دال آمده بود دیدن‌مان، به خاطر یکی از رسم و رسومات نزدیک عید. یک سال بود که دال نیامده بود خانه‌مان و هشت ماه می‌شد که من دال را نبوسیده بودم. دال هم زندگی‌اش مثل ما بود. پر رنج و گرفتاری. نیم ساعت هم خانه‌مان نماند. بعدش رفته بود. من برای بدرقه‌اش نرفته بودم. همان‌جا دم درب خانه گفته بود که یک پسر خوب پیدا کرده که اوصافش مثل بقیه خواستگارهایم بود. اما من دوباره و چند باره مثل دفعه اول پر از اضطراب و اندوه شده بودم. پر از ناراحتی شده بودم. حتی از این‌که دال آمده بود خانه‌مان و با این حرفش دوباره آرامش نصف و نیمه مرا به هم ریخته بود دلگیر بودم.

بعد تا غروب داشتم با خودم کلنجار می‌رفتم که بالاخره باید ازدواج کرد. تا ابد نمی‌شود که با خاطره کسی زندگی کرد که حسی به آدم ندارد. به این هم فکر کردم که همان اول به طرفم بگویم که قبلا به کسی علاقه داشته‌ام یا بگذرام بعدا بگویم یا اصلا نگویم. به این فکر کردم که فیلم‌ها و عکس‌هایت را کی حذف کنم. بعد مثل بقیه دخترها از مراسم خواستگاری تا رفتن سر خانه زندگی را توی سرم مرور کرده بودم. اما موقع درست کردن شام، موقع غذا خوردن و موقع شستن ظرف‌ها باز قلبم گفته بود که من فقط تو را می‌خواهم.

با خودم فکر می‌کردم که ای کاش دال به جای صحبت از مهندس جوانی که کار و ماشین و خانه دارد و آدم تقریبا خوبی است. اوصاف پسری را می‌گفت که دانشجوست و آس و پاس است و هشتش گرو نه‌اش است، اما خیلی پسر خوب و پاک و کاری‌ای است. رفتار و گفتارش عقلانی و سنجیده است. که همیشه خدا چهارخانه‌های قشنگی تنش است و عاشق من است... ای کاش...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٤/٠٥/١٨
١
٠
یک فراغمناطیس دیگه تو راه ِ با این حساب . کاش بشه جلوی این همه غمناطیس رو گرفت
h.naderi
h.naderi
٩٤/٠٥/١٩
١
٠
خیلی توی اون فاز نبود
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/٠٥/١٨
٢
٠
خیلی بده اینجوری ... خیلی ...
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/٠٥/١٨
٢
٠
خیلی خوب .
meshkat
meshkat
٩٤/٠٥/١٨
١
٠
چه غمناک... برا هیشکی پیش نیاد!
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/٠٥/١٨
١
٠
سلام ... اميداورم اين دانشجوي كه وصف زيبايي از او كرديد هم عاشق شود.
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٥/١٨
١
٠
منم امیدوارم عشق رو تجربه کنه و حال اون عاشق دلشکسته رو تجربه کنه
PATRICK_S
PATRICK_S
٩٤/٠٥/١٨
٢
٠
شاعر ميفرمايد: سهم من بوسه ي گل نيست///سهم من زخم يه خاره. البته من بهش اعتقاد ندارم گفتم شايد شما هم بهش اعتقاد پيدا نكنين
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/١٩
١
٠
ای بابا :؟//
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٥/١٩
١
٠
چرا؟؟؟!!! :-( :-( :-(
2nyadideh
2nyadideh
٩٤/٠٥/٢١
١
٠
آخه بده که اینجوری :(
i_banu69
i_banu69
٩٤/٠٥/٢١
٠
٠
اینکه توو فکر یکی دیگس؟:-( آره خب.....خدا هیشکسی رو اینجوری عذاب نده :-(
sjalal
sjalal
٩٤/٠٥/٢٠
١
٠
عشق یعنی انتظار
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

قسم به طرز نگاهت

٩٥/١٠/٢٠
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
کاش گرگ بودیم

گرگ ها گریه نمی کنند؟

٩٥/١٠/٢٠
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
حکایت آمارهای تکان دهنده

لطفا قبل از مصرف تکان دهید

٩٥/١٠/٢٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
ته ریشت را بیشتر

موهایت را دوست دارم

٩٥/١٠/٢٠
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات