من از اقیانوس چشم‌هات وضو میگیرم

من از اقیانوس چشم‌هات وضو میگیرم

نویسنده : tooti-h

یادت می آید؟ همان شبی که آمدی تویِ خوابم و من از شرمِ حضورت چادر گلدار سرم کردم و برایت تویِ استکانِ کمر باریکِ زرکوب چایِ تازه دم با عطردارچین و طعمِ دانه‌های دلمان ریختم و تو ازَم نگاه برنمی‌داشتی و من تویِ عمقِ نگاهت شنا می‌کردم و چون بلد نبودم، نزدیک بود غرق شوم. یادت می‌آید؟ اَه! این چه سؤالی ست که می‌پرسم. معلوم است که نه. اصلا تو که نمی‌دانی آمده بودی تویِ خوابم که یادت هم مانده باشد! حالا آمده‌ام بگویم خیلی وقت است دلم هوایِ همان نگاه‌های ممتد و چشم‌های درشت و مشکی‌ات را کرده و تو انگار نه انگار! انگار نه انگار که دلم تب می‌کند از نبودنت، ندیدنت و تمامِ خودت!

حالا من چقدر باید بخوابم و منتظر باشم که تو باز قدم رنجه کنی و بیایی تویِ خواب‌هایم. چقدر باید روزها قبل و بعد نهار و حتی غروب خودم را به خواب بزنم که بلکم یک وقت نیامده باشی پیاده روی تویِ خواب‌هایم و من نبینمت! از تو چه پنهان غذایِ سنگین هم خوردم اما نشد، نیامدی... حالا از 24 ساعت را 20 ساعتش را خوابم و تو... نمی‌دانم این روزها کجایی که نمی‌بینمت! دل نگرانم که نکند تویِ همان 4 ساعت که بیدارم بیایی و من کاش 24 ساعت را خواب بودم.

و حالا هم شب‌ها چادرِ گُلدارم را عطر می‌زنم و کنار بالشم می‌گذارم. قبل خواب چشمانم را سرمه می‌کشم و روسریِ ساتنِ آبی سرم می‌کنم. باید مرتب باشم وقتِ آمدنت! باید خوشگل باشم وقت آمدنت! باید بویِ همان عطرِ نارسیس را بدهم و وقتی نگام می‌کنی باید روسریِ آبی سرم باشد... عزیزِ دلم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
راتا
راتا
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
زیبا
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
:)
میرزا
میرزا
٩٤/٠٣/١٦
١
٠
سلام؛ یادداشتِ عاشقانۀ دلچسب! در انتظار بعدی ها...
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
آخـــــــــــــی :))
آسمانه
آسمانه
٩٤/٠٣/١٦
٠
٠
پسندمون یکی منم روسری آبی دوست دارم:)
F-jafari
F-jafari
٩٤/٠٣/١٦
١
٠
تو انگار نه انگار! انگار نه انگار که دلم تب می‌کند از نبودنت، ندیدنت و تمامِ خودت! عـــــــــــالی بود.مرسی
ahoo_khademi
ahoo_khademi
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
عاشقانه ی زیبا و دلنشینی بو...ممنونم به خاطر این متن زیباتون که کلی حس خوب بم داد...ممنون امیدوارم قلمتون همچنان پایدار باشه و موفق باشین
naser_j
naser_j
٩٤/٠٣/١٧
٠
٠
مرسی اول به خاطر نوشته عاشقانه و زیبا تون و بعد به این خاطر که ثابت کردین بدون استفاده از عبارات و اصطلاحاتی مثل "پیرهن سفید مردانه "و "ته ریش "هم عاشقانه های دخترانه زیبا نوشت :)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات