بی تو مهتاب شبی کوچه مرا آه کشید / شعر

بی تو مهتاب شبی کوچه مرا آه کشید / شعر

نویسنده : REZA_ZDR

بی تو مهتاب شبی کوچه مرا آه کشید

روی دیواره‌ی دل عکس تو را ماه کشید

شانه بر شانه‌ی تو برد مرا سمت غزل

کوچه تا آخر شب در غزلم آه کشید

کوچه که سنگ صبور دل نا سور من است

ماه من، ناز تو را در دل این چاه کشید

قصه‌ی مهر و وفا گفتم و گفتی که نگو:

دست تقدیر مرا تا تو به اکراه کشید

دور از زخم خزان باد گل با نمکم

رفت و کبریت در انبار پر از کاه کشید

خاطرم بارور از عشق سَتَروَن* شده است

بی سبب نیست تو را این همه دلخواه کشید

=============

* بی‌بار، عقیم، نازا، بایر، لمیزرع

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام . خیلی زیبا بود . ممنون از شما
aassak13
aassak13
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
دور از زخم خزان باد گل با نمکم ، این من نفهمیدم
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
سلام خیلی هم عالی // مرســ:ـــ)ـــی
علیرضا
علیرضا
٩٤/٠٧/٠٨
٠
٠
چقدر قشنگ بود، لذت بردم :)
sara_a
sara_a
٩٤/٠٧/٠٩
٠
٠
مرسی زیبا بود
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/٠٧/١٠
٠
٠
سلام قلمتان ماندگاروعیدتان مبارک
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
خیلی ممنون عید شما هم مبارک
راتا
راتا
٩٤/٠٧/١١
٠
٠
سلام....زیبابودش:)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/٠٧/٢١
٠
٠
سروده خوبی است ممنون
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
می خواست زندگی کند

خفه اش کردیم

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات