می‌شئذ در هر شرایطی و موقعیتی برآورده کننده آرزوی یک نفرباشی. آخر گاهی اوقات وسعت آرزوی یک نفرمی‌شود به اندازه بزرگی دل تو!

این را آن روزی فهمیدم که با سارا رفتم. نفهمیدم چرا یکهو چشم‌های سارا خیس شد؟ فقط آنقدر حالش بد بود که توانستم بنشینم کنارش روی صندلی و بهش خیره شوم تا یک چیزی بگوید.

هنوز متعجب بودم که سارا گفت: قبل عیدکه داشتم روموهاش رنگ می‌ذاشتم ازم پرسیدلاک قرمزداری؟ فهمیدم لاک قرمز دوست داره. لاک خودم را از کیفم درآوردم تا بهش بدهم اما قبول نکرد. فقط از من خواست تا ناخن‌هایش را لاک بزنم و قول بدهم تا قبل ازپاک  شدن لاک دست‌هایش دوباره برگردم پیشش و برایش یک لاک قرمز بگیرم و بیاورم.

سارا میان دنیایی از بغض و اشک فریاد زد: من آمدم، حالابعد3هفته!

همان لحظه پرستار سارا را در آغوش گرفت و گفت: دخترم تو سر قولت موندی، تو برگشتی درست قبل از پاک شدن لاک دستای خانوم محمدی مهر. دیشب قبل از مرگ هنوز لاک قرمز تو روی ناخن خانوم محمدی مهر بود و پاک نشده بود! اما انگارمحبت این مادر از دل بچه‌هاش پاک شده بود. آخه اونا قول داده بودن هفته‌ای یه بار بیان دیدنش، اما الان بعدگذشت 3 سال حتی قبل از مرگش هم نرسیدن!

سارا دوست من فقط یک آرایشگر ساده بود!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
عجب عجیب
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
یاشایدم عجیب عجب!ممنون
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
*می شد
p_golpari
p_golpari
٩٤/٠٣/١٢
١
٠
من نفهمیدم چی شد :| شرمنده ام واقعا !!! حالا دوباره میام میخونم شاید فهمیدم !!! (موفق باشی عزیزم )
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
می شود!
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون ازلطفت بابت مطالعه مطلبم.....کمی مشکل نوشتاری داشت که عذرمیخوام همینجابابتش
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
ضمن عذرخواهی ازهمه دوستان...نمی دونم این نوشته چرااینجوری منتشرشد؟فقط ازنظرنگارش وسیستم نوشتاری متفاوت شده کمی بامتن من!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٤/٠٣/١٢
١
٠
گاهی چه زود دیر می شود...
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
موافقم....ممنون ازنگاهت عزیزم
آتی
آتی
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
راتا جون دوست گلم اول یه خسته نباشید بهت میگم بابت متنت ...........
آتی
آتی
٩٤/٠٣/١٢
٠
٠
جالب و عجیب بودش ................ عجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب متنی خخخخخخخ
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
ممنونم رفیق همیشگی خودم....کلاباکامنتای توخستگی ازتنم میره بیرون
آتی
آتی
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
بابا مخلصیم راتاجون .............. لطف داری گلم ......
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
چه غم بزرگیه..... غم بی وفایی عزیزانت...........
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
متشکرجناب بزرگواری بابت نظرتون....وبازم آره غم بی وفایی عزیزان!
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
با اینکه تلخ بود اما دلنشین بود...ممنون امیدوارم بازم کاراتو ببینم و قلمت همچنان پایدار باشه...موفق باشی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون دوستم وسپاس
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
میتونم بگم میخکوب شدم. واقعا زیبا بود. غافلگیریه خوبی داشت متن. به جیم تبریک میگم که یک نویسنده ی خوب دیگه به مجموعه ش اضافه شد... موفق باشید :)))
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
سپاس بسیاربسیارزیاد......ببخشیددفعه اولم بود
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
بسیار تلخ ولی متلنگر!!(دارای تلنگر زیاد) به عنوان اولین یاداشت خیلی هم خوب بود اگه وقت داشتید یه نگاهی به یاداشت هام بندازید بعد خواهید فهمید که یکی دوتا اشتباه تایپی طبیعیه دی ی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٣
٠
٠
ممنون ازدلداری ولطفتون......ومرسی ازنگاهتون
غ-مریم
غ-مریم
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
بسيار زيبا و دلنشين بود
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
ممنون عزیزدل
faranak_b
faranak_b
٩٤/٠٣/١٤
٠
٠
:( خدا نکنه مثل اون بچه ها بشیم... موفق باشید :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خدانکنه....کاش به جبران بی وفایی این بچه هاماهرزگاهی سری به این پدرومادرهای عزیزبزنیم....ممنون ازنگاهتون
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
سلام؛ اولین مطلبتون مبارک! ایشالا از نوشته های بعدی بهتر در خدمت هستیم :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
سلام.....ممنون ازلطفتون.....ماشاگردیم وبانگاههای هوشیارانه اساتیدی چون شماانشالله موفق تربشیم.
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
خواهش می کنم، اتفاقا همون واژۀ "موفق تر" رو خوب به کار بردین، چون ورود به "جیم" خودش موفقیت است. با آرزوی آتیه ای درخشان برای شما :)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٥
٠
٠
:-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
هیـــــــــــــــع رروزگار :(( شیک نوشتی و دغدغه مند...قلمت مستدآم (^_^)
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
ممنون....خدایی آواتارت عزیزدل منه:-)
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
فدای تو :) اسمش محمد امینه. خواهرزادمه (^_^)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣