من عشق را با چشم تو احساس کردم

من عشق را با چشم تو احساس کردم

نویسنده : i_banu69

اوایل دوران نوجوانی‌ام دوستی‌های معمول دختر و پسر کمی با الان فرق داشت. تقریبا توی سال‌های دوم راهنمایی تا اواخر اول دبیرستان بیشتر بچه‌های کلاس‌مان با یکی دوست بودند و یا حداقلش این‌که یکی را می‌خواستند. من آن موقع یک دختر خیلی ساده و بی‌دست و پا بودم و اصلا به این چیزها فکر نمی‌کردم. تمام دنیای آن روزهای من چیزهای باارزشی بود که خواسته یا ناخواسته کم‌کم از زندگی‌ام پاک شد. آن روزها «ف» یکی از همکلاسی‌هایم بود که فامیل نزدیکم هم می‌شد، با بغل دستی‌اش در مورد مرجان و یک نفر دیگر که هرچه فکر می‌کنم اسمش را یادم نمی‌آید حرف می‌زدند. این‌که من نمی‌دانستم مرجان و آن یک نفر دیگر اصلا دختر نیستند بلکه دوتا از پسرهای محله‌شان اند که چندسالی از خودشان بزرگتر بودند. این‌ها اسم رمزشان بود که لو نروند!

با «ف» تا سال اول دبیرستان همکلاس بودم. بالاخره یک روز اتفاقی نامه‌های عاشقانه‌اش را دیدم و اصرار کردم که ماجرا را برایم بگوید. گفت بالاخره. اسم پسره علی بود. مایه دار بودند. پسره آن موقع برای خودش ماشین داشت. خوش تیپ هم بود. یک روز هم که داشتیم از مدرسه برمی‌گشتیم از توی ماشینش یک نامه انداخت جلوی پای‌مان و ما هم که ترسیده بودیم فرار کردیم. «ف» با فامیل سر یک مسئله ساده دعوایشان شد. خانه‌شان را بردند. رفتند یک شهر جدید. شهر جدید برای‌شان آمد داشت. «ف» با کمال شگفتی یک ضرب دانشگاه قبول شد. زندگیشان، خوراک و پوشیدن و حرف زدن‌شان عوض شد. دیگر نفهمیدم رابطه‌اش با آن پسره چه شد. یک بار شنیدم که پسره بالاخره آمده با یکی از همکلاسی‌های دبستانم ازدواج کرده.

 دوست بودن یا نبودن با جنس مخالف هیچوقت ملاک آدمیت نبوده. اما من که هیچ وقت با کسی نبوده‌ام. عشق را تجربه کردم. با هیچ کسی مخفیانه حرف نزدم اما عشق را تجربه کردم. من هیچ وقت برای کسی نامه‌ی عاشقانه ننوشته‌ام و مسلما هم نامه عاشقانه از کسی نگرفته‌ام. من هیچ‌وقت توی کتاب‌های درسی و سر رسید خاطراتم گل خشک شده نداشته‌ام. من هیچ وقت سرکلاس تمام ساعت را با بغل دستی‌ام در مورد آن پسر خوش تیپه محلمان حرف نزدم. من هیچوقت پول تو جیبی‌هایم را چند ماه جمع نکردم‌ام تا برای طرفم ساعت و کتاب و عروسک بخرم و بعد از چند ماه آن را دست یکی از دوستانم ببینم. من هیچ وقت مخفیانه توی خیابان، پارک، با کسی قرار نگذاشته‌ام و شب قبلش از ذوق دیدن چشم‌هایش تا خود صبح رویای رنگی ندیده‌ام. من هیچ وقت دستان طرفم را نگرفته‌ام، او را نبوسیده‌ام، بغلش نکردم، حتی یک بار هم نگفتم دوستت دارم. اما عشق را تجربه کرده‌ام. من عشق را تجربه کرده‌ام بدون این‌که هیچ کدام از این کارها را انجام داده باشم. من عشق را تجربه کردم فقط و فقط و فقط با بودن کسی که فقط نزدیکم بوده. من عشق را تجربه کردم فقط با بودن تو.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
چه عشقولانه بود، الان که تو مدرسه مون همه عاشقن ، یکی از یکی بیش تر
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
دخترای پاک عشقشونو فقط یک بار تجربه میکنن فقططط یک بار
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
چی بگم در مورد این پدیده دوستی های دختر و پسر ... مشکل از پسراست یا دخترا؟؟ این همه عشق و شکست عشقی و خیانت و دروغ قراره چه آینده ای رو برامون رقم بزنه؟؟
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
من جسارتا با مطلب مخالفم!
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
منم که از اول اینو میگفتم شما تازه فهمیدین و میگید!!!
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
با مطالب من مخالف هستین عالیجنابان!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
با چیش مخالفین دقیقا؟؟؟:۰
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
با مخفف بودن اسم ها :Oمتهمین اقتصادی که معرفی نمیکنید
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٣
١
٠
من اینجوری بیشتر دوست دارم😆😆
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
راستی یک مدتی هست تشریف ندارید؛ دوست داریم بیشتر در خدمتتون باشیم
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
که هی این داستانهای عاشقانه رو بخونیم!!!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
لایک:-)
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
خب نخونید کسی مجبورتون نکرده که 😆😆😆😆😆
m_heydarpoor
m_heydarpoor
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
عشق یا هوس ؟ معضل این روز های ما
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٠٢
٢
٠
اگر کار خوبی بود قطعا دین اسلام اون رو نهی نمیکرد. میگفت برید 100 تا دوست غیر همجنس واسه خودتون پیدا کنید! البته این از نظر شرعیش بود. ولی خب به صورت کلی آره دوستی با جنس مخالف از پایه مشکل داره چون همینطور که از اسمش مشخصه جنس مخالف یعنی مخالف هم که اگر بی هوا به سمت هم برن ممکنه اتفاق های ناخوش آیندی پیش بیاد
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٠٣
٢
٠
من اون تیکه آخر مطلب رو خیلی می فهمم ولی معنی عشق رو هنوز نفهمیدم. به قول مامانم اصلا شاید عشق نیست توی این دنیا ........... هست؟
m-roohangiz
m-roohangiz
٩٤/١٠/٠٣
٢
٠
چقدر قشنگ بود :)
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/٠٣
٢
٠
این "تو" که گفتین بلاخره معلوم نشد کی بوده.؟ یکجورایی داستانتون ناتموم ماند.
i_banu69
i_banu69
٩٤/١٠/٠٣
٢
٠
خب معلومه آدمه😆
سعید نایب
سعید نایب
٩٤/١٠/٠٥
٢
٠
خدا ببخشه براتون.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠