پیرمردی که دیروز جوان بود! / مینیمال

پیرمردی که دیروز جوان بود! / مینیمال

نویسنده : sjalal

به آینه خیره شد. غبار پیری بر چهره‌اش نشسته بود، شگفت زده شد. شب قبل کاملا جوان و شاداب بود. با بی‌حوصلگی از روبه‌روی آینه گذشت و در گوشه‌ای نشست. خاطرات جوانی از ذهنش عبور می‌کردند و او را آزرده.

ناگهان صدایی شنید: برای امروز کافیه، بقیه فیلمبرداری باشه واسه فردا.

به اتاق گریم رفت تا چهره‌اش را پاک کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کوتاه وخواندنی.......ممنون
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
سلام؛ باز هم از اون نوشته های مخصوص آقا جلال... "خاطرات جوانی از ذهنش عبور، و او را آزرده می کردند."، این سبکی که شما نوشتی به مقدار سنگینی می کنه. شاد باشی آقا جلال!
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
:)
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
کوتا مختصر مفید و دیگر هیچ:)
Cold
Cold
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
دمت گرم جلال :)
ادینه
ادینه
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
دیدار تا/؟؟؟؟/؟؟؟؟
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
چقد خوب و کوتاه بود. ممنون :)
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
کوتاه و زیبا و دلنشین...ممنون امیدوارم همچنان کارای زیباتونو ببینم و موفق باشین
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات