم کاملا آزادی اندیشه رو داره رواج می ده : دی ممنون از مطلبی که گذاشتین و تا حدودی حق با شما بود ولی فکر می کنم این متن یک مقدار کار ما کنکوری ها رو بی ارزش جلوه میده ! اینکه تعداد زیادی از افراد مجاز به انتخاب رشته می شن مهم نیست ! مهم رشته و دانشگاهیه که آدم قبول میشه ! به طور مثال در رشته ی خودم که تجربیه حدود پونصد هزار نفر شرکت می کنن و من برای اینکه بتونم پزشکی مشهد قبول بشم باید رتبه ی زیر 500 بشم ! باور کنین کار چندان راحتی نیست ! ! !
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
بعله بسیار سخت شده کنکور ولی به نظر شما اگه پزشکی قبول نشی و مثل من رادیولوژی بیاری میتونی به راحتی کار گیر بیاری ؟اینه که جوونای ما با وجود تلاش و صرف هزینه و عمر هم بیکار موندن هم بی سر و سامون البته ایشاالله پزشک بشین ما که بخیل نیستیم خوشحال میشیم :))))
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
خو دانشجو داریم تا دانشجو...با کامنت اقای نعیمی هم موافقم.
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخخخخخ الان عکستون دقیقا داره چیکار میکنه 0-o
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
کار خاصی نمیکنه.طفلی کلن همی جوریه!نمیبینی تکون نمیخوره؟؟؟خخخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
سپاس از اینکه مجدد طنز نویسیتون رو استارت زدین خانم غلامزاده :) من هر وقت از جلو دانشگاه بینالود رد می شم ، این دختر پسرا رو می بینم که عین کفتر عاشق زیر بغل هم رو گرفتن و می رن سمت کافه ! بعد ملت اینارو می بینن می گن نیگا اینا دانشجو هستن ! تو این شرایط وقتی به کسی می گی دانشجو هستم ، همه فکر می کنند ما هم چند باری همین مسیر کافه دانشگاه رو چک کردیم ! ولی واقعاً باس رسم شله زرد رو راه بندازیم ! اینجوری لااقل توفیقی میشه با همسایه ها آشنا می شیم :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
چه دل پر دردی داشتی بهمنی جان....... :))
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
ممنون آقای بهمنی اگه شما نمیگفتید واقعا حس نوشتن نداشتم چون فکر میکنم ذائقه بچه ها عوض شده زیاد با مطلبام حال نمیکنن ولی خوب امر دوستان مطاع ممنون ایشالله همین روزا در خونه شمام شعله زرد بیارن که با دختر همسایه همچین نگاهاتون به هم گره بخوره که گره اش کور بشه با دندون و قیچی و بشکاف هم باز نشه
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
:) ! بله بزرگی جان
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
:) ! ممنون خانم غلامزاده
همتا
همتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
اتفاقا شما عجیبا پتانسیلشم دارین =))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
:) شفاف سازی کنید خانم همتا کی ؟ ! من ؟ خانم غلامزاده ؟ ! :)
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
من كه پتانسيل ندارم كلا همش انر‍ژي جنبشيه با شمان آقاي بهمني خخخخخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
:) ! آها از این بعد به مسئله نگاه نکرده بودم خانم غلامزاده
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
:)) ..... طنز باحالی بود.... خخخخ
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
ممنون :)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/٠٣/١٢
١
١
من هم با همه ي كامنتها موافقم چون هيچكدومو نخوندم:) ولي خيلي جالب بود. و الان انگار دانشگاه نرفتن كلاس بيشتري داره. و كشور ما پر است از فارغ التحصلان بيسواد كه فكر مي‌كنند باسواد شده اند!
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
درسته خیلی از ما درسخوندنمون بدرد خودمونم نمیخوره منم تو دانشجوییم یه هفته بعد امتحان یه کلوم یادم نمی اومد البته به جز درس استخوانشناسی و کلاس مولاژمون که هنوز که هنوزه تمام سوراخا و کانالای جمجمه و بقیه استخونا رو یادم میاد اونم از لطف استادمون بود که بابت بلد نبودنشون باید تنبیه میشدیم
گريبه;-)
گريبه;-)
٩٤/٠٣/١٢
١
١
خب شما که اينقد مذهبي استيد چرا عکس پوستر رو يه عکس نامناسب گذاشتيد که دختره ......؟!
مرتضی هنرمند راد
مرتضی هنرمند راد
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
یعنی از اولی که پوستر رو دیدم با یکی از دوستام شرط بستم که یه نفر میاد همچین حرفی میزنه.ممنون که کمک کردید برنده باشم:-) :-)
مرضیه
مرضیه
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخخخ متن جالبی بود همه ی دانشجوهارو با خاک یکسان کرد...
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
خواهش ميكنم عزيزم
مرضیه
مرضیه
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخخخخ مطلب جالبی بود همه ی دانشجوهارو با خاک یکسان کرد..
همتا
همتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
خخخخ
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
:)
رها
رها
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
سلام مریم جان بزار آقای بهمنی شعله زرد بیاره/چرا ما خاوما خودمونو سبک کنیم؟:) نه از شوخی بگذریم واقعا درست میگن آقای بهمنی دانشگاه یه جوری شده که وقتی ازت میپرسن دانشجویی؟وبا جواب بله روبه رو میشن یه پوزخند از نوع چندشش بهت میزنن که کلن از دانشجوییت بیزار میشی/به شخصه یه خانومی از من پرسید وقتی گفتم بله/داشت از تعجب شاخ در میاورد بنده خدا نه که چادر چاقچولی ام و اصلا اهل الاگارسی کردن نیستم :) نمیدونستم چادر ی بودن و آرایش نکردن...باعث تعجب میشه؟ ای مریم جان این فامیلا که سایمونو با تیر میزنن /از بس جواب سر بالا دادیم/بزار شعله بیارن ببینیم شیرین هست یا نه :) :):)
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
خخخخخخ اينم حرفيه والا
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
:)
t_hadighanbari
t_hadighanbari
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
زِه بر شما و آفرین، همه درست، اما آقا پسرها و دختر خانم ها حالا که شرایط اینجوریه ، نباید دست از تلاشِ برای گشتنِ موردِ مناسب اونم از راه درست که اونها رو قبول کنن ، بردارند. زیرا قطعا همان ها رستگارانند..
خرمگس معرکه
خرمگس معرکه
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
قلم که خوب است البته به جز دو تا سه تا مشکل دستوری و ویرایشی کاریش نیست . منتهی آنچه کاریش نمی شود کرد محتواست که رقم خورده است و کاریش هم نمی شود کرد...اشکالش هم از نویسنده نیست از طرفداران نویسنده هم نیست از جامعه ی نویسنده است که معیارهای ارزش گذاریش کشکی شده شما می گوی دانشگاه به چه دردت میخورد وقتی نمی توانی درز شلوار بدوزی من می گویم برای یادگرفتن دوخت درز شلوار و مقبول مادر شوهر شدن نمی روند دانشگاه..قرار بوده برویم دانشگاه درز فکرمان را بدوزیم که اینجوری نشتی نکند..
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
ما كه نفهميديم آخر مشكل از كجاست ولي قبول كنيد تو اين دوره زمونه خيلي از دختر پسرا تو دانشگاه عوض درس خوندن كاراي ديگه ميكنن كه وجه ي اونايي كه درس ميخونن رو هم خراب ميكنن علاوه بر اين با اين سيستم آموزشي بنظرتون درز فكري جوناي ما دوخته ميشه نه عزيز من خودمونو چرا گول بزنيم دورو برتو نگاه كن ليسانس علوم اجتماعي اومده تو ساختمون ما شده كارگر ماهي بيست و پنج تومن ميزارن كف دستش كه پله ها رو از بالا به پايين بشوره جيگر آدم آتيش ميگيره اين وضع زندگي جووناي ما بايد باشه؟!
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
جناب خرمگس شما فكر كنم اصلا مطلبو نگرفتين وگرنه همه ميدونن كسي برا دوخت درز شلوار نميره دانشگاه مسئله اينه كه خيلي از ما وقتي درگير يه كار ميشيم از باقي كارهامون ميزنيم بالفرض خانوم كارمند ميشه از خونواده اش بخاطر كارش ميزنه يا برعكس يعني نميتونه بين كارهاش تعادل برقرار كنه خيلي از آقايون هم همينطورين ولي من درز شلوارو مثال زدم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠