تو را با عشق می‌بوسم

تو را با عشق می‌بوسم

نویسنده : i_banu69

می‌دانی؟ دلم می‌خواهد وقتی روز آخر که امتحان‌مان تمام شد و با بچه‌ها عکس فارغ التحصیلی انداختیم، قبل از این‌که تو از درب سمت پارک خارج شوی و من از درب سمت عابر بانک بیرون بروم و هرکدام‌مان برویم سراغ زندگی‌مان، سرپله‌های دانشکده دست‌هایت را بگیرم، سر پنجه‌هایم بلند شوم و یک بوسه از لب‌هایت و یک بوسه از صورتت بگیرم و دست آخر هم محکم تو را بغل کنم و با دل خوش بگویم خداحافظ و بروم.

خدایا؟! اگر می‌شد چه می‌شد؟!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
این «اگر» ها آخر آدمو میکشن... :(:
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٨/٠٦
٠
٠
اینجوری دیگه اینجا ایران نبود که، اروپا بود :)))
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات