خوابم نمی‌برد. از این پهلو به آن پهلو می‌شدم و جیرجیر تختِ خواب صدای نچ و نوچ خواهرم را درآورده بود که یعنی بگیر بخواب و سر و صدا نکن! بعد من در حالی که به نور آباژور که روی سقف افتاده بود خیره شده بودم داشتم به این فکر می‌کردم که بعدش چه می‌شود؟! این‌که خیلی وقت است که تو رفته‌ای و من ندیدمت. و شاید هیچ‌وقت دیگر یکدیگر را نبینیم. این‌که روزهایی که می‌آیند یک ذره توی‌شان خوشبختی و آرامش ندارند. باید برای ارشد آزاد درس بخوانم و استرس نتیجه‌های ارشد آدم را روان پریش می‌کند. این‌که ماه‌ها می‌گذرد و من در بُعد زمان از تو دور و دور و دور تر می‌شوم. این‌که روزها می‌آیند، بهار و تابستان و پاییز. این‌که من هر طور شده باید یک کار پیدا کنم. حتی نیمه وقت و با حقوق کم. هم باید درس بخوانم و هم برای هزینه‌های خودم و احتمالا برای شهریه فوق لیسانس در صورتی که بخواهم برای ارشد بروم دانشگاه آزاد کار کنم. خروس خوان از خانه بزنم بیرون و مثل جنازه توی غروب‌های کشنده پاییزی و زمستانی توی حجم آدم‌ها و ماشین‌های چراغ رنگی، خودم را برسانم به خانه. بعد توی خیابان و اتوبوس و تاکسی هزار نفر را ببینم که حتی به اندازه پیرهن تن‌شان، آستین‌های تا زده‌شان و حتی راه رفتن‌شان مثل تو باشند، باز دلم تو را بخواهد و به تو نرسد. روزی 100 هزار بار از فکر این زندگی زجر آور مرگ را آرزو کنم. بعد غیر مستقیم به خدا گفتم که می‌شود بقیه دوران محکومیت زندگی در دنیا را به من ببخشی و مرا راحت کنی؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sjalal
sjalal
٩٤/٠٤/١٦
١
٠
زندگی زیبایی هایی هم دارد در کنار همه این مشکلات که برای اکثر ما هست.به نظرم کمی بدبینانه به زندگی می نگرید
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/٠٤/١٦
١
٠
به نظرم اینکه نباشه وبه قول شما در بعد زمان هی دورترو دور تربشه خیلی بهتره که مثل ایینه ی دق جلوت باشه ولی با یکی دیگه یا ... اونجوری فراموشش خیلی راحت تره یا حداقل میدونی که گوشه ذهن و قلب خودت و میتونی بهش با همون خصوصیاتی که دوسش داری فکر کنی تا اینکه پیشت باشه ولی با یک خصوصیات دیگه با کارا و حرفایی که هرثانیتو جهنم میکنه!
saeede_eb
saeede_eb
٩٤/٠٤/١٦
١
٠
موافقم منم منتظر نتیجه کنکور سراسریم و تقریبا به همین نتایجم رسیدم:((
poone_panahi
poone_panahi
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
منم همینطور:(
سحر نیکوعقیده
سحر نیکوعقیده
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
خب به نظر من شخصیت داستان های زنجیره ای شما( بهش می گن زنجیره ای دیگه؟o.O چون به نظرم همشون به هم مرتبطن) نباید خودش رو بیشتراز این درگیر اون عشق قدیمی بکنه! چون واقعا داره آیندش رو خراب می کنه! سر هیچ! واقعا سر هیچ! واقعا ارزششو نداره که اخر متن همچین ارزویی از خدا بکنه :|
رفیعه
رفیعه
٩٤/٠٤/١٧
١
٠
فقد یک کلمه بت میگم:هیچ کس جز خودت تو این دنیا ارزش نداره!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
رسالت انسان

پرندگی

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
باران در ظهر آفتابی

بمان کنارم

٩٦/٠٣/٠٣
تبلیغات
تبلیغات