اینجا ایستگاه آخر است...

اینجا ایستگاه آخر است...

نویسنده : Piall

اینجا ایستگاه آخر است. جایی که نه زمان معنا دارد، نه مکان. خدا هم این قطعه را دوست ندارد.

اینجا خاکستری ست رنگ آبی آسمان. اینجا هیچکس زندگی نمی‌کند. اینجا واژه ها از معنا افتاده‌اند. تنها دخترکی به دور از هیاهو، اینجا بیتوته کرده و هیزم آتش می‌کند.

دستانی سرد، لب‌هایی کبود. دو چشم بی فروغ، قلبی که به وسیله‌ی همین آتش غم گرم است. تنها دارایی این دختر در این ایستگاه آخر بود.

به راستی این دختر در اینجا چه می‌کند؟ می‌رود؟ می‌ماند؟ در آتش می‌سوزد؟

یا راهی پیدا کرده و از این ایستگاه، که از قضا ایستگاه آخر است فرار می‌کند؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
امیدکه نجات یابد.......
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
متن غمگینی هستش ولی امید توش به وضوح پیداست، یعنی دخترک قصه ی تو زندگی رو دوست داره ولی فقط نمیدونه که از چه راهی باید به این امید لباس عمل بپوشونه :دی :) میگم امید چون آتیش توش داره، چون غم هایی داره که قلبشو گرم میکنن چون آخر متن هم داره سوال میکنه تا یه راه حلی پیدا کنه که همه ی اینا نشونه ی گرما و نوره :) خیلی متن قابل لمسی هست، که خیلی هامون همینجوری هستیم، نشستیم یه گوشه و فقط منتظریم که یه روز خوب بیاد...ولی موضوع اینه که روز خوب رو باید ساخت و امید خالی و نگاه به دستای دیگران و منتظر بودن براش کافی نیست، امیدوارم که دخترک قصه ات بتونه روزهای خوبی رو برای خودش رقم بزنه از این به بعد و متن بعدیت راجع به رهایی دختر از ایستگاه آخر باشه :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
متن قشنگ و پراحساسی بود
mr.mohammad amin
mr.mohammad amin
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
ب قول خانوم فوفانو متن غمگین بود ولی سوسویی از امید داخل سطر سطر متن دیده میشد...آدم ب ایستگاه آخر ک رسید نباید راهو رها کنه...باید از قطار پیاده ش و تا هدفش پیاده بره...سخته ولی بلخره ب هدفت میرسی:)...ممنون از متن زیباتون=))
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
متن زیبایی بود و به نظر من قابل تامل...ممنون امیدوارم موفق باشین و قلمتون پایدار باشه
پربازدیدتریـــن ها
تجربه اولین نمایشگاه کتاب

اردو در نمایشگاه

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

نمی دانست هوای یار به سر داری

٩٦/٠٢/٢٧
برای 30 سالگی ام

هوایی ام به هوای تو

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
فیلتر دوستان

اندر مزایای انتخابات!

٩٦/٠٢/٢٨
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
این کار خطرناک

مردان شیشه ای

٩٦/٠٢/٢٨
گرمی دست هایت

کبریت می فروشم

٩٦/٠٢/٢٧
لعنت به خاطرات

راننده تاکسی عاشق

٩٦/٠٢/٢٧
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
برنده مناظرات او بود

بهترین نامزد انتخابات

٩٦/٠٢/٢٧
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
این کتاب را حتما بخوانید

کتابی از آلبادسس بدس

٩٦/٠٢/٢٨
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بینندگان عزیز با شما هستیم

یک داستان اخباری

٩٦/٠٢/٢٧
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
تبلیغات
تبلیغات