هر مسابقه، یک گریستن!

هر مسابقه، یک گریستن!

نویسنده : i_banu69

برای ناراحتی و گریه کردن که فقط نباید بیکار و بی پول و افسرده باشی یا یک عالمه درس برای خواندن تلنبار شده باشد. همین که یک نفر هست که اسم و فامیلش مثل توست و توی یک تیم فوتبال معروف بازی کند و تووی هر بازی هم حداقل یکی دو تا گل می‌زند وگزارشگر با سرعت 100 بار در دقیقه اسمت را به زبان بیاورد و پایین صفحه تلوزیون هم زیرنویس شود و من یاد تو بیفتم؛ همین خودش برای گریه کردن کافی است. اینکه اسمت را نگاه کنم و بشنوم و به این فکر کنم که الان تو کجایی و چه می‌کنی و چه پوشیدی؟ اینکه اصلا از تو خبر ندارم و بینهایت دلم برایت تنگ شده است و شاید برای همیشه نگاهم در آرزوی دیدار دوباره تو بماند؛ خودش بهانه‌ ایست برای گریستن

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/٠٨/٢٠
٢
١
همیشه بهانه برای گریستن بیشتر از بهانه برای خندیدن است ....
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/٠٩/٠٣
١
٠
اصلا موافق نیستم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات