من و بنزین و راننده تاکسی

من و بنزین و راننده تاکسی

نویسنده : arwen

با تک نرخی شدن قیمت بنزین همه ملت کاملا می‌دانستند که برخلاف گفته مسئولان قیمت‌ها ثابت نخواهد ماند و تورم مثل همه سی و چند سال گذشته همچنان دندان‌هایش را در خرخره ملت کارمند و کارگر فرو می‌برد. یعنی نمی‌شود شما قیمت حامل‌های انرژی را بالا ببری بعد انتظار داشته باشی که کارخانه‌ها این افزایش قیمت برق و آب و بنزین را روی قیمت نهایی محصولشان محاسبه نکنند یا این‌که بگویند عیب ندارد از جیب مبارک می‌پردازیم. دولت هم به صرف فرمان مجلس مجبور است یک سری کارها را انجام بدهد چون مجلس تصویب کرده. ملت هم اصولا وقتی به چیزی اعتراض دارد در اولین حرکت می‌رود توی وایبر و واتس آپ و در عرض یک ثانیه با تولید انواع جوک نسبت به این فاجعه عظما، به بدبختی خودش می‌خندد که اصولا مردم نجیب ایران اعتراض را نیاموخته‌اند.

خشکسالی می‌شود می‌خندیم، آب و برق گران می‌شود می‌خندیم، نان شش برابر می‌شود می‌خندیم، بنزین لیتری هشتاد تومان به لیتری هزار می‌رسد و ما باز هم می‌خندیم و این خنده نه از سر خوشی و راحتی است و نه از سر شکم سیری. ما کلا می‌خندیم تا دنیا به روی‌مان بخندد .

اما این جریان سوخت یک چیز دیگرست. قبل از این قیمت بنزین برای مشاغلی که به نحوی خرجشان را از کار با اتوموبیل در می‌آوردند شامل یک یارانه‌ای می‌شد که قیمت را متعادل نگه دارد و خدای ناکرده به کسی فشار نیاید. الان رانندگان محترم دچار یک مشکلی شدند، این عزیزان از یک طرف باید قیمت‌ها را ثابت نگه دارند و از طرف دیگر باید مخارج سوخت‌شان را جوری نگه دارند که در آخر روز یک چیزی هم به عنوان خرج  زن و بچه برای‌شان بماند.

این ماجرا مال همین یک ساعت پیش است! بله دقیق دقیق یک ساعت پیش اتفاق افتاد؛ زمانی که بنده برای رفتن به بیمارستان جواد الائمه مشهد مسیر سه ایستگاهی بین بلوار صیاد شیرازی تا هنرستان را با تاکسی می‌خواستم طی کنم. .اول این‌که اصولا به خاطر عجله‌ای که داشتم کمتر سوار تاکسی‌های زیر پل می‌شوم که بیست دقیقه پر شدن‌شان طول می‌کشد اما این بار تاکسی فقط دو نفر می‌خواست و من سوار شدم. تقریبا یک ربع بعد وقتی که صدای دو آقای مسافر در آمد راننده محترم به داخل وسیله نقلیه برگشتند و با استخاره و کلی وقت‌کشی تلاش کردند که مسافر آخر را سوار کنند که نشد. یکی از آقایان مسافر از ایشان خواست در گرمای بعد از ظهر کولر را بزنند که راننده گرام با یک نگاه عاقل اندر سفیه فرمودند: پنجره را باز کن آقا؛ سوخت گرون شده کولر به صرفه نیست.

و ما در حالی که یادگرفته بودیم اعتراضی نکنیم روی صندلی عقب با باد داغ بعد از ظهر نفس را حبس کردیم تا به مقصد رسیدیم. این‌جا بود که آقای راننده یکی از آن حرکت‌های قشنگ این روزهای رانندگان مشهدی را زد. این حرکت که بهش بگیر و در رو هم می‌گویند حرکتی است که در آن اگر مسافر پول خورد نداشته باشد فرد راننده به هر طریقی پول مورد نظر را خورد می‌کند و اگر نشد پول را اضافه می‌گیرد و به مسافر می‌گوید حلال کن. یا این‌که یک حرکت جالب‌تر می‌زند و کلا مبلغ تاکسی متر را ندید می‌گیرد به این ترتیب که وقتی رقم تاکسی متر هشتصد تومان را نشان می‌دهد، ایشان هزاری محترم مسافر را توی جیب مبارک جا  داده و پای‌شان را روی گاز می‌گذارند و می‌روند. این کاری بود که جناب راننده برای من انجام داد و خب دفعه اولی هم نبود که در تاکسی‌های مشهد با این مسئله روبرو می‌شدم.

متاسفانه این رفتار در بین زائران هم برای مشهدی‌ها آبرویی نگذاشته است. چندی قبل برای ملاقات با دوستانم هتلی در اطراف حرم رفتم. برای بیرون رفتن به ناچار تاکسی گرفتیم، تاکسی مورد نظر که لهجه دوستان را تهرانی دیده بود، مسیری را که در حالت عادی دو هزارتومان بیشتر نمی‌شد، شش هزارتومان اعلام کرد. یکی از دوستان آمد مبلغ را بپردازند که بنده مانع شدم به آن آقای راننده گفتم: این مسیر آخرش سه هزارتومن کرایشه. ایشان با لبخندی فرمود نه آبجی شما ساکن نیستی نمی‌دونی.

عرض کردم شرمنده آقا بنده همین‌جا زندگی می‌کنم و در آخر به این عزیز گفتم جلوی حرم امام رضا از زائر امام رضا کلاه برداری کردن واقعا بیشتر از پر رویی است. قرار نیست جیب زائر امام هشتم رو به دروغ خالی کنیم. با این کارها برای خود و شهرمان چه شهرتی می‌سازیم؟

این‌ها را گفتم که بگویم با صد تومن و دویست تومن هیچ کس بزرگ نمی‌شود اما آخر آن لقمه حرامی که از این راه به خانه برده می‌شود چیزی نیست که برای هیچ کدام از ما خوش آیند باشد. و دیگر این‌که اگر قرار باشد تک نرخی شدن بنزین عده‌ای از مردم ما را ناچار به مصرف مال حرام کند، شاید بهتر باشد در قوانین‌مان تجدید نظر کنیم که گاهی ضرر این کارها از نفع آن بیشتر است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
سلام؛ از نظر من بسیار متن خوب و تاثیر گذاری از کار دراومده، مرحبا به شما. حرف آخر شما هم تعمیم داده شده و چون ذوالعقول موافق با این قضیه هستند، به هیچ وجه نصیحت گونه برداشت نخواهد شد، منتها نکاتی مثل "پول خرد" که خیلی از دوستان به سبک "پول خورد" می نویسند در متن شما دیده میشه که این هم مشکلی نیست. در انتظار نوشته های خوبِ بعدی :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
چون خیلی خوب از پس این نوشته براومدید، دلم نمیاد دو تا نکته رو خدمتتون عرض نکنم: اول اینکه مرور با دقت فراموشتون نشه که در متون زیبایی مثل متن شما نکاتی مثل: "کنم. .اول" ایشالا نباید وجود داشته باشه. دوم اینکه ما یا باید در یادداشتمون به طور کامل از کلمات عربی استفاده نکنیم که امریست تقریبا محال و یا اگر استفاده کردیم هم به صورت صحیحش استفاده کنیم. مثلا مد شده که "کبری" رو "کبرا" می نویسند و یا "حتی" رو "حتا" و یا "صغری" رو "صغرا"، در صورتی که این کلمات ذاتا عربی هستند. پس همون "عظمی" بهتره، چون اصلش هم همینه و این "یاء" حتی در هم خانواده هاش هم وجود داره (عظیم). امیدوارم در مسیرتون موفق باشید.
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
با سلام من همیشه در زمینه نگارش مشکل داشتم. بله چشم تمام سعیم رو میکنم که کمتر اشتباه کنم سپاس از لطفتون
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
خواهش می کنم، موفق تر از همیشه :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
با تاثيراتي كه براي گروني بنزين ذكر كرديد و كليت نوشته تون موافقم اما با اينكه يه جورايي دولت رو تبرئه كرديد، نه! به هر حال مرسي بابت اين دغدغه ها :)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
البته زیاد روی این قضیه مانور ندادن، منتها وظیفۀ دولت یا همون قوۀ مجریه، اجرای مصوبات هست، مگر اینکه لایحۀ اون رو خودشون داده باشن.
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
دولت تبرعه نشده عزیز .مسئله تصویب مجلس هستش.زمانی که نماینده های مجلس طرحی رو تصویب میکنن دولت مجبور به اجرا هستش وگرنه شک نکنید با این فشاری که طرح هدف مندی یارانه ها به دولت میاره دولت خیلی راحت این طرح رو رد میکرد.وضعیت رو برمیگردوند به وضع سابق با بن و کپن و باور کن ملت راضی تر هم بودن چون یهو قیمت کاهش پیدا میکرد و دولت میشد محبوب ترین دولت قرن... حالا شما همین امروز که یک روز از 15 خرداد و مخارج وحشتناک این مراسم گذشته سری به قیمتها بزنید. قیمت قرصی که من میخریدم شصت هزارتومن امروز شده نود و پنج هزارتومن این یک قلمش هست که حاصل پیوند بنزین با مراسم 15 خرداد هست یعنی مخارج سنگینی که بابت بلیط مسافرت از همه ایران به مراسم میشه رو در نظر بگیرید از هر فردی که میخواست بره 50هزارتومن دریافت شد بقیه هز ینه رو دولت باید بده دولت از کجا میاره؟ از بیت المال و این هز ینه رو کی باید جبران کنه ملت شما یک بلیط یک طرفه مشهد تهران رو در نظر بگیرید قطار عادی الان زیر چهل هزارتومن هزینه نداره.فقط یک طرفه اگه بگیم کف قضیه همون چهل هزارتومن به عبارتی دولت حداقل برای برگشت هرفرد به شهر خودش همینقدر باید هزینه بده حالا غذا اسکان و ....بقیه مسائل در این چند روز بماند.این درحالی هست که میتونید برید قیمت بلیط قطار و اتوبوس رو بپرسید از سایتهای مربوطه و ببینید که چه مخارجی شده.بنزین هم همینطوره تصمیمات گرفته میشه مخارج رو ملت پرداخت میکنن
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
ان شاءاله همينطور باشه كه ميگيد! مخارج15 خرداد رو ولي صد در صد باهاتون موافقم و حتي 200 درصد بيشتر از شما بهش انتقاد دارم!
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/١٥
١
٠
به یه مشکل اساسی و تقریبا فراگیر جامعه به درستی اشاره کردید با یه مقدمه چینی تقریبا مناسب اما نکته ای که تو متن تون بیشتر مورد نظرم قرار گرفت همین کلاه سر زائر آقا امام رضا گذاشتنه که باعث شده وجهه مردم مشهد در بین سایر هم وطنان خدشه دار بشه و مختص به راننده تاکسی ها هم نیست ( بنده هم در یاداشتی که چند روز پیش منتشر شد این طمع راننده تاکسی ها رو به نقد کشیدم که اگه فرصت داشتید بخونیدش)
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
حتما
f_yousefi
f_yousefi
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
متن بسیار زیبا و تاثیر گذار . ما عادت کرده ایم به مشکلات بخندیم شاید عادت کرده ایم که کسی صدایمان را نمی شنود ...
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
متنتون خیلی عالی و تاثیر گذار و صد البته بحث برانگیز بود...متاسفانه یا خوشبختانه ما مردمی هستیم که خیلی زود با شرایط کنار میایم و خیلی زود بهش عادت میکنیم و شاید همین زود وقف دادن هامون ما رو به این جا کوشنده...ممنون امیدوارم موفق باشین
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
متاسفانه ما پذیرفتیم که به سادگی با شرایط کنار بیایم. این شاید اشتباهی باشه که باید دربرابر نسلهای بعد جوابگوی اون باشیم.مثال میزنم خدمتتون «عیسی کلانتری»، وزیر سابق کشاورزی و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه در سخنانی تکان دهنده درباره دریاچه ارومیه گفت: «در حال‌ حاضر کشاورزی حاشیه شرقی و شمال غربی دریاچه ارومیه محو شده و ریزگردهای نمک، زندگی مردم را از لحاظ بهداشتی و سلامتی در معرض خطر قرار داده است و سرطان پوست در حیوان و انسان بیش از ٣٠ برابر شده است.» به گفته کلانتری، «احیای این دریاچه، ۷ میلیارد دلار هزینه دارد.» - کلانتری از میزان برداشت از آب های سطحی به شدت انتقاد کرد و تصریح کرد برای جلوگیری از خشک‌شدن باتلاق‌ها و دریاچه‌ها و همچنین زنده ماندن طبیعت و شارژشدن آب‌های زیرزمینی باید میزان درصد برداشت از آب‌های سطحی ایران به ۴۰ درصد برسد، حال آنکه در حال حاضر درصد برداشت از این آب‌‌ها، ۹۷ درصد است. عیسی کلانتری «محمود احمدی نژاد» را مسئول تعمیق این فاجعه دانست و گفت: « احمدی‌نژاد زمانی که به فیروزکوه سفر کرد، گفت مناطق ممنوعه یعنی چی؟ این دکان وزارت نیرو است، هرکس هرجا توانست، چاه حفر کند. در آن زمان ظرف سه روز اجازه صدور حفر چاه سه‌برابر شد و روزی هزاران متر چاه زده شد.» - وزیرسابق کشاورزی تمدن ایران را در معرض تهدید و نابودی دانست و گفت: «این روند کشاورزی و بهره‌برداری از آب‌ها، سبب می‌شود تا ١٠ سال آینده، تمدن این سرزمین از بین برود. اگر ٩٥ میلیارد مترمکعب استحصال آب داشته باشیم، دیگر جمعیتی در کشور باقی نمی‌ماند.» و ما باهاش کنار میایم خیلی ساده
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٦
١
٠
مثالتون خیلی خوب بود...بله منم دقیقا منظورم همین بود اینکه ما خیلی سریع به همه چی عادت میکنیم بدون هیچ اعتراضی واقعا فاجعه اس و باز به قول شما ما قطعا در برابر این ساکت ماندن و عادت کردن باید جوابگو باشیم به نسل های دیگه دقیقا مثل همین مثالی که زدین و خیلی مثال های دیگه...واقعا از اینکه تو ایران زندگی میکنم خوشحالم ولی به این خصلت خارجی ها که در برابر تغییر سریع شرایط زندگیشون اعتراض میکنن حسرت می‌خورم شاید راه به جایی نبرن ولی حداقل حرفشونو میزنن و در آینده هم میتونن بگن ما گفتیم،اعتراض کردیم ولی نشد...این جور مسائلو ما نمیتوانیم حل کنیم و متاسفانه کسانی هم که میتونن سرشو مثل کبک زیر برف میکنن تا به اعتبارشان صدمه وارد نشه...ما فقط میتونیم اعتراض کنیم که متاسفانه اونم به خاطر جمع کثیری از مردم که میترسن انجام نمیشه...به همین سادگی داریم زندگیمان با دستهای خودمون نابود میکنیم
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
موافقم و فکر میکنم شاید همه ما باید بیشتر از این تلاش کنیم اگر هرکدوم ما یکبار طعم اعتراض رو بچشیم و نتیجه ی درست رو بگیریم مسلما به تدریج برای ما هم فرهنگ میشه که در صلح و صفا اعتراض کنیم و اعمال اشتباه دولتمردان و مسئولان رو بهشون گوشزد کنیم
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٨
٠
٠
با این حرفتونم کاملا موافقم ولی باید اینو قبول کرد من و شما و خیلی های دیگه به تنهایی اگر هم اعتراض کنیم راه به جایی نمیبریم و فقط باعث تمسخر بعضی از افراد میشیم...باید قبول کرد که برای این چنین اعتراض ها باید((ما))وجود داشته باشه حتی اگه این ((ما))خیلی هم زیاد نباشه و فقط در حدی باشه که بشه گفت ((ما)) داریم اعتراض میکنیم نه ((من))اعتراض کردم!!...متاسفانه یه خصلت بد دیگه ای که تو ما ایرانی ها خیلی دیده میشه اینه که تک محوریم و فکر میکنیم هر کاری رو به تنهایی میتونیم انجام بدیم...اینکه من یه گوشه واسه خودم اعتراض کنم و شما واسه خودتون اعتراض کنید نمیتونیم فرهنگ سازی کنیم و آخرشم به خستگی من و شما از اینکه صدامون به جایی نمیرسه ختم میشه...امیدوارم تا دیر نشده به خودیم بیایم و این((من))بودنو فراموش کنیم تا لااقل برای نسل های بعدی که خودمون ایجادشون میکنیم این فرهنگ سازی شکل بگیره و دیگه در برابر این چنین مسائل ساکت نشینیم
ph_phoenix
ph_phoenix
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
من هنوزم که هنوز اون شیرموز ۱۵ هزارتومنی که چند سال پیش مشهد خوردم رو یادمه... به خدا هرجای مغازه اش رو گشتم یه مورد قیمت بالای ۱۲ هزار تومن ندیدم گفتم نوشتی شیرموز ۷ تومن که!! گفت برای شما رو مخصوووووص زدم عزیز!!! بعله دیگه اینجوریاااس...
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
شیرموز، 15000 تومان؟!!! =/
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
بله بله و خیلی بیشتر از این شخصا در حوالی حرم خیابان امام رضا یک روز که به شدت تشنه و خسته بودم یک شیر موز سفارش دادم.مخصوص هم نبود شیر موز عادی بدون خامه اضافه در واقع اونقدر رقیق که باورتون نمیشد قیمت چهارده هزارتومن خیلی ساده خیلی هم شیک اون اطراف زائرا رفت و امد دارن به سادگی سرشون کلاه میره
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
آیـــــــــــــــــی گفتین :(
arwen
arwen
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
حتما و متشکرم .متاسفانه این فقط شامل زائرا نمیشه و متاسفانه وجهه مردم مشهد مدتهاس که خراب شده
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣