گلبرگ‏هايش پژمرد چرا كه قلبش ميوه‌ای بود. ساعت‏ها و روزها پاهاى خود را در آب نهاد. در آب باران، در آب چشمه، در آب رود؛ اما گيسوانش هرگز نشكفت.

شبان ِسرد ِبسيار از خانه بيرون خفت تا مگر سحرگاهان، خورشيد پيكرش را به شبنم فروپوشد. بر پاهاى خويش اشك‏ها ريخت و ابرها همه بر او گريستند. اما بيهوده! عشق و زجر، نسيم و باد، مرگ و فراموشى، خورشيد و ظلمت، هيچ يك به دردش چاره نكردند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١١
٠
٠
سلام؛ آقا جلال عزیز! مطلب رو یه مقدار بازترش می کردید ببینم جریان از چه قراره، ولی دغدغه هاتون خیلی خوبه!
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
راستش منظورتونو نفهمیدم...شرمنده...ولی زیبایی نوشتتونو درک کردم ممنون امیدوارم موفق باشین
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
:))
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
زیبابود.....حس قشنگی داشت.
پربازدیدتریـــن ها
نامه ام را به دستش برسانید

راستی خدا...

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

انقلاب سفید

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

شرمسار

٩٧/٠٣/٠٢
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
خارج از شهر و خارج از مرز!

رانده شدن به حاشیه شهر

٩٧/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
انشای یک دانش آموز دبستانی درباره ازدواج

غلط کردی!

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

خیال بودنت

٩٧/٠٢/٣٠
این بیماری لاعلاج

یخچال گردی چیست؟

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

امید آخر شد افسانه

٩٧/٠٣/٠١
آماده تر از همیشه

کار دل دلدادگی و کار او دل کندن است

٩٧/٠٣/٠٣
عاشقی بی‌همتاترین حس زندگی‌ست

سر مشق عشق

٩٧/٠٣/٠١
لحظه ای را از دست ندهید

مسابقه بزرگ

٩٧/٠٢/٣١
استغفر اللهَ ربی و اتوب علیه

داروی بی موقع

٩٧/٠٢/٣١
شعری سروده خودم

بیا آقاجان

٩٧/٠٢/٣٠
اصلا مهم نیست چه زمانی برگردی

جمله ات را تمام نکن! برو...

٩٧/٠٣/٠١